به جز رهبری، هیچکس به فکر ۳۰ سال آینده نیست، نه رئیس جمهور و نه معاون – خبری نیست


تصویر پردازش شده توسط CodeCarvings Piczard ### Free Community Edition ### در ۲۰۱۷-۰۵-۲۲ ۱۲:۱۵:۵۹Z | |

راستش فرقی نمی کند مجلس اصلاح طلب باشد، اصولگرا باشد یا معتدل. در مجلس ۲۹۰ نماینده به جرات می توانم بگویم که ما ۱۰ نفر نداریم که منافع ملی را بر منافع منطقه ای، حزبی و شخصی ترجیح دهند. منافع.

به گزارش خبرها، روزنامه خراسان در خصوص موضوعات مختلف سیاسی با محمدرضا بهنار مصاحبه ای انجام داده است.

بخش هایی از این مصاحبه را بخوانید:

آیا در انتخابات ۱۴۰۰ به آقای رئیسی رای دادید؟
آره

آیا همچنان از رای خود دفاع می کنید و اگر به ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ برگردید باز هم به آن رای می دهید؟
ما در رویدادهای سیاسی، روندها و فرآیندها را در نظر می گیریم و نباید به صفر و صد نگاه کنیم. اینکه آقای رئیسی و دولتش به اهداف از پیش تعیین شده برسند یا نه، یک موضوع نسبی است و اگر به انتخابات برگردیم به او رای می دهیم یا نه، باید دید اگر به انتخابات برگردیم چه کسی گل می زند.

چه کسی از کاندیدای شورای نگهبان عبور می کند و چه کسانی برکنار می شوند؟ در این صحنه تصمیم می گیریم به چه کسی رای دهیم. اگر در انتخابات هم همین صحنه تکرار شود، طبیعتا به آقای رئیسی رای می دهم.

اگر چنین است، نقاط قوت یا ضعف اصلی دولت چیست؟
آقای رئیسی در برخی رفتارها و تحرکات به ویژه دولت قبل که در این زمینه ها کمبود داشت، موفق بود. آقای رئیسی یکی دو تا از ضعف های دولت قبل را جبران کرد.

یکی از خوبی های ریاست جمهوری مسئله کرونا است. البته در دولت قبل کارهایی انجام شد، اما اینکه توانستند کار را تمام کنند و این ویروس منحوس رو به پایان بود، مدیون تلاش ریاست جمهوری بود. نکته دومی که شاید تاثیر موقعیتی نداشته باشد اما از نظر روانی موثر است و مدیری خوش رفتار، بحث حضور او در بین مردم است. یکی از کاستی های دولت قبل با وجود خدمات خوبش این بود که از مردم نبود، از شخص رئیس جمهور گرفته تا وزرا.

مسئله وجود در میان مردم اصل اوست. البته در مصاحبه هایم به او گفتم که حضور در بین مردم را کافی نداند، اما به هر حال حضور مسئولان در بین مردم سرمایه اجتماعی را افزایش می دهد. یکی از مشکلات ما افزایش، حفظ و ارتقاء سرمایه اجتماعی است. در مورد ایرادات و ضعف ها، آنها به دلیل وعده های قبلی است.

اصلا نیازی به دادن بعضی قول ها نبود چون معتبر نبود. مثلا اینکه ما قرار بود ۴ میلیون خانه در ۴ سال بسازیم چندان کاربردی نبود، چون اولا بحث این است که مشکل مسکن عرضه است یا اقتصاد مسکن؟ یعنی مشخص نیست با افزایش عرضه مسکن مشکل مسکن حل می شود یا خیر. یا مثلا وزیر صمت گفت ما برای ساخت ۳ میلیون خودرو و صادرات یک میلیون خودرو شروع به ساخت خودرو می کنیم.

شوخی کردم و گفتم چه ماشین هایی می خواهی بخری؟ اگر با این قیمت فعلی عرضه کنند، می توانند تصمیم بگیرند که کدام کشورها با این قیمت خرید کنند و اگر ارزان عرضه کنند، به ما می گویند برویم از آنجا چند بخریم.

اینها وعده هایی بود که چندان کاربردی به نظر نمی رسد و موارد دیگری هم داریم. نکته دیگر اینکه در میان مردم بودن خوب است اما به نفع هیچکس نیست که مطالبات مردم را مطرح کند. گاهی در این سفرها گفته می شود که ما این مشکل را حل و فصل می کنیم، در حالی که با دستور و اراده یک نفر حل نمی شود، باید عوامل را مدیریت و کنترل کرد.

