ایران با موج های تورمی جهانی چه خواهد کرد؟ – خبری نیست


زمانی که تورم پایینی داریم، مانند کشوری مانند ژاپن که نزدیک به صفر یا حتی منفی است، تورم جهانی ۸ درصد چندان ما را تکان نمی دهد. بپذیریم که چالش اصلی ما محلی است و نباید مسائلی مانند جنگ اوکراین را به عنوان چالش جدی برای آن مطرح کنیم. فکر کنید وضعیت خطرناک خواهد بود.»

همزمان با افزایش همه‌گیری ویروس کرونا (در سال ۲۰۲۰) و پیامدهای اقتصادی منفی شدید آن، سیل چاپ پول در اقتصادهای جهانی شروع به رسیدگی به اثرات و پیامدهای منفی این بحران کرد. این موضوع به گفته بسیاری از ناظران و تحلیلگران، بازتاب های تورمی متعددی داشت. دلیل اصلی این امر این است که اقتصادهای جهان اساساً به گونه‌ای رفتار کرده‌اند که پولی خلق می‌کنند که بر خلاف قوانین سنتی خود، با بخش واقعی اقتصاد ترکیب نمی‌شود و ظرفیت آن را ندارد. در وهله اول.

از این رو، نشریات و روزنامه های اقتصادی مطرح جهان نسبت به “سونامی تورمی” قریب الوقوع در جهان هشدار دادند. این امر البته با بحران های دیگری مانند بحران انرژی و افزایش قیمت ها (به ویژه نفت و گاز) همراه شد و در واقع انتظارات تورمی جهانی را بدتر از قبل کرد. اما سوالات زیادی درباره این روند و تاثیرات احتمالی آن بر اقتصاد ایران وجود دارد.

فرارر در همین راستا و در گفت و گو با «عطا بهرامی» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی، به بررسی برخی از مهم ترین پرسش ها در این زمینه پرداخته است. مشروح گفتگو با عطا بهرامی را در ادامه بخوانید.

عدم اجرای اصلاحات اقتصادی در کشورمان، ایران را با امواج خطرناک تورمی روز به روز مواجه خواهد کرد.
ایران با موج های تورمی جهانی چه خواهد کرد؟
بسیاری از ناظران و تحلیلگران اقتصاد بین‌الملل، به‌ویژه از زمان ظهور همه‌گیری ویروس کرونا، به‌طور خاص بر موج‌های جدید تورم در جهان تاکید و هشدار دادند. به نظر شما دلیل اصلی آن چیست؟
در پاسخ به سوال شما باید بگویم که آمارهای اقتصادی حرف من را تایید می کند. این بدان معناست که رکورد تورم ۴۰ ساله شکسته شده و نرخ تورم هم در آمریکا و هم در اروپا از ۷ درصد فراتر رفته است. تقریباً از ابتدای ریاست جمهوری ریگان (یعنی از سال ۱۹۸۲ تا کنون) که پل ولکر رئیس فدرال رزرو بود، تحت تأثیر برخی تحولات شاهد افزایش تورم در ایالات متحده بودیم. این در حالی است که در شرایط کنونی تورم تاکنون نمونه مشابهی از این دست نداشته ایم.

حال اگر بخواهیم دلیل اصلی این موضوع را توضیح دهیم، باید بگوییم که در بحبوحه هرج و مرج ویروس کرونا، اقتصادهای جهان به سمت ایجاد پول هنگفت حرکت کرده اند. این بدان معناست که بانک های مرکزی کشورهای مختلف جهان برای پول درآوردن مبالغ هنگفتی به ارزهای مختلف دنیا (نظیر ین، پوند، دلار و …) پول درآورده اند که در سطح بین المللی این اتفاق افتاد و مجموع این اتفاق افتاد. پول و بار تورمی که ایجاد کرد. آنها با هم و یکپارچه چالشی عملی را در زمان حال و حتی در آینده ایجاد کردند.

