از جنگ اوکراین چه می توانیم یاد بگیریم؟ – خبری نیست


روسیه معتقد است برای جلوگیری از پیشروی اتحاد دشمنان به عمق و هویت تاریخی خود مجبور به جنگ در اوکراین شد و ارتش خود را به یک میدان جنگ نامتقارن در مکانی آشنا اما در زمانی متفاوت تبدیل کرده است. اما طرف مقابل به دنبال رویارویی مستقیم نیست و خوشحال است که رویارویی را از سبک بازی با حاصل جمع صفر قدیمی به چیزی شبیه به تکنیک های ابتکاری آیکیدو و جودو تبدیل کند. نمی تواند تحقیر خود را بپذیرد.

علم تجربی دختر عصر مدرن بود و فناوری های جدید ثمره آن بود. رشد سریع علم و فناوری از جنگ جهانی دوم تا سال‌های اولیه هزاره جدید به قدری شگفت‌انگیز بود که محققانی مانند ساول کوهن کتاب خود را با تلاش برای اثبات این موضوع آغاز کردند که علیرغم پیشرفت بشر، عامل جغرافیایی و بنابراین ژئوپلیتیک هنوز تاثیرگذار باقی می ماند نزدیک به دو دهه پس از انتشار اولین نسخه ژئوپلیتیک نظم جهانی، نبرد روسیه در اوکراین به ما نشان داد که کوهن درست می‌گفت.

تحلیلگران تخمین می زنند که اگر خط نبرد از مناطق هموار شرقی تا مناطق کوهستانی غرب اوکراین امتداد یابد، ارتش روسیه در وضعیت سختی قرار خواهد گرفت و این با نبرد شهرها و بی میلی اوکراینی ها همراه است. مردم. نیروهای روسیه کشور آنها را اشغال می کنند و نیروهای روسیه حتی بیشتر محدود خواهند شد. به طور گسترده تر، اوکراین تله ای برای روسیه است تا دومین فروپاشی این اتحادیه گسترده را تجربه کند و راه را برای نفوذ چین در استپ ها، معادن، عبور از آسیای مرکزی (مرکز قزاقستان) و تحت فشار هموار کند. می توان از شمال جبهه گشود و زمینه را برای متلاشی شدن نیروها و اختلال در تمرکز و کنترل چین در دریای چین جنوبی فراهم کرد. برخی تحلیلگران همچنین روسیه را به جنگ اوکراین با کشف ذخایر عظیم و میادین گازی در شرق مدیترانه، دریای سیاه و دریای خزر مرتبط می دانند. همه این تحلیل ها دست کم در یک نکته اتفاق نظر دارند و این چیزی نیست جز پوچ بودن ادعای طرفداران پوچ گرایی جغرافیایی و منکران ارزش ژئوپلیتیک. بر این اساس، ما نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، نمی‌توانیم سرنوشتی مشابه سوئیس کوهستانی و محصور در خشکی داشته باشیم. ما یا باید از این موهبت ها استفاده کنیم، یا دیگران می توانند با استفاده از آنها ما را مجبور به تنش و تکمیل قراردادهایی کنند که در دو قرن گذشته تکرار شده است. تاریخ درس دیگری به ما می‌دهد: هیچ‌کس انتظار ندارد دیگری از استعدادهای ژئوپلیتیک بهره‌مند شود.

به نظر می رسد چین با آگاهی از واقعیت های ژئوپلیتیک و درک قدرت مخرب بمب اتمی اقتصادی، بازی خود را از مرکز میدان به جبهه روسیه تغییر می دهد. شهروندان سان تزو عاقلتر از این هستند که ندانند که داستان «جنگ بین دو دشمن به نفع ما» اینقدر قدیمی و قدیمی شده است و پشت هر پاسخ ساده و مستقیم یک نکته انحرافی و سه نکته منفی نهفته است. با در نظر گرفتن این موضوع، تایوانی ها اکنون می توانند نفس راحتی بکشند و به شکاف ستون به ستون امیدوار باشند.

ما به عنوان یک قدرت خاورمیانه با ذخایر عظیم انرژی و نقشی بی بدیل در ایجاد تعادل در جهان اسلام، باید خود را با تحولات ژئوپلیتیکی جدید وفق دهیم. بعید نیست که مردم کرملین تلاش کنند تا تمرکز فشار جهانی بر روسیه را کاهش دهند، تحمیل تحریم‌ها بر بخش انرژی روسیه را دشوار کنند، آتش جنگ در خاورمیانه و انبار انرژی آن، ایران را برافروختند. خلیج فارس، و مذاکره علیه نرمش موقت متحدان آتلانتیک.. ایرانیان در وین آنها سیاست متفاوتی را اتخاذ می کنند و از یک استراتژی جدید بیشترین بهره را می برند. پوتین اگرچه ضعیف است، اما احتمالاً پس از رویارویی که بسیاری آن را به بحران موشکی کوبا تشبیه کرده اند، سرنوشتی بهتر از خروشچف ندارد.

