سید محمود دایی. با دوستان ماروت، با دشمنان مدارا – خبری نیست


سید محمود مردی عاقل و نمازگزار بود که سعی می کرد اقتضائات پوشش امام و مهمتر از همه ادب و انعطاف را حفظ کند تا مردم این لباس را با اقتدار و سیاست سنجی نکنند. همانطور که گفته شد حضور وی در مراسم تشییع چهره های فرهنگی و هنری که گاه ارتباط عقیدتی و فرهنگی با آنها نداشت از ویژگی های بارز وی در این سال ها شناخته می شد.

به گزارش نبأخبر، ارتباط صمیمانه آقای محمود دایی با گروه های مختلف فکری و سیاسی از وی یک سیاستمدار متفاوت ساخته است که علیرغم وابستگی کامل به نظام و انقلاب، می تواند تا حد امکان برای دیگران وقت بگذارد یا در حداقل صدای آنها را بشنوید خطبه ها، حداقل در مراسم تدفین.
عصر ایران مهرداد خادر – ناگهان خواجه درگذشت; خبر غافلگیرکننده وفات سید محمود داعی در ۶ ژوئن ۱۴۰۱ میلادی است. روحانی باصفایی که ۴۲ سال در مدیریت مؤسسه (روزنامه اطلاعات) ادامه داد، در رفتار و شعارهای خود تأثیری استکبار و یا دور از خود نداشت و به هیچ مدیر و مسئول دیگری شباهتی نداشت و به همان اندازه باقی ماند. سید محمود دایی.

کانال ایران العمر در تلگرام
پناهگاه خبرنگاران و هنرمندان در طوفان بود و از منظر ایدئولوژیک به فرهنگ و هنر نگاه نمی کرد. تا آنجا که او بر اجساد روشنفکران عرفی اعم از زن و مرد نماز می خواند و در اطلاعات هنوز می توانست آثار نویسندگان قدیم را، البته با احتیاط و ملاحظه، ببیند. از این رو، صحیح است اهل قلم با حضور در آیینه های آن، این فضل و صفا را رعایت کنند که به فرموده بابا طاهر: چه زیبا و سخت است دو سر.

من تازه از این خبر مطلع شدم و منکر این نیستم که با روحیه و تواضع ایشان و لطف و فروتنی که در مجامع عمومی به صاحب این قلم می کرد، درگیر و متاثر شدم.

سال گذشته با این استدلال که سن مدیریت ایشان ۴۱ سال است، در موسسه اطلاعات یادداشتی نوشتم و چون ایشان به برخی از ویژگی های شخصیتی خود اشاره کردند، ساختار اصلی این مقاله ظاهر می شود که البته الان هست. ۴۲ و نکته دیگر اینکه عباس المسعودی موسس روزنامه العالم نیز در زمان مدیریت روزنامه بر اثر سکته مغزی در دفتر خود فوت کرد و آقای دایی با وجود اینکه همچنان مدیر روزنامه بود. در بیمارستان به دلیل گلودرد مدیریت و نظارت که در اردیبهشت ماه سال جاری ۴۲ سال تمام شد و به این ترتیب از نظر سنی مسن ترین مدیر جمهوری اسلامی به شمار می رفت.

در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ پس از واگذاری مؤسسه رسانه از سوی بنیاد مستضعفان، حضرت امام خمینی (ره) آقای محمود دایی را به «ریاست روزنامه اطلاعات» منصوب کردند و یادآور شدند که «روزنامه اطلاعات متعلق به مستضعفین است».

سید محمود دایی.  با دوستان ماروت، با دشمنان مدارا

خود اطلاعات در حال حاضر قدیمی ترین سازمان مطبوعاتی کشور است و ۹۷ سال قدمت دارد.

کیهان با وجود گذشت ۴۲ سال، روند اطلاع رسانی پیوسته ای را طی کرده است، اما فراز و نشیب های زیادی را به خود دیده است، زیرا اولین رئیس جمهور منصوب پس از انقلاب، دکتر محمد عسگری بود و کار را به سید حسن شاهیراقی سپرد و پس از با سقوط هواپیما در اسفند ۱۳۶۴، کیهان مهدی نصیری جایگزین وی شد و او را از قم به مدیریت شریعتمداری به تهران آورد.

در این چهل سال، گروهی از لیبرال‌ها، متفکران دینی و بنیادگرایان کیهان را به این طریق رهبری کردند و البته ۲۶ سال فراتر از روزنامه، نمادی از رادیکال‌ترین بخش سیاسی جهان شناخته شد. جمهوری اسلامی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و دیپلماتیک. روزنامه ای که در بحبوحه انقلاب، منبر چپ های افراطی بود و نقش کمونیست ها و مجاهدین را در انقلاب برجسته می کرد، حالا که هیچکدام از آنها نبودند، رادیکالیسم را در قالب آرمان گرایی انقلابی، اما با طرد، ردیابی می کند. قرائت و اصرار مداوم بر اتحاد پایه. و تأثیر آن ربطی به عدد و رقم آن ندارد و همان قدر که دعایی برای مخالفان با اطلاعات در نوع بوده است، همتای آن در عالم بی رحم و بهترین مقدمه برای هر یک از آنها ممکن است ویژگی های رفتاری بر خلاف دیگری باشد.