باید در نظر داشته باشیم که اقتصادهای بزرگ جهان از لحاظ تاریخی به خوبی یاد گرفته‌اند که چگونه شکل‌گیری پول و بخش واقعی اقتصاد خود را برای ایجاد قابلیت‌های جدید، نه تقویت، ترکیب کنند. اما در دوره همه‌گیری کرونا، این عمل سخت‌تر شده و عملاً از چارچوب دامنه فراتر رفته و البته موج تورمی مستمری را ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که موضوع افزایش انرژی و قیمت‌ها که در حال حاضر بیشتر ناشی از تحولات مربوط به جنگ اوکراین است، پیش از این به این وضعیت دامن زده است. در واقع چون سهم انرژی تاثیر زیادی در بحث قیمت تمام شده کالا و خدمات دارد و در عین حال از کشورهای انرژی خیز مانند عربستان سعودی و امارات که متحدان آن نیز هستند استقبال می کنیم. ایالات متحده، قیمت های بالای نفت و کاهش تا کنون با ایالات متحده همکاری نکرده اند (مخصوصاً به دلیل اصطکاک ها و اختلافات با دولت بایدن) که همه اینها باعث افزایش تورم شده است. وقتی این اتفاق می‌افتد، نوعی «وضعیت انتقالی» ایجاد می‌شود که از طریق آن پیامدهای سیاسی و اجتماعی زیادی را می‌بینیم.

در اوج جنگ اوکراین، ما شاهد تاثیر این جنگ به ویژه بر قیمت مواد غذایی بودیم. اخیرا به ویژه سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در گزارش ماهانه خود اعلام کرده است که شاخص قیمت مواد غذایی این سازمان به بالاترین سطح تاریخ رسیده است. نظر شما در این مورد چیست؟
روسیه و اوکراین تامین کنندگان عمده دام و غلات به جهان هستند. در این شرایط زمانی که کشاورزی وارد جنگ شود قطعا ظرفیت های موجود را تحت تاثیر قرار می دهد و بسیاری از کشورهایی که مواد غذایی خود را وارد می کنند متضرر می شوند. بسیاری از کشورهایی که به تجمیع نیز می پردازند مانند بسته بندی مرغ، واردات دام، واردات و اختلاط مرغ و تهیه محصول نهایی نیز از آثار منفی رنج می برند.

لازم به ذکر است که با ایجاد شرایط تورمی، کالاهای اولیه ابتدا نسبت به کالاهای واسطه ای و سرمایه ای افزایش قیمت را تجربه می کنند. در نتیجه، کشورهایی که کالاهای اساسی خود را وارد می کنند، به شدت تحت تأثیر قرار می گیرند. البته اخیراً مثلاً در کشورمان به وضوح شاهد این معضل بودیم و افزایش قیمت مواد غذایی را شاهد بودیم. به طور کلی مواد غذایی اساسی در آغاز موج های تورم تحت تاثیر قرار می گیرند که در عرصه بین المللی و کشورهای مختلف شاهد آن هستیم.

با توجه به آنچه در مورد تورم جهانی و تاثیرات روزافزون بین المللی آن بیان شد، احتمال تاثیر آن بر اقتصاد ایران که از یک سو با تحریم های گسترده ای در سال های اخیر مواجه بوده و از سوی دیگر امکان دستیابی به توافق در چارچوب مذاکرات هسته ای وین در شرایط فعلی چگونه خواهد بود؟
حقیقت این است که اقتصاد ایران از انرژی های خالی زیادی رنج می برد زیرا بسیار ضعیف مدیریت می شود. از این منظر پاسخ سوال شما بله و خیر است.

این بدان معناست که اگر بخواهیم اقتصاد فعلی را به همین شکل مدیریت کنیم، بله، آسیب زیادی خواهیم دید، به ویژه اینکه قدرت مردم در کشور ما و اقتصاد به شدت تحلیل رفته است. در واقع ما مقدار زیادی از توان خود را صرف کرده ایم و زمانی که در این مورد با تورم و استرس بیشتری مواجه می شویم، عملا وضعیت ویران کننده می شود.

بنابراین اگر قرار است فضای اقتصادی به این شکل مدیریت شود، شرایط را جدی می بینم. اما اگر کشور در یک فضای اقتصادی خوب اداره شود، یعنی بتوانیم موتور تورم داخلی را متوقف کنیم، تورم جهانی نمی تواند ضرر زیادی به ما وارد کند.

