از وین تا دوحه؛ چرا بایدن دیپلماسی آونگی دارد؟ – اخبار


واشنگتن توانایی و تمایلی برای احیای برجام را ندارد. زیرا فشار کنگره و دیگر مخالفان منطقه ای و غیرمنطقه ای برجام از یک سو دست دولت بایدن را بسته است و از سوی دیگر خود دولت بایدن نمی خواهد برجام ۲۰۱۵ را احیا کند. اتفاقی که جمهوری اسلامی ایران اصرار دارد که مذاکرات هسته ای، چه در وین یا دوحه یا جاهای دیگر، فقط به احیای برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ منجر شود، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

به گزارش خبرآنلاین، در شرایطی که دولت بایدن در هفته‌ها و ماه‌های اخیر شمشیر خود را در برابر ایران بسته بود، ناگهان شاهد دیدار غیرمستقیم تهران و واشنگتن در دوحه بودیم. اگرچه این نشست دو روزه به نتیجه مثبتی منجر نشد، اما این سوال را در ذهن ایجاد می کند که به چه دلیل یا دلایلی شاهد این تناقض و سیاست آونگی دولت بایدن در قبال ایران و برجام هستیم؟

وی در گفت و گو با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس و تحلیلگر برجسته مسائل آمریکا، به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال است که چرا دولت بایدن در حالی که در تلاش برای تصویب قطعنامه ای در شورای حکام است، چندین مرحله را تحمیل می کند. تحریم های جدید، سیاست گروگان گیری ترامپ را با توقیف محموله نفت ایران احیا کرد در یونان موضع رسمی در مورد عدم حذف سپاه پاسداران از لیست گروه های تروریستی ناگهان به مذاکره با ایران در قطر منجر شد؟

اولین سوالی که به ذهن خطور می کند، ناهماهنگی در سیاست خارجی دولت بایدن است. زیرا در روزها و هفته های اخیر دولت بایدن سیاست تهاجمی را علیه ایران اجرا کرده است، از چند مرحله تحریم های جدید گرفته تا احیای سیاست گروگان گیری ترامپ با توقیف محموله نفت ایران در یونان، موضع رسمی عدم برکناری سپاه پاسداران. از لیست گروه های تروریستی، در تلاش هستیم در شورای حکام تصمیم بگیریم… ناگهان شاهد حضور رابرت مالی در دوحه برای مذاکره با تهران بودیم. دلیل این تناقض از سوی دولت بایدن در مورد برجام و ایران چیست؟

این امر از آن جهت حائز اهمیت است که تناقض آشکار و آشکاری بین سیاست اعلام شده و اجرا شده دولت بایدن به ویژه در قبال ایران وجود دارد که حول محور موضوع فعالیت هسته ای و احیای برنامه جامع اقدام مشترک می چرخد. در حالی که این تناقض در دولت دونالد ترامپ وجود نداشت. زیرا دولت قبلی آمریکا همان گونه عمل کرد که در مواضع خود به جمهوری اسلامی ایران حمله کرد. یعنی دولت ترامپ واقعاً معتقد بود که برنامه جامع اقدام مشترک توافق بسیار بدی است و از همه ظرفیت ها و توانایی ها برای توقف و شکست آن استفاده کرد و حتی تا ترور سردار سلیمانی هم پیش رفت، اما حرف ها و اقدامات آقای سلیمانی دولت بایدن نیست. همینطور. از یک سو سیاست ترامپ را نقد می کند و از سوی دیگر مواضع رسمی برای مذاکره با ایران و احیای توافق هسته ای دارد، اما از سوی دیگر سیاست فشار حداکثری و تحریم های قبلی را ادامه می دهند. دولت؛ بنابراین، دولت بایدن نه شجاعت و نه توانایی احیای برجام را دارد و نه تمایلی به انجام این کار و بیان تعهدات برجامی دارد.

پس تردید ایران یکی از اهداف فوری سیاست متضاد ایران است؟

بله، متأسفانه این شرایط باعث شده تا ایران با درجاتی از عدم قطعیت مواجه شود و در نتیجه برجام همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. زیرا همانطور که گفتم دولت بایدن نه توانایی و اراده احیای برجام را دارد و نه قدرت ادامه سیاست فشار حداکثری علیه تهران را دارد. به همین دلیل مطلوب ترین سناریو اصلاح و تثبیت وضعیت موجود با پیروی از سیاست عدم قطعیت است. به همین دلیل، نشست وین و نشست دوحه نتایج ملموسی به همراه نداشت.

