جهان در حال فروپاشی است – خبری نیست


تحلیل شده توسط کارشناسان سیاست بین المللی

برخلاف دوران جنگ سرد، زمانی که بلوک آمریکا و شوروی به طور کامل از هم پاشیدند، دو بخش از جهان آینده احتمالاً کم و بیش به هم مرتبط خواهند بود، با این حال، خطوط بین دو نیمه جهان بیش از پیش تیره و تار می شوند. این واقعیت که جنگ اوکراین به عنوان هشداری برای ایالات متحده و اروپا در مورد تهدیدات جدید ناشی از تهاجم اقتدارگرایانه در مناقشه فعلی بود، به برقراری مجدد اتحادهای دموکراتیک فراآتلانتیک کمک می کند.

مایکل شومان در مقاله‌ای برای آتلانتیک نوشت: «به نظر می‌رسد حمله روسیه به اوکراین و مجموعه‌ای از قرنطینه‌های مرتبط با ویروس کرونا در چین با یکدیگر ارتباطی ندارند. با این حال، هر دو رویداد تحولی را که جهان را به سمتی خطرناک سوق می دهد، سرعت می بخشد و آن را به دو نیمه تقسیم می کند، یکی در محور واشنگتن و دیگری در محور پکن.
قرار نبود دنیا به این سمت برود. سه دهه پیش، با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به نظر می رسید که جهانی شدن کشورهای مختلف را متحد می کند و جوامع را از طریق تجارت، اینترنت و آرمان های سیاسی بالاتر و بالاتر به نظمی شکوفا تبدیل می کند. انقلاب سرمایه داری چین امیدها را زنده کرده است که حتی این غول کمونیستی نیز چنان در سیستم جهانی دموکراسی غوطه ور شود که علیه آن اقدامی نکند.
با این حال، با ورود به قرن بیست و یکم، تنها کسانی که دارای عینک های بسیار خوش بینانه هستند می توانند ظهور چنین آینده ای مانند تقابل سیاسی، ملی گرایی اقتصادی و ملی گرایی فرهنگی را در سراسر جهان پیش بینی کنند. رو به وخامت روابط بین واشنگتن و پکن، همراه با جاه طلبی های اقتصادی و استراتژیک چین، به رقابت مجدد قدرت های بزرگ و نبرد ایدئولوژیک بین هنجارهای لیبرال و غیرلیبرال جهانی دامن زده است.
اکنون، پیامدهای سیاسی بحران اوکراین به طرق غیرمنتظره ای در سراسر جهان طنین انداز شده است و پتانسیل طولانی مدت ویروس کرونا این پتانسیل را دارد که چشم انداز اقتصاد جهانی را تغییر دهد. با ادامه حملات روسیه و اصرار چین بر استراتژی مجموع صفر، پتانسیل تشدید این تنش ها به رقابت بلوک جهانی افزایش می یابد.
رهبران چین برای مدتی روابط خود را با جهان قطع کردند. در طول سال‌ها، شی جین پینگ سیاست‌هایی را با هدف «صلح جدید» یا «نظم جهانی دگرگون‌شده» که توسط پکن ایجاد و رهبری می‌شود، دنبال کرده است. به نظر می رسد با سیاست خارجی تهاجمی جدید، ایالات متحده را دشمن استراتژیک و اقتصادی چین می داند و نظم جهانی به رهبری ایالات متحده را مانعی در برابر قدرت پکن می داند.