برخی دولت اصلی را دولت سوم احمدی نژاد می دانند. آیا این ادعا را قبول دارید؟
اساساً فکر نمی کنم دولت ها و نهادها را سیاه و سفید یا صفر و صد ببینیم. فقط دولت را تشویق کنیم یا فقط دولت را محکوم کنیم. کارهای عظیمی در این ۴۰ سال انجام شده است که برخی از آنها شبیه معجزه است. این خدمات را همان ۱۲ دولت از اول انقلاب ارائه کرده اند و رئیس جمهور هم ارائه خواهد کرد.

البته آنها هم در تجمیع مشکلاتی داشتند. در این بین، دولت ممکن است بهتر یا بدتر عمل کند. اینکه می گویند احمدی نژاد دولت سوم است دو معنا دارد گروهی که احمدی نژاد را دوست دارند می گویند بله و بدها می گویند اوه. این مقایسه ها نمی تواند خیلی دقیق باشد.

و البته تعدادی از نیروهای احمدی نژاد را آقای رئیسی انتخاب کردند و تعدادی هم جوان هستند. اما در حوزه مطالبات مردم سه مجموعه مطالبات وجود دارد، یک سلسله مطالبات فوری و بالقوه، یک سلسله مطالبات ضروری اما درازمدت و یک سلسله مطالبات غیرممکن که ممکن است درست باشد اما قابل اجرا نباشد.

امروز پروژه های نیمه تمام داریم که می گویند ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار میلیارد تومان نیاز دارند.

حتی پروژه هایی از دوران دولت موسوی داریم. قرار دادن این موضوع در رأس دولت کار درستی نیست.

اگر دولت سیزدهم هم بخواهد با کلنگ زنی این پروژه ها را افزایش دهد، کار درستی نیست. مشکل دیگر مشکل انسجام ساختاری ماست. دولت ها و شوراهای ما جدا هستند و هر دولتی که بیاید سعی می کند دولت قبلی را هموار کند.

جالب است که دولت دوم نیز کارهایی را انجام می دهد که دولت بعدی علیه آن صحبت خواهد کرد. این حرکات زیگزاگی دولت ها بهره وری را به شدت کاهش می دهد در حالی که مسیر توسعه مسیری مستمر است.

من با تجربه می گویم که ندیده ام که ۳۰ سال آینده جز مقام معظم رهبری عنایتی داشته باشد. نمایندگان مجلس به ۴ سال فکر می کنند و رؤسای جمهور حداکثر به ۸ سال آینده فکر می کنند و می گویند آینده را رئیس جمهور بعدی تعیین می کند.

عملکرد دولت در حذف ارز ترجیحی را چگونه ارزیابی می کنید؟
من دقیقاً در ترس و امید نسبت به برنامه اقتصادی دولت هستم، یعنی نگران هستم زیرا این کار بسیار خطرناکی است. برخی می گویند مهم است، اما اکنون زمان آن نیست. می گویند آیا در آینده فاصله ای دارید زمان بهتری داشته باشید؟ و هر چه بیشتر آن را به تأخیر می انداخت، بدتر می شد.

از طرفی ناامید نیستم و امیدوارم بتوانند آماده شوند و کار کنند. وزیر می گوید ما فقط ۴ رقم را افزایش می دهیم، در حالی که یک فرد معمولی می داند که اگر گندم گران شود، جو هم گران می شود. و اگر جو گران شد ارزن هم گران می شود. گوشت، مرغ و تخم مرغ گران می شود.

شما در سال های اخیر موضوع تغییر قانون اساسی و «جمهوری دوم» را مطرح کرده اید. شما معتقدید اصلاح ساختارها به ویژه در رابطه با ایجاد مجلس دوم مانند مجلس سنا، تعیین حدود و ثغور بررسی اختیارات و … ضروری است. به نظر شما چه ضرورتی برای ایجاد این تغییرات وجود دارد؟
ما مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داریم. ..ما داریم. ما مشکلات ساختاری داریم. مجلس ما به جای اصالت ملی، منشأ منطقه ای، قومی، صنفی و حزبی دارد. یعنی اگر بگوییم ترتیب منافع، اول منافع ملی، بعد منطقه ای، بعد حزبی، بعد صنفی و در نهایت منفعت شخصی.

من صراحتاً می گویم و اصلاً فرقی نمی کند که مجلس اصلاح طلب باشد، اصولگرا باشد یا معتدل، با اعتماد به مجلس ۲۹۰ نفره می گویم که ما ۱۰ نفر نداریم که بخواهند منافع ملی را بر منافع منطقه ای و حزبی ترجیح دهند. و منافع شخصی

این یک ادعای بزرگ است
بله، چون من سال ها در مجلس هستم و او را دیده ام. من ادعای بزرگ دیگری هم دارم و آن این است که بسیاری از نامزدهای مجلس و حتی ریاست جمهوری از حیطه وظایف خود آگاه نیستند و معتقدند هر نماینده مجلس می تواند به آنچه می گوید عمل کند.