آیا با توجه به شکاف بین جک سالیوان، رابرت مالی و آنتونی بلینکن، شاهد این تناقض در دولت بایدن به دلیل دوگانگی و شکاف بین کاخ سفید و وزارت خارجه هستیم؟

نه. به نظر من، این شکاف به شکل جدی تری بین دولت بایدن و کنگره آمریکا رخ می دهد، اما این دوگانگی و شکاف نمی تواند باعث تناقض شود. زیرا رئیس جمهور با یک سیاست می تواند از این شکاف جلوگیری کند. بنابراین، مشکل احیای برجام این نیست که شاهد شکاف در کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا هستیم یا اینکه در این زمینه تضادها و نظرات متضادی میان مقامات آمریکایی وجود دارد. اگرچه این موضوع در احیای برجام موثر است، اما مانع اصلی، مانع تراشی کنگره و فشار سناتورها برای احیای برجام است. در غیر این صورت، دولت بایدن خواهان احیای جدی برجام است.

اما شما در سوال قبلی اشاره کردید که دولت بایدن نمی‌خواهد برجام را احیا کند؟

بله، دولت بایدن تمایلی به برجام ندارد، زیرا به دنبال احیای این برجام نیست، بلکه به دنبال برجام برای سال های ۲۰۲۲، ۲۰۲۳ یا ۲۰۲۴ است. یک توافق همچنین نگرانی های دیگری را برای ایالات متحده حل می کند. به همین دلیل است که واشنگتن توانایی یا تمایلی برای احیای برجام ندارد. زیرا فشار کنگره و دیگر مخالفان منطقه ای و غیرمنطقه ای برجام از یک سو دست دولت بایدن را بسته است و از سوی دیگر خود دولت بایدن نمی خواهد برجام ۲۰۱۵ را احیا کند. اتفاقی که جمهوری اسلامی ایران اصرار دارد که مذاکرات هسته ای، چه در وین یا دوحه یا جاهای دیگر، فقط به احیای برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ منجر شود، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

با توجه به اختلاف نظر در دولت بایدن، فشار سناتورهای آمریکایی و کنگره و دیگر مخالفان منطقه‌ای و غیرمنطقه‌ای برجام، و همچنین بی‌میلی دولت بایدن برای احیای توافق ۲۰۱۵، به هر دلیل یا دلایلی که آمریکایی‌ها مایل به انجام آن هستند. مذاکره غیر مستقیم با ایران در قطر و تغییر .. آیا مذاکرات از وین به دوحه تغییر کرده است؟

دلیل این موضوع چراغ سبز طرف ایرانی است نه طرف آمریکایی. به هر حال جمهوری اسلامی ایران به این باور رسیده است که این مذاکرات باید در مقطعی پایان یابد. در این راستا از هر راهی برای کاهش اثرات تحریم ها استفاده می کند. چه در وین، چه در دوحه و چه در جاهای دیگر مذاکره شود، مذاکره با اعضای ۵+۱ نیز مذاکرات غیرمستقیم با آمریکایی‌ها و دیگر روش‌های گفتگو را آزمایش خواهد کرد، زیرا وظیفه ذاتی دستگاه سیاست خارجی مذاکره است. در این بین، ممکن است ماه ها یا حتی سال ها طول بکشد تا به نتیجه مطلوب برسید. به همین دلیل تهران در دوحه قدم درستی برداشت. زیرا منجر به همگرایی مواضع دو طرف اصلی مذاکره کننده یعنی ایران و آمریکا خواهد شد. اگرچه دور اول مذاکرات در قطر شکست خورد، اما دور بعدی می‌تواند در چند هفته یا ماه آینده در دوحه، مسقط یا هر کشور اروپایی یا غیر اروپایی برگزار شود تا اختلافات باقی‌مانده حل شود. بنابراین، برگزاری نشست در وین، دوحه، بغداد، مسقط یا هر جای دیگری به معنای توافق نیست، بلکه به معنای ادامه مذاکراتی است که ممکن است مانند دوره های قبل گاهی با شکست مواجه شود و گاهی به توافق برسد.

با این تفاسیر تغییر محل مذاکرات می تواند نتیجه مثبتی داشته باشد چرا که با توجه به شکست در دوحه به نظر می رسد تفاوتی بین وین، دوحه، مسقط، بغداد، آستانه و … حتی دیدگاه دو طرف وجود ندارد. . در مورد مذاکرات اصلاح شده است.