هیچ یک از موضوعات مطرح شده در پاراگراف قبل، هر چند با ارزش است، آنقدر مهم نیست که سوال اساسی این است که در این عصر آشفتگی و گرد و غبار، کدام طرف را باید بایستیم؟ بی شک یافتن چنین پاسخ مهم و تاریخی که به درستی می توان آن را پرسش قرن ایرانیان نامید، مستلزم صرف وقت و انرژی گروهی از مدیران و کارشناسان در محیطی چند موضوعی و ثبت و تحلیل مشاهدات احتمالی است. . با این حال، به عنوان یک گام کوچک، شاید بد نباشد که در صفحه اوکراین به ترکیب اصلی برگردیم تا به نقطه شروع برسیم.

بزرگترین کشور جهان بر این باور است که برای جلوگیری از پیشروی ائتلافی از دشمنان به عمق و هویت تاریخی خود مجبور به جنگ در اروپا، بزرگترین کشور جهان و انبار غله خود بود. اما طرف مقابل به دنبال رویارویی مستقیم نیست و خوشحال است که رویارویی را از سبک بازی با حاصل جمع صفر قدیمی به چیزی شبیه به تکنیک های ابتکاری آیکیدو و جودو تبدیل کند. او نمی تواند از شکستگی دردناک مفاصل و استخوان هایش فرار کند. فراری عاشق فنجان شوک های تلخ و عاقلانه است. در این میان طرف سومی به نام چین وجود دارد که ثابت کرده است نمی خواهد در شرایطی مشابه وضعیت فعلی روسیه قرار گیرد. کشوری با وجود شباهت جغرافیایی، ایدئولوژیک و نظامی با روسیه، دارای اقتصاد پویا و جهانی است و این مولفه اجازه نمی دهد تمامیت ارضی خود را به قیمت تحریم های گسترده بپذیرد. شاید برای پکن، دوم بودن بهتر از اول بودن باشد. افق ۲۰۵۰ جالب تر از افق ۲۰۲۲ است.

بی کفایتی سازمان ملل به ویژه شورای امنیت، تسلط ترامپ بر حزب جمهوری خواه، فعالیت احزاب راست افراطی در اروپا، ظهور چین، مسلح شدن متحدان بازنده در جنگ جهانی دوم (آلمان و ژاپن)، راضی بودن دولت بایدن هریس از چنین تصمیماتی همگی خبری است، از حقیقت اول: جهان پسا آمریکا. این را فرید زکریا در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد و توضیح داد که پیدایش چنین جهانی بیشتر به ظهور دیگران مرتبط است تا افول ایالات متحده. البته، جنگ اوکراین، صرف نظر از نتیجه آن، یک کشور را تضعیف خواهد کرد: روسیه. کشوری که حتی دو دهه پیش ادعای ابرقدرتی کروی داشت و در طول تاریخ ما نقش همسایه ای با مرزی غیرقابل کنترل و گستردگی را ایفا کرده که بر پیکر کنجکاو عباس میرزا آلوده و روان او را نقد و زیر سوال برده است. . روسیه اکنون نه با سلاح‌های هسته‌ای، بلکه با نامگذاری اقتصادی، خطوط ناکارآمد تدارکات و پشتیبانی، و ضعف و عدم هماهنگی نیروهای هوایی و دریایی خود با نیروهای زمینی سلاح‌های کوچک خود مانند جاولین و استینگر به چالش کشیده شده است. و بایراکتار.

به نظر می رسد زنجیره نفوذ ناشی از ضعف روسیه دو پیامد بر سرنوشت خاورمیانه و به ویژه ما خواهد داشت: ظهور اروپای منفعل (پس از ۷۷ سال) و تقویت اتحاد عبری و عربی (پس از آن). ۴ دوره). جنگ نامتقارن و تحقیر اعراب). این نشان می‌دهد که تا اطلاع ثانوی، رویکردهای عمل‌گرایانه مبتنی بر امنیت و استقلال برای رهبران و تحلیل‌گران مفیدتر خواهد بود و جهان‌بینی لیبرال دوباره به ذهن‌های آرمان‌گرا و میز کار روی خواهد آورد.