اقتصاد غیرقابل کنترل است – خبری نیست


اقتصاد

در واقع اقتصاد مولفه ها و عوامل خود را دارد و بر اساس فرمول های شناخته شده در علم اقتصاد حرکت می کند. می توانید برخی از تنظیمات را در سیاست ها اعمال کنید. اگر اقتصاددانان بتوانند همه کارها را انجام دهند، کل جهان باید از رشد اقتصادی بالایی برخوردار باشد. اما اقتصاد رهبری ندارد.

بر اساس این خبر، دولت سیزدهم در حال انجام اقداماتی به نام اصلاحات ارزی یا جراحی اقتصادی است. اثری که مورد ستایش حامیان حکومتی و رسانه ها قرار گرفت اما باعث نگرانی جامعه و نگران کننده منتقدان شد.

علی مجدی، اقتصاددان و دیپلمات سابق، در این زمینه می اندیشد; بدون افزایش رشد تولید ناخالص داخلی و افزایش درآمدهای ارزی کشور، هر گونه جراحی اقتصادی نه تنها بی اثر خواهد بود، بلکه می تواند پیامدهای اجتماعی شدیدی داشته باشد. در این زمینه گفتمان سیاست خارجی باید مبتنی بر تنش زدایی، تعامل و تفاهم باشد که مستلزم احیای برجام و پذیرش FATF است.

بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که جراحی اقتصادی بدون جراحی سیاست خارجی امکان پذیر نیست. شما در مورد این چه فکری می کنید؟ که اولویت دارد؛ جراحی اقتصادی یا دیپلماتیک؟

اگر بخواهم به سوال شما پاسخ دهم لازم است مقدمه ای مختصر در مورد تقسیمات چهل ساله جمهوری اسلامی ایران بیان کنم. در زیر به مقایسه گفتمان و رویکرد سیاست خارجی و نیز سه مولفه مهم اقتصادی سه دوره ای که اشاره می کنم می پردازم. مولفه های اقتصادی مهمی که باید مقایسه شوند عبارتند از رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و نرخ ارز. این سه مولفه امکان افزایش درآمد را فراهم می کند. به نظر من سه مقطع در حدود چهل سال تاریخ جمهوری اسلامی ایران را می توان توضیح داد: دوره اول از پیروزی انقلاب تا دوره اصلاحات، دوره دوم از دوره اصلاحات و دوره سوم پس از آن. که تعمیرات

دوره اول به دو بخش تقسیم می شود، بخش اول، دوره نخست وزیری آقای میرحسین موسوی. قسمت دوم دوره مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی. در هشت سال اول، کشور درگیر جنگ ایران و عراق بود، فرصتی برای تبیین سیاست خارجی وجود نداشت و تمرکز کشور بر دفاع از انقلاب بود. اما از نظر مولفه های اقتصادی، تولید ناخالص داخلی رشد منفی داشت. ارزش پول کاهش یافته است. در چهار سال آخر دولت آقای موسوی معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی بودم و می دانستم که این رفتارهای دوگانه به نفع کشور نیست، اما در زمان جنگ نمی توان اقدام خاصی انجام داد. اما تورم تقریباً تحت کنترل بود و مهمترین دغدغه آقای موسوی علاوه بر مدیریت جنگ، کاهش فشار اقتصادی تورم بود و کار کرد. در دوران مرحوم هاشمی، نگاه به شرق مطرح شد و گفتمان سیاسی در آن دوره به شرق معطوف شد. از نظر گفتمان سیاسی ظرفیت خوبی برای روابط با همسایگان به ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وجود داشت که نقطه عطف روابط با عربستان بود. اما روابط با غرب حتی با اروپا چندان موفق نبود. تومان اعلام کرد از نظر مؤلفه های اصلی پیشنهادی، رشد تولید ناخالص داخلی نسبتاً موفق بوده است. اما اقتصاد و نرخ ارز کنترل نشده و سازوکار خاص خود را دارد. در مدت کوتاهی، چندین ارز افزایش یافت.

دوره دوم، دوره هشت ساله اصلاحات بود. در این دوره گفتمان سیاسی تغییر کرد و گفت و گوی تمدن ها و تنش زدایی فضای جدیدی را در صحنه جهانی ایجاد کرد. در این دوره مانند همه سال های گذشته، روابط با آمریکا برقرار نشد. نکته مهم دیگر گسترش روابط با اروپا بود. این رویکرد سیاسی پیامدهای اقتصادی به همراه داشت. در این مدت شاهد افزایش رشد تولید ناخالص داخلی بودیم، با وجود افزایش نرخ ارز کمترین نرخ تورم را داشتیم، اما کمترین نرخ در این دوره هشت ساله بود. علاوه بر این، ارز به صورت مجازی در انحصار بود، نه از نظر دستوری. بنابراین، یک سیاست خارجی متشنج راه را برای سرمایه گذاری خارجی و موفقیت در اقتصاد هموار کرد.

