سیاست بایدن در خلیج عربی چیست؟ – خبری نیست


ایالات متحده از شراکت خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس سود زیادی می برد. پنتاگون چندین پایگاه نظامی بزرگ در منطقه دارد. واشنگتن با شرکای محلی برای مبارزه با ایران و تروریسم کار می کند. ثبات در منطقه جریان منابع انرژی به بازارهای جهانی را تضمین می کند که برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی خوب است.

اشفورد، کارشناس ارشد مرکز استراتژی و امنیت شورای آتلانتیک و متیو کرونینگ، معاون مرکز استراتژی و امنیت شورای آتلانتیک، می‌گویند: «پاییز گذشته در خلیج بودم و نمی‌توانستم آن را تصور کنم». که واشنگتن منطقه را ترک می کرد، اما گفته می شد که آنجا را ترک کرده است. روسیه و چین از خلاء قدرت درک شده منتفع شده اند و کشورهای حاشیه خلیج فارس روابط اقتصادی، فناوری و امنیتی خود را با این دشمنان ایالات متحده افزایش داده اند. حتی گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه امارات به پکن اجازه ساخت پایگاه دریایی داده بود، اما واشنگتن مداخله کرد و مانع اجرای آن شد.

فارین پالیسی نوشت: «مذاکرات در مورد ارائه تضمین های امنیتی به امارات و گرم شدن روابط بین واشنگتن و ریاض می تواند ایالات متحده را در منطقه تقویت یا تضعیف کند».

اما اشفورد، یکی از اعضای ارشد مرکز استراتژی و امنیت شورای آتلانتیک، و متیو کرونینگ، معاون مرکز استراتژی و امنیت شورای آتلانتیک، درباره سیاست بایدن در خلیج فارس بحث کردند.

اما اشفورد: سلام مت، چطوری؟ از اروپا برگشتی؟

متیو کرونینگ: هنوز نه. من در نشست دموکراسی کپنهاگ هستم و به سخنان ولادیمیر زلنسکی و باراک اوباما گوش می دهم. فکر می کنم برگزارکنندگان اشتباه کردند و من را به دستور کار اضافه کردند. امیدوارم جمعیت حوصله اش سر برود و در کنار تخته من بیرون نیایند.

وضعیت در واشنگتن و جاهای دیگر چگونه است؟

اما اشفورد: شاید شگفت‌انگیزترین پیشرفت این باشد که به نظر می‌رسد واشنگتن بالاخره فرصتی برای صحبت در مورد چیزی غیر از اروپا داشته است. این گفتگوها درباره عربستان سعودی و امارات متحده عربی، نارضایتی از قیمت بنزین و پایگاه نظامی مخفی چین در کامبوج بود.

متیو کرونینگ: مطمئناً بحث های زیادی وجود دارد. آیا باید از خاورمیانه شروع کنیم؟ ما نه تنها در مورد سیاست جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در قبال شرکای خلیج فارس بحث های داغی داریم، بلکه ایران به داشتن بمب نزدیک تر است. البته این موارد به هم مرتبط هستند.

میشه کمی بیشتر توضیح بدی؟

اما اشفورد: بله، شما به تامین مالی اتاق های فکر در واشنگتن توسط کشورهای خلیج فارس اشاره نکردید. اما در حوزه سیاست خارجی، اولین مورد این است که ظاهرا رئیس جمهور قصد دارد برای دیدار با محمد بن سلمان به عربستان سعودی سفر کند. این یک تغییر شدید برای بایدن خواهد بود، که علناً ولیعهد را “نفرت‌انگیز” خوانده و قبلا از ملاقات با او خودداری کرده است.

شایعات حاکی از آن است که این همه به دلیل تمایل ناگهانی عربستان سعودی برای افزایش سقف تولید نفت اوپک است. اما این توضیح را قانع کننده نمی دانم. با این حال، افزایش هایی که ما در مورد آنها صحبت می کنیم تقریباً متوسط ​​هستند: افزایش حدود ۶۴۸۰۰۰ بشکه در روز هنگامی که شما در مورد مصرف جهانی نزدیک به ۱۰۰ میلیون بشکه نفت در روز صحبت می کنید اصلاً عدد بزرگی نیست. بایدن اگر بخواهد می تواند با محمد بن سلمان دیدار کند، اما قیمت بنزین را در داخل پایین نمی آورد. در واقع، با لغو قرنطینه کرونا در چین و کاهش بیشتر عرضه روسیه، تعجب آور نیست که قیمت نفت پس از اعلام اوپک کاهش نیافت.