وقتی از امکانات و ساختارهای دولتی بی خبرند، در تبلیغات انتخاباتی قول می دهند که بعد از شش ماه مردم از رأیی که به آنها داده اند پشیمان می شوند و می گویند این آقا دروغ گفته، البته این دروغ نیست و جهل است

یا در امور اجرایی مانند انتصابات در سطح حوزه دخالت می کنند که رهبری نیز نسبت به آن هشدار داده اند. به همین دلیل است که می گویم ما قطعا پارلمان ملی می خواهیم. آن را هر چه می خواهید بنامید، می تواند سنا، لردها یا مجلس فدرال باشد. می تواند مانند مجلس خبرگان رهبری باشد که به نسبت جمعیت استان تعدادی نماینده دارد.

البته برای نمایندگان مجلس شورای ملی که مثلاً چندین دوره نمایندگی یا وزارت دارند لازم است. نکته دیگر ساختارها این است که در مردم سالاری دینی یا جمهوری اسلامی باید سه یا چهار حزب قوی داشته باشیم. این خواسته مردم سالاری دینی است.

من به شوخی می گویم دولت ها دو وظیفه دارند: در دوره اول می خواهند هر کاری را که دولت قبل انجام می داد زیر پا بگذارند و در دوره دوم کارهایی را انجام می دهند که دولت بعدی آن را تضعیف می کند!

این امر بهره وری را تا حد زیادی کاهش می دهد و دولت ها از هم پاشیده می شوند و دائماً حرکت نمی کنند. حتی در قوه قضاییه که رای مردم را ندارد که بگوید فلانی انتخاب شده شاید به صلاح نظام نباشد، یکی می گوید من را مخروبه تحویل دادند و دیگری می گوید من مشکل مالی دارم. . یعنی ساختار قوه قضائیه مشکل دارد.

آنچه در مورد جمهوری دوم گفتم این است که در اصل ۱۷۷ قانون اساسی آیین نامه تجدید نظر را نوشته است که یک سری اصول تضمین کننده جمهوریت و اسلام نظام است که قابل بازنگری و تغییر نیست، اما یک سری اصول وجود دارد. اصولی که قابل تغییر هستند

آیا در تئوری جمهوری دوم شما راهی برای احیای نخست وزیر توسط رژیم وجود دارد؟
اکنون نمی خواهم ارزیابی کنم، زیرا نخست وزیر دارای مزایا و معایبی است و اگر نخست وزیر بخواهد زندگی را احیا کند، ریاست جمهوری نیز مزیت هایی خواهد داشت، اما اگر با هر تغییری در مجلس، خط جدیدی در دولت ایجاد شود، آن وقت است. مشکلات ممکن است عود کند ساختارها باید یکپارچه باشند.

آیا اصلاحات ساختاری که از آن صحبت کردید جز اصلاح قانون اساسی امکان پذیر است؟
بله، برخی از این اصلاحات با قوانین موجود کشور قابل انجام است و برخی اصلاحات باید با تغییر قوانین موجود انجام شود و در مرحله سوم تغییراتی که مستلزم تغییر در قانون اساسی است، باقی می ماند.

جلسه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره مذاکرات هسته ای و حواشی که عنوان شد از جمله اختلاف لفظی علی لاریجانی و سعید جلیلی چقدر صحت دارد؟
من اصلا متوجه کار رسانه ها نمی شوم و انگار می خواهند نظرشان را منتشر کنند. تیتر نادرست بود چون نشستی فوق العاده برای رسیدگی به مسائل هسته ای نوشتند.

سه ماه پیش روز شنبه جلسه فوق العاده ای برای تدوین سیاست های برنامه هفتم توسعه برگزار کردیم. در این دیدار آقای آملی از آقای شمخانی خواست تا توضیحات مختصری در مورد مذاکرات هسته ای ارائه کنند.

آقای شمخانی هم ۵-۶ دقیقه صحبت کردند و بحث های مختصری صورت گرفت. اینکه یک جلسه فوق العاده برای برگام گذاشته شد و با هم دعوا کردند و آن شخص اخم کرد و… من او را ندیدم.

اینکه آقای جلیلی و آقای لاریجانی با هم اختلاف نظر داشتند بحث دیگری است اما اگر هدف از جلسه مطرح شد در آن جلسه خبری نبود.