ببینید نه محل مذاکره و نه شکل مذاکره، غیر مستقیم یا مستقیم، خیلی مهم نیست. حتی برخی از جنبه ها مانند نخبگان تیم مذاکره به زبان انگلیسی یا دانش حقوق بین الملل و مسائل روابط بین الملل در حاشیه هستند. آنچه مهم است این است که در واشنگتن و تهران چه می گذرد. بنابراین من هم مثل شما فکر می کنم که هیچ تفاوتی بین وین و دوحه یا هر جای دیگری در مذاکرات وجود ندارد. تغییر مواضع هر دو طرف، به ویژه در طرف آمریکایی، بسیار مهم خواهد بود. حتی اگر آقای رابرت مالی و باقری کنی ساعت ها مستقیماً صحبت و مذاکره کنند، تا زمانی که دیدگاه دو پایتخت تغییر نکند، نمی توان به احیای برجام امیدوار بود. چشم انداز پایتخت ها باید با تمرکز بر تهران و واشنگتن تغییر کند. به همین دلیل در دولت روحانی اتفاق خاصی برای احیای برجام در مذاکرات وین نیفتاد، هرچند آقای عراقچی به عنوان مذاکره کننده ارشد تجربه ویژه ای در زمینه مذاکره به زبان انگلیسی داشت و مذاکرات در وین انجام شد.

اگرچه پس از شکست مذاکرات دوحه، بار دیگر شاهد پرتاب شدن توپ مسئولیت تهران و واشنگتن به زمین یکدیگر بودیم، اما در وزن دهی، مسئولیت اصلی شکست مذاکرات قطر با ایران است یا آمریکا؟

اولا اینکه واقعا نمی توان گفت چند درصد مذاکرات دوحه به دلیل قضاوت نادرست آمریکایی ها و چند درصد به دلیل نگاه تهران متوقف شده است. دوم، من فکر نمی کنم که مذاکرات دوحه شکست خورده باشد.

چرا؟

زیرا مذاکرات دوحه در ادامه نشست وین بود و در عین حال، نشست دوحه و نشست وین ادامه روند مذاکراتی است که ۲۰ سال بر سر موضوع فعالیت های هسته ای ایران به طول انجامید که در مقطعی پیش آمد. متوقف شد و در نقطه ای دیگر نتایج حاصل شد. بنابراین، این مذاکرات در وین و دوحه ممکن است خروجی های لازم را به دست نیاورد، اما می توان ظرف چند هفته یا چند ماه با ترکیبی جدید و دستور کار جدید در کشوری جدید، مذاکرات را از سر گرفت. بنابراین ایران و آمریکا و هیچ طرف دیگری رسما کلمه شکست و توقف کامل مذاکرات را مطرح نکردند. حتی اگر تا شش ماه آینده جلسه ای برگزار نشود، اما شکست اعلام نشود، زیرا اعلام شکست به معنای آغاز طرح B برای آمریکا خواهد بود. اما حقیقت این است که نه جمهوری اسلامی ایران به دنبال طرح ب است و نه آمریکایی ها؟

به نظر شما تمرکز این طرح B چیست؟ ارجاع پرونده ایران از شورای حکام به شورای امنیت، بازگشت قطعنامه های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، رفتن به فصل هفتم، جنگ، فعال سازی مکانیسم ماشه و…؟

در واقع، هیچ کس، حتی کسانی که موضوع پلان B را در آمریکا مطرح کردند، هیچ جزئیات یا نقشه راهی برای طرح B ندارند. وقتی رابرت مالی در جلسه استماع کنگره از مخالفان برجام پرسید در صورت احیای برجام، طرح جایگزین آنها چه خواهد بود، آنها پاسخی نداشتند. مخالفان برجام تلاش می کنند فقط از احیای برجام جلوگیری کنند، اما وقتی از آنها در مورد طرح جایگزین برای عدم احیای برجام سوال می شود، نمی توانند پاسخ روشن، دقیق و مفصلی ارائه دهند. بنابراین، طرح ب یک بیانیه کلی و گمراه‌کننده است که تلاش می‌کند با هدف خروج تهران، مشکوک به تنش نظامی یا ارجاع موضوع به شورای امنیت شود، در حالی که خود مخالفان برجام از ماهیت این طرح اطلاعی ندارند. b است.