آرون کاهن اعظم و رابرت فراست شاعر


نوشته شده توسط Clifford S. Fishman | WJW

بخش تورات این هفته شمنی، لاویان ۹:۱-۱۱:۴۷ است.

در شعر رابرت فراست، “توقف در جنگل در یک عصر برفی”، راوی سفر خود را قطع می کند تا به بارش ملایم برف فکر کند. در سطر ۸ اشاره ای تا حدی متناقض به “تاریک ترین عصر سال” وجود دارد، اما به غیر از آن، ۱۲ سطر اول شعر تصویری آرام و زیبا ترسیم می کند.

اما در چهار خط آخر، حال و هوا ناگهان تغییر کرد:

https://www.washingtonjewishweek.com/enewsletter/

جنگل ها زیبا، تاریک و عمیق هستند،
اما من قول هایی دارم که باید عمل کنم
و مایل ها قبل از خواب سفر می کنم،
و مایل ها قبل از خواب سفر می کنم.”

آنها به راوی پیشنهاد می کنند که ای کاش می توانست به سادگی سفر خود را در جنگل به پایان برساند. اما چرا؟ و چرا توقف؟ چرا این “تاریک ترین عصر” است؟ مرگ “تاریک ترین” و “عمیق ترین” چیزی است که وجود دارد. آیا راوی ضایعه ای آنقدر هولناک را متحمل شد که مرگ در مقایسه با جایگزین «زیبا» است؟

خبرنامه هفته یهودی واشنگتن را از طریق ایمیل دریافت کنید و مهمترین اخبار ما را از دست ندهید
ما داده ها را با فروشندگان خارجی به اشتراک نمی گذاریم.

ثبت نام رایگان

شعر جواب نمی دهد.

حادثه بسیار ناراحت کننده ای در آغاز فصل دهم لاویان رخ داد: “پسران هارون ناداو و آفیهو… آتش عجیبی به حضور خداوند آوردند که او به آنها دستور نداد. و آتش از جانب خداوند خارج شد و … آنها به فرمان خداوند درگذشتند.موسی سخنان تسلی بخشید، اما تورات به ما می گوید هارون ساکت بود.
حکیمان ما تفاسیر یا تفسیرهای مختلفی از سکوت هارون ارائه می دهند – ناتوانی حیرت زده در پاسخگویی. پذیرش متواضعانه تقدیر الهی; خشم بر خدا و سپس خودداری از انجام وظایفش.

برخی از حکیمان معتقدند که هارون نسبت به پسرانش حسادت می‌ورزید، پسرانی که خدا را آنقدر دوست داشتند که مشتاقانه جان خود را بلافاصله به خدا بازگرداندند، نه اینکه زندگی عادی خود را انجام دهند. شاید هارون مدتی است که در آرزوی پیوستن به آنها بوده است.

سکوت هارون عمیقاً ما را به چالش می‌کشد، زیرا هر یک از این تفاسیر نشان می‌دهد که مردم معمولاً چگونه به تراژدی یا از دست دادن شخصی واکنش نشان می‌دهند. یک عزیز قبل از وقتش می میرد. یا فرد دچار آسیب جدی یا بیماری ناگهانی شود. یا حرفه یا عملیات نجات زندگی یک فرد در آشفتگی ناپدید می شود که هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند یا از آن جلوگیری کند.
اگر خدا عادل است، چگونه اجازه داده که این اتفاق بیفتد؟

ما نباید از دریافت چنین واکنش هایی احساس گناه کنیم. ما حق داریم یک یا همه آنها را احساس کنیم. و دانستن این موضوع که هارون ممکن است یک یا همه آنها را حس کرده باشد، اگر اتفاق وحشتناکی برای ما یا یکی از عزیزانش بیفتد، ممکن است باعث آرامش شود.

حادثه «آتش عجیب» به نوعی طرف دیگر «توقف در وودز» است. در شعر، ما مانده ایم که ماجرای پشت سر را حدس بزنیم. تنها چیزی که به یقین می دانیم پاسخ راوی است. در لاویان ۱۰:۱-۳، ما می دانیم که هارون چه چیزی را از دست داد. این عدم پاسخگویی هارون است که ما را گیج می کند.

اما همه آنها یک درس را به ما می دهند. بعد از سکوتش و بعد از اینکه هارون از اولین شوک خلاص شد، هارون چه کرد؟ آیا او تسلیم خشم، ناامیدی یا ناباوری می شود؟ انجام این کار بسیار قابل درک خواهد بود. پس از همه، “جنگل زیبا، تاریک و عمیق است.”

اما هارون برگزید و خود را مجبور کرد که در آن «جنگل» باقی نماند، زیرا می دانست که بنی اسرائیل – و خدا – به او نیاز دارند و به او وابسته اند. او نفس عمیقی می کشد – و مسئولیت های خود را در قبال مردمش از سر می گیرد. با وجود از دست دادن، با وجود تراژدی، با وجود عصبانیت و ناامیدی، او می داند – همانطور که راوی فراست می داند:

اما من قول هایی دارم که باید عمل کنم،
و مایل ها قبل از خواب سفر می کنم.
خیلی زمان باقی مانده تا من بخوابم. “

کلیفورد اس. فیشمن، عضو ارشد
از پرستندگان تیکفت اسرائیل، بازنشسته در
۲۰۱۹ پس از ۴۲ سال به عنوان استاد حقوق در دانشگاه کاتولیک.