متیو کرونینگ: خوشحالم که تغییری در سیاست بایدن در این زمینه مشاهده می کنم. سیاست او در قبال خلیج فارس از ابتدا اشتباه بود. همانطور که خوانندگان ما می‌دانند، من طرفدار همسویی با دوستان دموکرات و سرکوب مخالفان اقتدارگرا هستم، اما کاری که باید در مورد دیکتاتوری‌های دوستانه انجام داد بسیار دشوارتر است. مطمئناً، کشورهای حاشیه خلیج فارس باید حقوق بشر خود را بهبود بخشند، اما آنها از امنیت و منافع اقتصادی ایالات متحده حمایت می کنند و منزوی کردن آنها اشتباه است.

من در پاییز گذشته در خلیج بودم و او فکر نمی کرد واشنگتن منطقه را ترک کند، اما آنها گفتند که این کار را کردند. روسیه و چین از خلاء قدرت درک شده منتفع شده اند و کشورهای حاشیه خلیج فارس روابط اقتصادی، فناوری و امنیتی خود را با این دشمنان ایالات متحده افزایش داده اند. حتی گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه امارات به پکن اجازه ساخت پایگاه دریایی داده بود، اما واشنگتن مداخله کرد و مانع اجرای آن شد.

شاید خیلی دیر شده باشد، اما خوشحالم که بایدن عقب نشینی می کند و تلاش می کند نفوذ ایالات متحده را در این منطقه مهم ژئوپلیتیکی حفظ کند.

اما اشفورد: اگر امارات از منافع امنیتی و اقتصادی ایالات متحده حمایت می کند، پس چرا به چین اجازه می دهد پایگاه دریایی بسازد؟ من این را دلیل قانع کننده ای نمی بینم. در سال‌های اخیر، کشورهای خلیج‌فارس اهداف سیاست خارجی را دنبال کرده‌اند که اغلب با منافع خود واشنگتن در تضاد است – به عنوان مثال، تامین مالی افراط‌گرایان در سوریه – و روابط اقتصادی خود را با کشورهای آسیایی به میزان قابل توجهی افزایش داده‌اند. در واقع، بیشتر نفت آنها اکنون از شرق به آسیا می رود، نه از غرب به اروپا یا ایالات متحده. منافع امنیتی و اقتصادی این کشورها و ایالات متحده مدتی است که متفاوت بوده است.

به همین دلیل است که تغییر ناگهانی بایدن در منطقه را گیج کننده می دانم. اینها فقط پیشنهادات عربستان نیست (که در آن سعودی ها به آنچه واقعاً می خواهند می رسند و آمریکایی ها چیزی نمی گیرند). شنیده ها حاکی از آن است که کاخ سفید قصد دارد مانند متحدان ناتو تضمین های امنیتی را برای امارات متحده عربی ارائه کند. ما واقعا نمی دانیم که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و همچنین نمی دانیم که ایالات متحده چه مزایایی خواهد داشت. آیا این تضمین امنیتی در برابر حمله ایران است؟ حمایت از کشورهای خلیج فارس در جنگ یمن؟ قرار دادن آنها زیر چتر هسته ای آمریکا؟ ما به سادگی نمی دانیم و اینها سوالات بی اهمیتی نیستند!

متیو کرونینگ: ایالات متحده از شراکت خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس سود زیادی می برد. پنتاگون چندین پایگاه نظامی بزرگ در منطقه دارد. واشنگتن با شرکای محلی برای مبارزه با ایران و تروریسم کار می کند. ثبات در منطقه جریان منابع انرژی به بازارهای جهانی را تضمین می کند که برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی خوب است. همانطور که می دانید بازارهای انرژی جهانی هستند. صادرات انرژی خلیج فارس به آسیا به متحدان آمریکا در منطقه کمک می کند. همچنین به عرضه جهانی انرژی کمک می کند و قیمت ها را در همه جا از جمله ایالات متحده پایین نگه می دارد.

اما اشفورد: حق با شماست که کشورهای خلیج به بازارهای جهانی انرژی کمک می کنند و در نتیجه قیمت ها را پایین نگه می دارند. ایالات متحده ممکن است به طور فزاینده ای به تولید نفت و گاز داخلی برای حفظ امنیت انرژی متکی باشد و حتی صادرکنندگان نیز در حال رشد نفت و گاز هستند. فقط نگاهی به تاثیر احتمالی آتش سوزی پایانه LNG تگزاس در این هفته بیندازید که باعث افزایش قیمت گاز در اروپا می شود. اما به عنوان بخشی از این بازارهای جهانی، آمریکایی ها نیز مشمول قیمت گذاری بین المللی هستند. این بدان معناست که کمبود عرضه در سایر نقاط همچنان قیمت های داخلی را مختل می کند.