– جلسه سوم که به ریاست آقای احمدی نژاد آغاز شد. سیاست خارجی راه دیگری را انتخاب کرده است. در این مدت بیشترین تحریم ها علیه کشور اعمال شد. بی توجهی به ساختارهای بین المللی مانند سازمان ملل و تمسخر تحریم ها، شدیدترین ضربه را به اقتصاد وارد کرده است. در دوره هشت ساله ای که با بیشترین رشد ارزی در کشور همراه بود، نرخ ارز نسبت به دوره قبل افزایش بیشتری داشت و چند نرخی شدن ارز مجدداً بازگشت. رشد تولید ناخالص داخلی منفی بود و تورم بیداد می کرد. در قسمت دوم این دوره که در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی آغاز شد، به دلیل شناخت ایشان از موضوع هسته ای و سایه هایی که این موضوع بر سیاست خارجی و اقتصاد کشور انداخته بود، بر حل این موضوع متمرکز شدند و در این امر موفق شدند. توجه. برجام راه را برای توسعه روابط اقتصادی هموار کرد. یک سال و نیم پس از تصویب پرگام، هیئت های متعددی از کشورهای اروپایی به ایران آمدند. اما با خروج آمریکا مسیر اقتصادی به دوران قبل بازگشت. متأسفانه اشتباهی که از دوران مرحوم هاشمی رخ داد، دوباره تکرار شد و با نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی عرصه رانت و فساد آغاز شد.

اما برای تکمیل و پاسخ به سوال شما، اگرچه ارزیابی را نباید سریع قضاوت و نتیجه گرفت، اما باید گفت که بدون افزایش رشد تولید ناخالص داخلی و افزایش درآمدهای ارزی دولت، هرگونه جراحی اقتصادی نه تنها مثمر ثمر نخواهد بود، بلکه حتی ممکن است منفی باشد تأثیرات اجتماعی در این شرایط، همانطور که نشان داده شد، گفتمان سیاست خارجی باید مبتنی بر تنش زدایی، تعامل و تفاهم باشد که برای احیای FATF و پذیرش FATF ضروری است.

به گفته برخی کارشناسان، با توجه به شرایط کنونی اقتصاد کشور، اگر نرخ ارز به درستی تجمیع شود، منافع بلندمدتی به همراه خواهد داشت. این بدان معناست که هر چه فضای اقتصاد کلان کشور باثبات‌تر، باثبات‌تر و کم‌ریسک‌تر شود، اقتصاد دسترسی بیشتری به ارز خواهد داشت و چشم‌انداز مثبت آن ادامه می‌یابد. شما در مورد این چه فکری می کنید؟

از هر اقتصاددانی بپرسید پاسخ می دهد که انحصار ارز از بسیاری از مفاسد و رانت خواری ها جلوگیری می کند، تخصیص بهینه منابع ارزی بین کالاهای مختلف سریعتر انجام می شود، اداره کشور بسیار آسان می شود، پس انداز ملی افزایش می یابد و در نهایت فرار سرمایه افزایش می یابد. . نرخ ارز به عنوان یک عامل مهم اقتصادی همواره برای کشور مشکل ساز بوده است. در حال حاضر همین سکه ۴۲۰۰ تومانی باعث شده امروز این جراحی اقتصادی را انجام دهیم.

همانطور که وی توضیح داد، دولت اصلاح انحصار ارز را در دستور کار خود قرار داده است. انحصار ارز ابتدا در برنامه سوم توسعه گنجانده شد و در حالی که اقتصاد کشور شرایط باثباتی را پشت سر می گذاشت و صندوق ذخیره ارزی تشکیل شده بود، دولت از انحصار ارز استقبال کرد. نظر شما درباره موفقیت انحصار ارز در دوره اصلاحات چیست؟

در دوره اصلاحات، نوع تعامل با خارج به ویژه با کشورهای اروپایی باعث شد که خارجی ها نگاه متفاوتی به اقتصاد کشورمان داشته باشند. دوره گفتگوی تمدن ها و تنش زدایی باعث شد که رابطه ما با دنیای خارج (به استثنای آمریکا) رابطه نسبتاً متعادلی داشته باشد. دلیل موفقیت ما در انحصار ارز در دوره اصلاحات، کنترل نرخ تورم و جذب سرمایه گذاری خارجی است. این یک رابطه سیاسی متوازن و متشنج بود. نوع سیاست و رویکرد دولت اصلاحات دوره آرامش در خارج از جهان و نسبت به کشورهای همسایه بود. در این مدت ما با آمریکا رابطه نداشتیم، اما با کشورهای منطقه و اروپا رابطه متعادل و بدون تنش داشتیم. این دو مورد را نمی توان نادیده گرفت. بنابراین اگر تنش زدایی واقعی را اجرا کنیم، می توانیم به اهداف اقتصادی دست یابیم. آرزوی تغییرات اقتصادی و کاری به پرگام اشتباه است. ما بارها این را امتحان کرده ایم و شکست خورده ایم. وقتی تولید ناخالص داخلی افزایش می یابد و در نتیجه درآمد مردم افزایش می یابد، می توانید تحول اقتصادی ایجاد کنید. وقتی تولید ناخالص داخلی پایدار است یا رشد منفی دارد، هر کاری انجام دهید، تورم و بیکاری افزایش خواهند یافت. اگر می‌خواهیم اقتصاد موفقی داشته باشیم، باید سیاست خارجی کاملاً عصبی را دنبال کنیم. وقتی با خارج کار می کنیم، سرمایه های خارجی وارد کشور می شود، بنابراین نفت فروخته می شود و تولید ناخالص داخلی افزایش می یابد و در نتیجه سطح زندگی مردم بهبود می یابد.

