ترویکای گاز و کنترل سیاسی – اخبار


صادرات گاز به اروپا

بر اساس اخبار منتشر شده، روسیه به دلیل تحریم ها تا پایان سال جاری نمی تواند حجم عظیمی از گاز خود را به اروپا صادر کند و در این بین قطر نیز به پیچیده ترین شکل گاز خود را به اروپا ارسال می کند. با هزینه گزاف به شکل «گاز طبیعی مایع». از سوی دیگر، ایران از طریق شبکه […]

بر اساس اخبار منتشر شده، روسیه به دلیل تحریم ها تا پایان سال جاری نمی تواند حجم عظیمی از گاز خود را به اروپا صادر کند و در این بین قطر نیز به پیچیده ترین شکل گاز خود را به اروپا ارسال می کند. با هزینه گزاف به شکل «گاز طبیعی مایع». از سوی دیگر ایران با شبکه سراسری انتقال گاز دروازه اروپاست و ترکیه می تواند در مدت زمان کوتاهی آن را توسعه دهد. روسیه، قطر و ایران در صورت دستیابی به تفاهم سازنده سه ضلع مثلث هستند که می تواند انقلابی در جریان صادرات جهانی گاز ایجاد کند.
هفته گذشته شاهد ازدحام زیادی در رایزنی های بین المللی و دیپلماتیک در سطح جهانی بود. اجلاس G7، تشکیل فوری اجلاس سران ناتو و اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر نقطه اوج فعالیت های دیپلماتیک کشورهای مختلف برای بررسی وضعیت جدید ژئوپلیتیکی جهان و موضع آنها در این زمینه بود. آرنا.

اما رویدادی که به درستی مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است، ادامه مذاکرات هسته ای ایران در قطر است: مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری انریکه مورا.

اما چرا «قطر» محل گفت‌وگوهای همیشگی و نقش این کشور که قبلاً «دوست» ایران محسوب می‌شد و در شرایط کنونی به «واسطه رسمی» ارتقا یافت، کاملاً دور از دید و توجه است. خیلی دور است.

تاکنون عمان این نقش اصلی را ایفا کرده است. کشوری که سوئیس را به دلیل ارتباط نزدیک با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس منطقه می داند.

اما داستان قطر بسیار متفاوت است. پس از محاصره تاریخی سال ۲۰۱۷ توسط چهار کشور عربی با محوریت عربستان سعودی و امارات، این کشور بسیار به ایران نزدیک شده و از آن زمان ایران روابط خود را با قطر در همه سطوح گسترش داده است.

بنابراین، صرف نظر از نتیجه نه چندان مثبت مذاکرات فوق که پس از وقفه چند ماهه طبیعی به نظر می رسد، آنچه مهم و در خور توجه است، نقش قطر در ادامه مذاکرات است. نقشی که می توان آن را از نظر کمبود انرژی، قیمت حامل ها و بحران اوکراین نقشی اساسی دانست.

ترویکای گاز و نظم جدید ژئوپلیتیکی

وساطت قطر در کنار بیانیه سران هفت کشور در برلین که به اتفاق آرا اعلام کردند: نفت ایران باید به بازار بازگردد تا ثبات منطقی بر جهت گیری قیمت ها در کنار عوامل جغرافیایی و منابع طبیعی حاکم شود. تلفیقی و درک جدیدی از ژئوپلیتیک و روشن است که فرصتی برای ایران برای ایفای نقش جدید و موثرتر در ساختار نظام بین الملل از طریق منابع انرژی و گاز طبیعی است.

از سوی دیگر در سفر ماه گذشته امیر قطر به اروپا و مذاکرات فشرده با سران کشورهای اروپایی، بر تامین گاز مورد نیاز کشورهای اروپایی برای کنترل جهت گیری قیمت این حامل انرژی تاکید کرد. با کنار هم قرار دادن تکه های پازل، می توانیم نقش مهم قطر را در موفقیت این مذاکرات بازتعریف کنیم.

اما این بار منابع گازی مشترک پارس جنوبی در کنار جغرافیای ایران می تواند درک جدیدی از ژئوپلیتیک داشته باشد. به این ترتیب صادرات گاز طبیعی قطر به صورت LNG از طریق زیرساخت های موجود در ایران به اروپا ارسال می شود.

