جذامی بودن فرقی با کشیش بودن ندارد


خاخام دبورا بودن کوهن
WJW

بخش تورات این هفته تسلیت است، لاویان ۱۲:۱ – ۱۳:۵۹.

من تنوع جامعه یهودی ما را دوست دارم و آن را بسیار خسته کننده می دانم. به نظر من کاوش و آزمایش رویکردهای مختلف به زندگی یهودیان بسیار جذاب است. من متوجه می شوم که بیرون رانده شدن از منطقه راحتی ام، اگرچه در ابتدا ناراحت کننده است، اما باعث می شود که یهودی بزرگ شوم. پس گمان می کنم جای تعجب نیست که به اصلاحات، محافظه کاران و اکنون یک گروه بشردوستانه خدمت کردم.

من هم زمان زیادی را با پسرعموهای عزیزم در اسرائیل گذراندم. یکی یک مهاجر ارتدوکس در خارج از رام الله است و دیگری در کیبوتس سکولار زندگی می کند. پیوستن به هر جامعه یک تغییر پارادایم است، و من از تغییر جهت آن لذت می برم.

https://www.washingtonjewishweek.com/enewsletter/

در میان تنوع زیاد یهودیان، اشتراکات زیادی وجود دارد. با این حال، نگران‌کننده‌ترین وجه اشتراک، تمایل به مشاهده سایر بخش‌های جامعه یهودی به عنوان «دیگران» است. در محافل اصلاحات، نظراتی درباره اومانیست ها شنیدم. در دنیای ارتدکس، با من به عنوان یک خاخام رفتار می شود. و من خودم این کار را انجام می دهم – با این باور که دیگران به اندازه کافی مترقی نیستند، به اندازه کافی نمی پذیرند، به اندازه کافی واقعی نیستند یا به اندازه کافی متعهد نیستند.

سخنرانی این هفته بر قوانین جذامی متمرکز است. بیماری پوستی در خاورمیانه باستان یک تابو بود. هنگامی که شخصی جذام را در بدن خود کشف می کرد، نجس تلقی می شد و مجبور بودند تا زمانی که بیماری پوستی خود را درمان کند به خارج از اردوگاه حرکت کنند. کشیشان، یا کشیشان، مرتباً از لبه اردوگاه بازدید می کنند تا وضعیت جذامی را بررسی کنند. هنگامی که جذامی علائمی نداشته باشد، کشیش مراسم شفا را انجام می دهد: «کوهن مقداری از خون قربانی گناه را می گیرد و کوهن آن را روی غضروف گوش راست شخصی که پاک می شود، روی انگشت شست می گذارد. دست راست و روی پنجه پای راستش.» [Leviticus 14:14].

خبرنامه ایمیل هفته یهودی واشنگتن را دریافت کنید و اخبار برتر ما را از دست ندهید
ما داده ها را با فروشندگان خارجی به اشتراک نمی گذاریم.

ثبت نام رایگان

گفته می شود خون در این سه نقطه – گوش، شست و انگشتان پا – نشان دهنده پاکی افکار، پاکی اعمال و پاکی در مسیر زندگی است. چیزی که من به ویژه جالب و منحصر به فرد می دانم، موازی بودن در آیین هاست. کشیش در زمان انتصابش مراسم بسیار مشابهی را پشت سر گذاشته بود.

کشیش، نمونه جمعیت، آینه مقابل جذامی رانده شده است. با این حال، مراسم تطهیر آنها یکی است. علاوه بر این، کشیش مجبور می شود خود را مبتلا به آلبینیسم ببیند. از آنجایی که کشیش در لحظه انتصاب، یعنی مرحله بالایی از تجربه خود، همان مراسم را انجام می داد، طبیعتاً با جذامی احساس خویشاوندی بیشتری می کرد. موازی بین مناسک، فروتنی است. کشیش بودن تفاوت چندانی با جذامی بودن ندارد. جذامی بودن تفاوت زیادی با کشیش بودن ندارد.

امروزه جامعه ما تمایل دارد از یکدیگر جذامی بسازد. این بهترین کیفیت ما به عنوان یک مردم نیست، اما این یک واقعیت است. ما یک گرایش طبیعی داریم که یکدیگر را آلبینو ببینیم. ارتدوکس در مقابل مترقی، اشکنازی در مقابل سفاردی، سکولار در مقابل مذهبی. حتی چیزهای ساده ای مانند مدرسه روزانه به جای مدرسه دولتی می تواند عاملی برای ورود و حذف باشد.

نقش ها می چرخند. گاهی اوقات ما خود را یک کشیش می دانیم – رهبران جامعه. مواقع دیگر، احساس می کنیم که با ما مانند جذام رفتار می شود. همه ما احساسات جذامی و احساسات کشیش را می دانیم. اما مانند جامعه زرق و برق دار و آشفته صنوبر، نقش ها مدام در حال چرخش و چرخش و تغییر هستند.

گوش، انگشت شست و پا. بیایید همه خود را متعهد کنیم که در افکار، اعمال و مسیر زندگی اجتماعی خود ادغام شویم. شاید جذامی و کشیش یکی باشند.

خاخام دبورا باودن کوهن خاخام بیت چای – مجمع انسانی یهودی واشنگتن بزرگ است.