بلاتکلیفی برگام، چالش اجرای سند همکاری جامع ۲۵ ساله چین و ایران – اخبار خبری


مولفه اقتصادی هسته اصلی توسعه روابط چین و ایران را تشکیل می دهد. بازگشت به توافقنامه اساسی برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ (برجام)، با حمایت پکن، برای سرمایه گذاری دولتی و خصوصی چین در ایران ضروری است.

بر اساس اخبار رسیده، سرمایه‌گذاری‌های پکن در ایران در سال ۲۰۱۷ افزایش یافت که نشان‌دهنده تسریع در اجرای برجام است و این سرمایه‌گذاری‌ها پس از اعمال مجدد تحریم‌های ثانویه آمریکا در سال ۲۰۱۸ کاهش یافت. تعامل اقتصادی پکن با ایران بسیار زیاد است. کمتر از تعامل اقتصادی آن با عربستان سعودی، امارات و پاکستان است که نشان می دهد «چین به طور مطلق و نسبتا کمی در ایران سرمایه گذاری کرده است».

اجرای بی عجله مشارکت راهبردی جامع چین و ایران و پکن با تهران در مشارکت جامع راهبردی مانند مهره شطرنج با واشنگتن است.

تحلیل ها و مطالب رسانه های خارجی صرفاً به منظور اطلاع رسانی و تحقق برداشت آنها منتشر می شود و انتشار آنها به منزله تایید “انتخابی” محتوای آنها نیست.

جاکوبو سیتا در موسسه خلیج فارس می نویسد: «حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران و وانگ یی، وزیر امور خارجه ایران و وانگ یی، همتای چینی خود در ۱۶ ژانویه آغاز یک مشارکت راهبردی جامع ۲۵ ساله را اعلام کردند که دو کشور پس از پنج سال مذاکره آن را آغاز خواهند کرد. در واشنگتن (AGSIW) در مارس ۲۰۲۱ امضا شد. اخبار این توافق در بحبوحه دخالت چین در خاورمیانه منتشر شد. در واقع، پیش از میزبانی چین از وزرای خارجه ایران و ترکیه، وانگ یی با هیئتی از شورای همکاری خلیج فارس و وزرای خارجه عربستان سعودی، بحرین، کویت و عمان پذیرایی کرد. پیام این بود که روابط چین با شرکای خود در سراسر خاورمیانه سال جدید را به گونه ای دیگر آغاز خواهد کرد. برای ایران، این جدول زمانی به وضوح نشان داد که مرحله جدید مشارکت راهبردی جامع، ادامه راهبرد موازنه چین در منطقه است.

از مارس ۲۰۲۱، تحولات در چین و ایران خبرساز شد. سازمان همکاری شانگهای در نشست سال ۲۰۲۱ خود در دوشنبه اعلام کرد که پس از ۱۵ سال، سرانجام پیشنهاد ایران برای عضویت کامل در این سازمان تایید شد. ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران، این توافق را یک دستاورد فوق‌العاده خواند و آن را نشانه‌ای از شکست «هژمونی و یکجانبه‌گرایی» به نفع کشورهای «مستقل» مانند ایران توصیف کرد. از اواخر سال ۲۰۲۱، چین با وجود تحریم ها واردات نفت خود از ایران را به میزان قابل توجهی افزایش داده است، زیرا مقامات گمرک چین برای اولین بار از دسامبر ۲۰۲۰ به طور رسمی خرید نفت خام ایران را اعلام کردند.

با این حال، با گذشت سه ماه از اجرای مشارکت جامع راهبردی، نشانه های کمی از تغییر اساسی در جهت گسترده تر روابط چین و ایران وجود دارد. در حالی که این چارچوب زمانی برای قضاوت در مورد نقشه راه تعیین شده برای ۵۰ سال آینده روابط دوجانبه بسیار کوتاه است، حداقل سه سوال اساسی حل نشده وجود دارد که نشان می دهد هیچ بهبود واقعی در روابط چین و ایران وجود نخواهد داشت.

علیرغم مشارکت راهبردی همه جانبه که چشم انداز چند بخشی را ارائه می دهد، واضح است که مولفه اقتصادی در مرکز توسعه روابط چین و ایران قرار دارد. بازگشت به توافقنامه اساسی برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ (برجام)، با حمایت پکن، برای سرمایه گذاری دولتی و خصوصی چین در ایران ضروری است. مشارکت راهبردی جامع دو کشور ابتدا در سال ۲۰۱۶ و درست پس از اجرای برجام آغاز شد و به طور ضمنی نشان دهنده علاقه پکن به بهبود روابط با تهران بود.