رهبر چین اقداماتی را برای کاهش وابستگی (و ضعف) کشورش به ایالات متحده و متحدانش انجام داده و بر کمپین “خودکفایی” برای اطمینان از کنترل چین بر تولید کالاهای ضروری برای اقتصاد تاکید کرده است. چین با تضمین زنجیره تامین و جایگزینی واردات به جای محصولات داخلی از جمله ریزتراشه ها و هواپیماهای بزرگ به دنبال این است.
همچنین، طرح کمربند و جاده شی جین پینگ، که ظاهراً یک طرح توسعه برای ایجاد زیرساخت در کشورهای نیازمند است، برای تعمیق و دور زدن نفوذ سیاسی و تجاری چین در کشورهای در حال توسعه طراحی شده است.تجارت، مالی و فناوری با چین مرتبط است. جهت گیری مجدد از الگوی سرمایه گذاری چینی در سایر کشورها پیروی می کند: گزارش مؤسسه امریکن اینترپرایز در مورد سرمایه گذاری خارجی چین نشان می دهد که ایالات متحده مقصد اصلی شرکت های چینی برای سرمایه گذاری به صورت تجمعی است. در سال ۲۰۱۶ به ۵۳ میلیارد دلار رسید، اما در سال ۲۰۱۹ به ۳ میلیارد دلار و سال گذشته یک میلیارد دلار کاهش یافت. گذشته از همه گیری ویروس کرونا، شک و تردید فزاینده شرکت های چینی در ایالات متحده نیز به کاهش سرمایه گذاری در ایالات متحده کمک کرده است. در این میان، مشارکت های کمربند اهمیت بیشتری پیدا می کند.
از دیدگاه پکن، بحران اوکراین احتمالاً تأیید می کند که مسیر شی جین پینگ بهترین راه برای آینده چین است. نمی توان مطمئن بود که در سر آنها و سیاستگذاران اصلی چه می گذرد، اما می توان تصور کرد که آنها نگران تحریم های شدید غرب علیه روسیه هستند. حفاظت از چین در برابر چنین اقدامات تنبیهی یکی از انگیزه های اصلی سیاست های “حذف” چین است.
از بسیاری جهات، رویکرد جمع صفر چین به اقتصاد جهانی کمک کرده است. بدون یک بحران بهداشتی بزرگ، اقتصاد و کارخانه‌های چین باز و سرزنده باقی مانده‌اند و زنجیره تامین جهانی دشوار را تسهیل کرده‌اند. اما تعطیلی‌های خود به خودی اخیر باعث ایجاد عدم اطمینان شده و شرکت‌های بین‌المللی را برای تنوع بخشیدن به منابع عرضه خود در خارج از چین تحت فشار قرار داده و هزینه‌ها، ریسک‌های سیاسی و موانع را افزایش داده است. منازعات تجاری و نگرانی های حقوق بشر را تنظیم می کند.
البته ممکن است چنین گسست بزرگی منجر به طلاق تمام عیار نشود. انتقال عملیات تولید در چین به شرکتی مانند فاکسکان تایوان، تامین کننده اصلی اپل، بسیار دشوار است، زیرا تجربه پروژه آشفته این شرکت در ویسکانسین نشان می دهد که برخلاف دوران جنگ سرد، بلوک های آمریکا و شوروی کاملاً از هم پاشیدند، آینده جهان احتمالاً کم و بیش مرتبط است.
با این حال، خطوط بین دو نیمه بیشتر و بیشتر مشخص می شود. این واقعیت که جنگ اوکراین به عنوان هشداری برای ایالات متحده و اروپا در مورد تهدیدات جدید ناشی از تهاجم اقتدارگرایانه در مناقشه فعلی بود، به برقراری مجدد اتحادهای دموکراتیک فراآتلانتیک کمک می کند.
با تقویت ناتو در اروپا، گروه چهارجانبه به یک عامل بازدارنده برای چین در آسیا بین استرالیا، هند، ژاپن و ایالات متحده تبدیل شد. در عین حال، حمایت مداوم پکن از مسکو، ستون فقرات یک اتحاد ضد غربی را تشکیل می دهد که شامل رژیم های بی ثبات کننده مانند بلاروس و کره شمالی می شود.
از نظر اقتصادی، پکن و مسکو با یکدیگر همکاری می کنند تا وابستگی به غرب و متحدانش را کاهش دهند: چین مدت هاست به دنبال خلاص شدن از شر دلار است، چیزی که روسیه اکنون با آن دست و پنجه نرم می کند. از نظر فنی، خطوط این ریپ پررنگ تر می شوند. چین قبلاً با یک فایروال عظیم خود را از اینترنت جهانی قطع کرده است و سرمایه گذاری زیادی در ریزتراشه ها، هوش مصنوعی و وسایل نقلیه الکتریکی کرده است تا از رهبران فناوری در ایالات متحده، اروپا و آسیا پیشی بگیرد.
این بار نیز مانند دوران جنگ سرد، برخی کشورها تمایلی به جانبداری نخواهند داشت. هند که برای چندین دهه پیشگام عدم تعهد بود، اکنون در برابر سیاست چین به آمریکا نزدیک شده و در عین حال، مانند پکن، موضعی نرم در برابر روسیه اتخاذ می کند. با این حال، با ادامه این دشمنی، ملت های جهان از یک طرف به هم نزدیک خواهند شد. البته این سوگیری لزوماً مبنای ایدئولوژیک مشخصی ندارد. ویتنام کمونیست که نگران افزایش قدرت چین است، به سمت ایالات متحده متمایل شده است و پاکستان، متحد جنگ سرد واشنگتن، اکنون پیوندهای محکمی با چین در قالب سرمایه گذاری های کمربند و جاده دارد و عملاً به کشور مشتری چین تبدیل شده است.
بنابراین، جهان آینده از دو نیمه تشکیل شده است که در آن پیوندهای اقتصادی در هر نیمکره قویتر از روابط اقتصادی بین دو نیمه است. هر یک از این دو نیمه از فناوری جداگانه استفاده می کنند و پارامترهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متفاوتی بر آن ها حاکم است. هر یک از این نیمه‌ها احتمالاً موشک‌های هسته‌ای خود را به سمت دیگری نشانه می‌گیرند و در یک رقابت مجموع صفر برای قدرت و نفوذ شرکت می‌کنند. این دنیایی نیست که هرکسی آن را بخواهد، بلکه جهانی است که ناگزیر با آن روبرو خواهیم شد.
*درباره نویسنده: مایکل شومان مایکل شومان یکی از اعضای ارشد غیر مقیم شورای شورای آتلانتیک چین است. او نویسنده کتابی به نام «قدرت بزرگ متوقف شد: تاریخ چینی جهان» و کتاب دیگری به نام «معجزه: معجزه مبارزه آسیایی برای ثروت: داستان حماسی جستجوی آسیا برای ثروت» است.