در روزگار کاهش نشریات چاپی و محبوبیت رسانه‌های مدرن، نمی‌توان نقش روزنامه‌های سنتی را نادیده گرفت و اصالت و تاریخ آن‌ها را نمی‌توان انکار کرد، در مورد سید محمود داعی می‌توان نکات زیر را یادآور شد: مرگ السید. . محمود دایی مردی متواضع، پاک و وفادار است

اولاً آقای داعی علیرغم مصادره سازمان اطلاعات توسط بنیاد مستضعفان، عنوان «مصادره» را نپسندید و جدای از اشاره به بدهی های بانکی مسعودی، سعی در جلب رضایت پسر سناتور عباس المسعودی داشت. که مالک بود از روزنامه در سال های اخیر. کافی است آن را با کیهان و مصباح زاده مقایسه کنیم. (عباس المسعودی در سال ۱۳۵۳ درگذشت). در نظر داشته باشید که کیهان ادعاهایی در خارج از ایران دارد و اطلاعاتی ندارد.

اگر نماز جز این کار نمی کند مهم و متفاوت است. در نظر داشته باشید که مقاله ای در هتاک به امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۵۶ در روزنامه شبکه چاپ شد و همین بهانه برای دعا برای فرهاد مسعودی کافی بود، اما او می دانست که این مقاله برخلاف میل او تحمیل شده است. .

مثلاً اطلاعات مثل انتشارات امیرکبیر نبود که جعفری بصیر تا آخرین لحظه به دنبال مؤسسه خود می گشت و منابع را نمی بخشید و می گفت چاپ چهار کتاب سلطنتی را دیدم، بلکه انتشار ژان بود. -پل سارتر “انقلاب قند کوبا”. اگرچه او برخی از دارایی های خود را به دست آورده است، اما نگاهی به وضعیت فعلی چاپ های امیرکبیر حقایق را آشکار می کند و نشان می دهد که آنها با این برند چه کرده اند. اگر نماز نمی خواند حداقل برند را از بین نمی برد.

دوم: اولین مدیرمسئول روزنامه اطلاعات در دوره آقای داعی – و حالا مرحوم الدایی باید بنویسد – شمسه الله احمد برادر جلال الله احمد بود که سرمقاله های تاثیرگذاری می نوشت. و نیازی به گفتن نیست که هر چه حذف قدرت بیشتر می شد فرصت ها را کم می کرد و شمس الله احمد چنین نمی کرد. اما دعای من روش اعتدال را کنار نگذاشت و راه رهایی و رهایی یک جلال والا را به همان شیوه ادامه داد.

ثالثاً: خیلی ها رسانه را روزنامه بی طرف می شناسند که از نوع سیاست های مرحوم حسن حبیبی و در زمان ما دکتر محمدرضا عارف است که بدی ندارند اما خیرشان به هیچکس نمی رسد!

دعا بود، اما خیرخواهی بود و دور از آن، این نظر (درج و خنثی سازی اطلاعات) مخالفان جدی هم دارد و بر دو موضوع تأکید می کند: انکارناپذیر است. دومی که در بازارها چراغی روشن کرد و گرچه دوام نیاورد اما برنامه ریزی شده بود. مواردی مانند:

مقاله «مذاکره مستقیم» یا ستون «دو حرف حساب» عطاءالله مهاجرانی در سال ۱۳۶۹ یا گل آقا از کیومرث صابری یا مقاله‌هایی از حجتی کرمانی و حتی قبل از آن توسط سعیدی سیرجانی و استفاده از ضرب المثل‌های قدیمی پاریس.

به یاد بیاوریم که در سال ۸۸، میرحسین موسوی اولین نشست خبری خود را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در روزنامه الانت برگزار کرد، هرچند گفته می شد این تنها برای استفاده از امکان مادی سالن خود یا آن آدرس بزرگ بعد از ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ بوده است. راهپیمایی به جز اطلاع رسانی هیچ اطلاعی یا نوشته ای از سردار علوی نبود که سروصدا کند.

رابعاً: ابقای آقای محمود داعی در روزنامه العالم به دور از شیوه اداری و شخصیت شخصی ایشان نیز به این دلیل بود که در اولین پیام پس از انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، آیت الله خامنه ای را نگه داشت. و تمام احکام امام را تجدید کردند و امام جمعه تهران منصوب نشدند چون حکومت امام به خودی خود ادامه دارد و بقیه ائمه جمعه همچنان موقت محسوب می شوند.