ایران، قطر و روسیه: ترویکای گاز و نظم جدید ژئوپلیتیکی/ آیا نظام دیپلماتیک از این فرصت استفاده می کند؟!

بر اساس اظهارات معاون وزیر نفت در امور گاز، «سال گذشته ۲۶۹ میلیارد مترمکعب گاز به خطوط لوله سراسری منتقل شد و مصرف این شرکت انرژی ۲۵۰ میلیارد مترمکعب برآورد شده است». صرف نظر از اینکه چرا باید تراز تولید و مصرف گاز کشور اینگونه باشد که مشخصاً ناشی از عدم اجرای صحیح سیاست های بهبود مصرف سوخت در کشور است (در مقاله ای دیگر به آن خواهیم پرداخت)، اما چه اکنون یک فرصت استراتژیک برای کشور محسوب می شود. از جغرافیای ایران به عنوان ترانزیت و مبادله گاز به اروپا استفاده می شود.

ایران در سال گذشته تنها ۱۷ میلیارد مترمکعب صادرات را در کارنامه خود ثبت کرد که با توجه به تقاضای بالای سایر کشورها به ویژه اروپا، رقم چندانی نیست.

قطر هیچ مرز زمینی برای ارسال گاز از طریق خط لوله ندارد و پروژه های فراساحلی زمان بر هستند و فقط در شرق امکان پذیر است. این در حالی است که علیرغم وجود خط لوله گاز سراسری در ایران، هزینه تولید «گاز طبیعی مایع» و در نهایت تبدیل آن به گاز در ایستگاه های دریافت کننده به طور کامل حذف و در نتیجه هزینه های قابل توجهی را به همراه خواهد داشت. سود برای احزاب

ایران از نظر موقعیت برتر ژئوپلیتیکی همواره نسبت به سایر کشورها در مبادلات انرژی اعم از نفت یا گاز برتری قابل توجهی داشته است. اولین اقدام ایران در اولین دوره وزارت بیژن زنگنه، انتقال نفت از آذربایجان و قزاقستان بود و تعمیرات فنی در پالایشگاه های تهران و تبریز به منظور افزایش ظرفیت دریافت نفت خام این دو کشور انجام شد. از ایستگاه های جنوب به ما تحویل داده شد و متأسفانه به دلایل کاملاً نامعلومی در دوره ریاست جمهوری «محمود احمدی نژاد» متوقف شد و پرونده اختلاف به دادگاه بین المللی کشیده شد.

در پروژه دیگری، ایران به عنوان بهترین راه برای ساخت خط لوله نفت خام باکو- تفلیس- جیهان شناخته شد که متأسفانه به دلیل ضعف دیپلماسی انرژی مسئولان آن زمان با شکست مواجه شد. بنابراین ما به درستی درک می کنیم که اگر این خط لوله حتی امروز ساخته می شد، ایران در مذاکرات خود با همسایگان خود در شمال غرب پیروز می شد.

ایران، قطر و روسیه: ترویکای گاز و نظم جدید ژئوپلیتیکی/ آیا نظام دیپلماتیک از این فرصت استفاده می کند؟!

اما اکنون در خطرناک ترین شرایط ژئوپلیتیک جهانی، ایران می تواند در کنار توافقات هسته ای از این فرصت نهایت استفاده را ببرد و حداقل سوآپ گاز قطر را به روی اروپا باز کند.

درک مسئولان کشور از ملاحظات جغرافیایی کشور و اهمیت ژئوپلیتیکی آن می تواند مسیر آینده گاز طبیعی جهان را دستخوش تغییرات اساسی کند و منافع بلندمدتی برای ایران به همراه داشته باشد.

فرصت هایی که طی دو دهه گذشته به دلیل «دیپلماسی ضعیف انرژی» و عدم اجرای پروژه های «سوآپ» از دست داده ایم، اکنون با «قطرگاز» جایگاه دیپلماسی عالی را در مقابل همسایگان شمالی مان از دست داده است. تبادل «ما می‌توانیم در میان‌مدت و بلندمدت موقعیت خود را حفظ کنیم تا با همسایگان جنوبی‌مان مرتبط و سازگار باشیم.