با عنایت به اینکه تنش زدایی از سیاست خارجی به معنای رفع موانع بین المللی بر سر راه توسعه کشور و جذب منابع بین المللی برای توسعه و تقویت بهتر کشور است. با آن، چرا سیاست مماشات را اعمال نکنید؟ چه موانعی بر سر راه پیشبرد این سیاست وجود دارد؟

برای آرامش دو کار باید انجام داد. ما باید با غرب (به جز آمریکا) مانند شرق کار کنیم. حداقل باید با اروپا کار کنیم. ما در گذشته با اروپا کار کرده ایم. بخشی از این تحریم ها در دوره آقای هاشمی و خاتمی بود. در زمان آقای احمدی نژاد این تحریم ها گسترده تر شده است. بنابراین اگر رابطه ما با دنیا بهتر شود و برجام احیا شود و مورد قبول دنیا قرار گیرد، آمریکا مانع سرمایه گذاری اروپا در ایران نخواهد شد. ما در دوران اصلاحات با اروپا کار کردیم. توتال در نفت ایران سرمایه گذاری کرده است. اما در دوران احمدی نژاد هیچ کشوری در ایران سرمایه گذاری نکرده است. قرار بود این سرمایه گذاری در زمان روحانی آغاز شود اما به دلیل بدهکاری آمریکا و خروج ترامپ از برجام این اتفاق نیفتاد. بنابراین پرگاموم باید احیا شود. بارها گفته شده که مثال تاریخی هم آورده ام. توصیه من این است که به سیاست های چهل ساله خود با دید واقع بینانه نگاه کنید و سیاست های چهل ساله خود را در جایی که کار می کند بنا کنید. هرکسی می تواند بیاید و این کار را انجام دهد، صرف نظر از اختلافات سیاسی که به من ربطی ندارد، ممکن است مهم باشد، اما منظور من این نیست. بحث من اصل سیاست هاست نه افراد.

چندی پیش نقل قولی از جعفر قدیری نماینده مجلس شورای اسلامی شنیدیم که اگر جراحی های اقتصادی بدون اصلاح ساختاری انجام شود این عمل ها به مرگ اقتصاد کشور می انجامد. شما در مورد این چه فکری می کنید؟

تلاش مجدد اشتباه است. اگر با حمایت مشکل حل می شد وقت آقای احمدی نژاد تمام می شد. این یارانه اکنون معرفی شده است، اما چه کسی محاسبه کرده است که یارانه چقدر می تواند تورم فعلی را پوشش دهد؟ از هر اقتصاددانی می‌پرسید وقتی قیمت کالاها افزایش می‌یابد، آیا قیمت‌های دیگر ثابت می‌مانند؟ آیا می توانیم این کار را انجام دهیم؟ اگر در این ۴۰ سال می توانستیم، الان می توانستیم و اگر نتوانستیم، الان نمی شدیم. اقتصاد قابل کنترل نیست در واقع اقتصاد مولفه ها و عوامل خود را دارد و بر اساس فرمول های شناخته شده در علم اقتصاد حرکت می کند. می توانید برخی از تنظیمات را در سیاست ها اعمال کنید. اگر اقتصاددانان بتوانند همه کارها را انجام دهند، کل جهان باید از رشد اقتصادی بالایی برخوردار باشد. اما اقتصاد رهبری ندارد. همانطور که می بینید، دوره ثبات اقتصادی و تورم ۱ یا ۲ درصدی در اروپا و ایالات متحده به دلیل جنگ روسیه و اوکراین به پایان رسید. نرخ تورم در آلمان هشت درصد است. آمریکا و کانادا هم همینطور. کدام دولت می خواهد پس از یکی دو دهه ثبات اقتصادی، تورم افزایش یابد؟ آیا نمی خواهید وضعیت را بهبود بخشید؟ تلاش می کنند اما نمی توانند. وقتی منابع کم شد، گندم کم شد و دولت ها نتوانستند تورم را کاهش دهند. بنابراین اقتصاد قابل کنترل نیست، سیاسی شده است، اگر سیاست ها را به درستی اجرا کنید می توانید آن را اصلاح کنید. تحرکات اقتصادی در تمام دنیا با سیاست های درست اتفاق می افتد. یکی از این سیاست ها سرمایه گذاری خارجی است. بنابراین جراحی اقتصادی بدون درآمد و سرمایه گذاری امکان پذیر نیست که نیاز به تنش زدایی دارد و نیاز به تیم اقتصادی قوی دارد. بنابراین جراحی اقتصادی امکان پذیر نیست و تعداد مشخصی پشتیبانی نمی شود مگر اینکه سطح درآمد افزایش یابد.