کشورهای همسایه خلیج فارس انگیزه های قوی برای حفظ جریان تولید و عرضه آن به بازار دارند. چینی ها و هندی ها نیز مشتریان بزرگ تری در این بازار هستند. اما تاکنون، سعودی‌ها و اماراتی‌ها تمایلی به کمک واقعی به غرب برای مقابله با آشفتگی بازار نفت ناشی از جنگ مسکو در اوکراین نداشته‌اند. در عوض، آنها از طریق اوپک پلاس به همکاری با روسیه ادامه دادند.

متیو کرونینگ: دقیقا. وقتی بایدن آنها را لگد می زند چرا باید کمک کنند؟ سلف او، دونالد ترامپ، شرکای سنتی آمریکا در منطقه را پذیرفت و این به صلح اعراب و اسرائیل (در قالب توافقنامه ابراهیم) منجر شد. بایدن آنها را نادیده گرفت، به آنها توهین کرد و آنها را مستقیماً به آغوش ولادیمیر پوتین و شی جین پینگ هل داد. شما نمی توانید کشورهای منطقه را به خاطر منافعشان مقصر بدانید و اگر واشنگتن در کنار آنها نیست، باید به جای دیگری نگاه کنند.

برای واشنگتن بهتر است که شرکای خود در خاورمیانه را در آغوش بگیرد، حتی اگر آنها را پشت درهای بسته حقوق بشر تحت فشار قرار دهد. خوشحالم که بالاخره بایدن این درس را آموخت – حتی اگر خیلی دیر شده باشد.

اما اشفورد: من خیلی هیجان زده نیستم که تاج بره ها را در آغوش بگیرم. ممکن است از شنیدن در مورد حقوق بشر در اینجا تعجب کنید، اما من فکر نمی کنم این موضوع پیش پا افتاده باشد. زمانی که هیچ یک از منافع کلیدی ایالات متحده در خطر نیست، نگرانی های حقوق بشر باید در نظر گرفته شود و رفتار بایدن با MBS با توجه به جنایات وی و کاهش اهمیت عربستان سعودی برای هدایت منافع آمریکا مناسب بود.

در واقع، مهم است که به خاطر داشته باشید که بسیاری از دلایلی که برای حفظ این مشارکت ها ذکر می کنید – مانند آن پایگاه های نظامی بزرگ – در درجه اول به این دلیل است که ایالات متحده بتواند به حفاظت از کشورهای خلیج کمک کند. منطق دایره ای است، و در حالی که من نمی خواهم چینی ها را به عنوان نیروی مسلط در خاورمیانه ببینم، در حال حاضر به آن نقطه نزدیک نیستیم. در عوض، ایالات متحده به شدت متعهد نظامی به منطقه است، در حالی که چینی ها و روس ها از مزایای اقتصادی برخوردار هستند. اینها کشتی ها و هواپیماهای آمریکایی هستند که به حفظ آزادی دریایی برای حمل و نقل نفت کمک می کنند، در حالی که ۶۵ درصد کل نفت خلیج فارس به آسیا می رود. حتی ترامپ هم مشکل را به وضوح دید.

متیو کرونینگ: من موافق نیستم. بله، کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین واشنگتن از حضور نظامی آمریکا سود می برند. خاورمیانه مرکز است. وجود نیروهای نظامی در آنجا به پنتاگون اجازه می دهد تا ایران را مهار کند، عملیات ضد تروریستی را در منطقه انجام دهد و بازارهای انرژی را تثبیت کند. همچنین به ایالات متحده اجازه می دهد تا قدرت خود را در سطح جهانی نشان دهد. به عنوان مثال، اکثر نیروهای آمریکایی در افغانستان از طریق پایگاه های خلیج فارس به عقب و جلو حرکت کرده اند. در حالی که من فکر می کنم واشنگتن باید بخشی از نگرش خود را از خاورمیانه به هند و اقیانوس آرام تغییر دهد، باید حضور چشمگیری را حفظ کند، به خصوص اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد، که به نظر می رسد انجام می دهد، و این امر اجتناب ناپذیر می شود.