ایران دروازه انرژی اروپاست
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تغییرات اساسی در روسیه و نظام اقتصادی و سیاسی آن رخ داده است. این موضوع در کنار پیشینه پویا و متحول پس از دوران جنگ سرد، نقش و جایگاه روسیه را در نظام بین الملل به دلیل در اختیار داشتن اولین منابع گازی جهان، کاملاً منحصر به فرد کرد.

در طول دهه ۱۹۹۰، روسیه دستخوش تغییرات اساسی در شرایط سیاسی و اقتصادی شد و پس از تجربه چندین بحران اقتصادی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه بهبود یافت.

در این میان، ایالات متحده در تلاش بود تا حوزه نفوذ خود را در فضای پس از شوروی گسترش دهد و این استراتژی به طور کلی بر نگرش روسیه نسبت به انگیزه های غربی تأثیر زیادی گذاشت.

در عین حال، با ورود جدید روسیه به جامعه بین الملل، در حالی که در حال احیای حیات اقتصادی و جایگاه جهانی خود بود، شاهد از دست دادن حوزه نفوذ و اعتبار خود و به بدترین شکل بی توجهی کشورهای دوست بود.

روسیه به دلیل تحریم تا پایان سال جاری نمی تواند حجم عظیمی از گاز خود را به اروپا صادر کند و در این میان قطر نیز همین گاز را به پیچیده ترین و گران ترین شکل در قالب «ال ان جی» به اروپا می فرستد. . از سوی دیگر ایران با شبکه سراسری انتقال گاز دروازه اروپاست و ترکیه می تواند در مدت زمان کوتاهی آن را توسعه دهد. روسیه، قطر و ایران در صورت دستیابی به تفاهم سازنده سه ضلع مثلث هستند که می تواند انقلابی در جریان صادرات جهانی گاز ایجاد کند.

(در سال ۲۰۰۴ سهم اتحادیه اروپا از نفت روسیه ۳۶ درصد، گاز طبیعی ۲۹ درصد و زغال سنگ ۸ درصد بوده است. در سال ۲۰۱۹ بر اساس اعلام گازپروم روسیه، سهم گاز وارداتی اتحادیه اروپا از روسیه ۴۳ درصد برآورد شده است. و می تواند باشد این پرش رصدی است که در سال ۲۰۱۹ ۱۶۸ میلیارد متر مکعب تخمین زده شده است که تحت تأثیر تصمیمات جاه طلبانه ولادیمیر گوتن است.)

ایران، قطر و روسیه: ترویکای گاز و نظم جدید ژئوپلیتیکی/ آیا نظام دیپلماتیک از این فرصت استفاده می کند؟!

در کمتر از چهار ماه، بحران اوکراین بر جریان انرژی در جهان تأثیر گذاشته است، به گونه‌ای که کمتر متخصصی می‌توانست تصور کند. با توجه به بحران کنونی و اینکه نظام ژئوپلیتیکی جهان دستخوش تغییرات گسترده و اساسی شده است، طراحی جریان های انرژی جدید که بتواند منافع کشورهای دارای گاز طبیعی منطقه را در نظر بگیرد، کاملا ضروری است. منابع

حدود ۶۰ درصد از ذخایر گاز طبیعی معادل ۱۰۵ تریلیون متر مکعب در ایران، روسیه و قطر قرار دارد. از این منظر، طراحی یک برنامه مناسب که علاوه بر ثبات جریان و قیمت انرژی، منافع همه کشورهای درگیر را تامین کند، کاملا ضروری به نظر می رسد.

بنابراین با توجه به منابع گازی پارس جنوبی و زیرساخت های موجود در ایران و با رایزنی با سه کشور می توان راه حل مناسبی برای این موضوع پیدا کرد.

اکنون قطر به عنوان میزبان مذاکرات هسته ای توانایی ایجاد بستری مشابه برای تثبیت جریان انرژی با همکاری ایران و روسیه را دارد. زمان آن فرا رسیده است که سیاست ها و روندهای منطقه ای در زمینه ژئواستراتژیک و در قالب شرکای مشترک برای کشورهای ذینفع در مفهوم ژئوپلیتیک تعریف شود.

این سیستم جدید علاوه بر ایجاد ثبات در منطقه، می تواند تولیدکنندگان عمده گاز طبیعی با منافع مشترک را گرد هم آورد. شاید این بار یک «سه گانه گاز» با اهداف روشن و بلندمدت بتواند آینده انرژی را طراحی کند.