افتتاح کنسولگری چین در بندرعباس، اولین کنسولگری چین در کشور، قابل توجه به نظر می رسد. در واقع بندرعباس از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است و احتمالا دسترسی چین به منطقه آزاد تجاری چابهار و همچنین به منطقه ساحلی وسیعتر که شامل بندر چابهار ایران و بندر گوادر پاکستان می شود را تسهیل می کند. با این حال، از سال ۲۰۱۸، ایران شاهد کاهش چشمگیر سرمایه گذاری چینی ها بوده است. بر اساس داده های American Enterprise China Global Investment Tracker، سرمایه گذاری پکن در ایران در سال ۲۰۱۷ افزایش یافته است که نشان دهنده تسریع در اجرای برگام است و این سرمایه گذاری ها پس از اعمال مجدد تحریم های ثانویه آمریکا در سال ۲۰۱۸ کاهش یافته است.

به طور کلی، تهران در حال حاضر برای ادغام در پروژه های کمربند و جاده و به طور گسترده تر، سرمایه گذاری های مالی و زیرساختی چین در منطقه با مشکلات قابل توجهی مواجه است. لوسیل گریر و اسفندیار باتمانلیگ تأکید می‌کنند که تعامل اقتصادی پکن با ایران بسیار کمتر از تعامل اقتصادی آن با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و پاکستان است و خاطرنشان می‌کنند که «چین نسبتاً کمی در ایران سرمایه‌گذاری کرده است».

با این حال حتی اگر به پرگام بازگردد، تصور سرازیر شدن سرمایه چینی به ایران دشوار است. عدم اطمینان در مورد توانایی تهران در کوتاه مدت و میان مدت برای ادغام مجدد در بازارهای مالی جهانی باقی خواهد ماند و خطرات سیاسی ممکن است مانع از ورود چین به بازار ایران شود.

شرایط واقعی بودجه، مفاد اجرایی و جدول زمانی نسبی برای مشارکت پکن-تهران در هاله ای از ابهام قرار دارد. در مارس ۲۰۲۱، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، ژائو لیجیان گفت که این مشارکت استراتژیک جامع “شامل قرارداد خاصی نیست، شخص ثالثی را شامل نمی شود و تنها چارچوبی کلی برای همکاری چین و ایران ارائه خواهد کرد.” فرهاد دیگسند، وزیر وقت امور اقتصادی و دارایی ایران، پاسخ داد که این سند “میزان تعاملات بین دو کشور را تعیین می کند.” این اظهارات برخی از قانونگذاران ایرانی را نگران کرده است که معتقدند توافق نامه الزام آور قانونی بین ایران و یک کشور خارجی نیاز به تصویب مجلس دارد.

دولت اصلی که راهبرد «نگاه به شرق» را جزء کلیدی وعده‌های انتخاباتی خود قرار داده بود، این موافقت‌نامه را به مجلس ایران ارائه نکرد و تمایل خود را برای حفظ یک مشارکت راهبردی جامع در چارچوب همکاری‌های بلندمدت بدون الزام‌آوری تأیید کرد. مقررات به شدت تعهدات متقابل را رعایت می کنند. در نهایت، این نشان می‌دهد که اجرای این مشارکت ممکن است تلاشی برای ایجاد آشفتگی سیاسی در مرحله مهم مذاکرات وین برای احیای گروه بریکس باشد، نه گامی ملموس در یک مشارکت راهبردی جامع بین چین و ایران.

جاناتان فولتون، یکی از اعضای ارشد غیر مقیم شورای آتلانتیک، اخیراً نوشته است که شواهدی وجود دارد که نشان می دهد چین فعالانه تلاش کرده است تا شکاف بین واشنگتن و کشورهای عربی خلیج فارس را پر کند. جالب اینجاست که استدلال کلاسیکی که اهمیت ایران را در محاسبات استراتژیک پکن توضیح می دهد، نقش تهران را به عنوان وزنه تعادلی در برابر هژمونی واشنگتن در منطقه می بیند. تعامل این پویایی ها بدون شک پیچیده است، اما در سیاست مثلث چین-آمریکایی-ایرانی، پکن اغلب از تهران به عنوان مصرف کننده در بازی شطرنج با واشنگتن استفاده کرده است.