اساساً فکر می کنم یکی از دلایل اصلی مدیریت ضعیف اقتصاد کشورمان، سیستم بانکی است. ما کشوری هستیم که قوانینی برای بازار پول وجود ندارد و رها شده است، اما قانون برای بازار کار نوشته شده است. این تا حد زیادی اقتصاد ما را فلج کرده است.

در شرایط فعلی بانک های ما روزانه تقریباً چهار هزار میلیارد تومان وجوه تولید می کنند. بنابراین چنین اقتصادی نمی تواند ادعا کند که یک بحران بزرگ مانند جنگ اوکراین و یا حتی بحران کرونا آن را باتلاق کرده است، نه، این اقتصاد از درون با مشکلات زیادی مواجه است.

در همه کشورها مثلا در آمریکا بانک مرکزی بدون ضوابط و مقررات حتی یک سنت هم به کسی نمی دهد. حتی در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸، به عنوان مثال، زمانی که یک بانک آمریکایی ورشکست شد و فدرال رزرو میلیاردها دلار به آن کمک کرد، به ندرت این کار را نکرد و در عوض کنترل سهام آن را در دست گرفت، یا برای مثال، دولت آمریکا بانک اصلی را خرید. بیمه در آن زمان و سهام آن را گرفت.

از این رو، آنها به ندرت به کسی پول نمی دهند. با این حال، بانک های ما کارمزدهای نامنظمی دریافت می کنند. دلیل اصلی آن عدم تعادل مالی است. در این راستا سپرده های مردم را قرض می دهند و این وام ها را به گونه ای می دهند که اساساً بازپرداخت آنها بی ربط است. متأسفانه، این یک عمل تا حد زیادی با فساد و روابط است.

به هر حال بانک ها می آیند و پول جدید چاپ می کنند تا پول و سود سپرده های مردم را بدهند. موضوعی بسیار مهم برای اقتصاد کشور. این چالش روزانه اتفاق می افتد. ابراهیم رئیسی رئیس جمهور گفت: ما با چاپ پول کشور را تامین مالی نمی کنیم. درست است، بله، این گونه عمل نمی کنند، اما این سوال پیش می آید که دلیل افزایش وجوه ماهانه در اقتصاد کشورمان (روزی ۴ هزار میلیارد تومان و ماهیانه حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان) چیست؟

این پول توسط بانک ها تولید می شود و پول بسیار بی کیفیتی است. به عبارت دیگر، همانطور که غربی‌ها در دهه‌های اخیر آموخته‌اند که چگونه پولی به دست آورند که هرگز با تورم ختم نمی‌شود، ما عملاً در وضعیت معکوس هستیم. این به این معنی است که ما فقیرترین خلق پول را ایجاد می کنیم که این نیز یک عامل تورمی بالا است.

ایجاد پولی که صرف خرید دارایی های موجود می شود و متاسفانه بخش زیادی از آن به خارج از کشور می رود. الان در کشورمان بانکی داریم که حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی دارد اما اگر کل ملک را بفروشیم کمتر از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان می شود. لازم به ذکر است که بخش قابل توجهی از دارایی های این بانک ها به نوعی در حال خروج از کشور است.

در این اقتصاد، مسئله اصلی جنگ در اوکراین یا تورم جهانی نیست. وقتی تورم پایین داریم مثلا کشوری مثل ژاپن نزدیک به صفر یا حتی منفی است، تورم جهانی ۸ درصد خیلی ما را تکان نمی دهد، اما وقتی در بهترین حالت تورم ۴۱ درصدی داریم، باید قبول کنیم که تورم اصلی چالش برای کشور ما “داخلی” است. بنابراین اگر وضعیت اقتصاد داخلی بهتر شود، حرکت چندانی نخواهیم داشت، اما اگر به مصوبه فعلی ادامه دهیم و تورم فعلی را به آن اضافه کنیم، فکر می کنم شرایط برای کشور ما خطرناک خواهد بود.