پنجم: بی شک تولید روزنامه رسانه متناسب با امکانات و تاثیر آن نیست و کافی است به مجلات آن نگاهی بیندازید که در دهه پنجاه در تهران تیراژ سه میلیون و ۳۰۰ هزار داشت و الان نیست. بنابراین شما به ۲ میلیون نفر در شهر می رسید، اما این به دلیل تغییر نسل، سلیقه و دولت شرکت است. اطلاع رسانی نه عمومی است و نه خصوصی و نه تعاونی و نه شهروندی و عمومی و دارای جایگاه ویژه و منحصر به فردی است و در نماز نیز همین نور را حفظ می کند و اگر نباشد معلوم است چه خواهد شد.

اما این روزنامه می توانست بین المللی شود اما نشد و به گفته وزیر ارشاد در دولت اصلاح هنوز روزنامه ای در منطقه در انتظار آن نداریم.

نمی توان همه را به گردن سانسور و فضای دیجیتال انداخت. (جالب اینجاست که در بازنشر این یادداشت انتقادی برگه اطلاعات حذف نشده است.)

ششم: سید محمود مردی عاقل و اهل نماز بود که سعی می کرد لوازم لباس امام را حفظ کند و از همه مهمتر ادب و نرمش را حفظ کند تا مردم این لباس را با قدرت و سیاست نسنجید. همانطور که گفته شد حضور وی در مراسم تشییع چهره های فرهنگی و هنری که گاه ارتباط عقیدتی و فرهنگی با آنها نداشت از ویژگی های بارز وی در این سال ها شناخته می شد.

سید محمود داعی درگذشت.  مردی متواضع، پاک و وفادار

سبک زندگی، ساده زیستی، صفا و صمیمیت او نیازی به توضیح ندارد، گویی من شخصاً دو بار هنگام خرید سبزی و میوه در بازار غزل قلعه او را دیدم و یک بار هم سوار اسپند بعد از مهمانی به یاد مؤسس انتشارات امیر کبیر بود. . او مهمترین مهمان مهمانی هتل هوما بود و ماشینش متفاوت ترین ماشین امروزی بود.

هفتم: تلخ است، اما حقیقت این است که اصحاب رسانه و روش نماز هم می دانند که این روزنامه می توانست خیلی بهتر باشد، اما بلافاصله یادشان می آید که می توانست مثل دیگری باشد و نباید. . شکرگزار باشید!

هشتم: دعا گنجینه ای بود از خاطراتی که بعضی ها نگفتند و گذاشتند و پارسال نوشتم: «الان که هشتاد ساله شد، وقت آن است که بگوییم یا در جایی ضبط کنیم و مواظب باش که مثل یک لوده نشود. فایل صوتی دقیق!” و اکنون تنها کلمه ای که به این جمله اضافه شده کلمه “تردید” است.

در آن مقاله نکات دیگری نیز وجود داشت که اگرچه بدون انتقاد و گاه گزنده نبود، اما آقای داعی از سردبیر خود خواسته بود که در اطلاعات منتشر شود، اما اکنون که این مقاله به بهانه درگذشت ایشان منتشر شده است. استفاده کنید. آن را تکرار می کنند چون بیشتر مربوط به رسانه هاست نه آقای داعی.

دعای متفاوتی بود چون زندگی و شخصیت ساده ای دارد. چون نگاه ایدئولوژیک به فرهنگ نداشت. او به جای متهم کردن جسد روشنفکرانی که بر جنازه آنها نماز می خوانند، به جای متهم کردن رئیس جمهور سابق به همکاری با جورج ساروس و گرفتن پول از سعودی ها، برای او کیک تولد روشن کرد و به نویسندگان کلاسیک تریبون داد. زنده و سخنانی در مورد او می توان گفت.

این قلم مورد ستایش غیر حرفه ای ها نیست و نمی خواهد از اصل روایت و توصیف خارج شود، اما انصافاً می گویند باصفا مردی در روزگار قحطی امانت بود و هر دو گروه باید تلاش کنند. سخت تر از دیگران:

اول: روحانیونی که با عدم دخالت در امور دنیوی و اغراض مادی به لباس خود احترام می گذاشتند و ثانیاً: متفکران و نویسندگانی که به او احساس نزدیکی می کردند، اگرچه او مانند دوست و «دایی» خود روشنفکری نداشت. گرایش ها بسیار سنتی بود.

این یک خاطره جالب است تا ببینید چقدر دقیق و سازگار است. به محض تماس با شماره مجله با او در تماس بودم و شنیدم که با صدایی گرم از مدیر می پرسد که در تلفن طنین انداز شد: «آیا زنی به نام سخایی که در مجله شما مطلبی نوشته با هم رابطه دارد. با سرهنگ سخایی یا نه؟» وی در ادامه توضیح داد که در کرمان در روز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، محافل فرهنگی کرمان تلاش کردند تا این تخلفات را جبران کنند، اما هیچ فردی از خانواده وی پیدا نشد. و در پاسخ گفته شد که باید از دبیر اداره مربوطه بپرسیم زیرا ایشان از همکاران دائمی مجله نیستند و به من موظف شد که گفتگو را ادامه بدهم و بعد از آشنایی ذکر کردم که اطلاعی ندارم ولی ما بودیم. قرار است پیگیری و گزارش شود. متأسفانه این کار را نکردیم. در حالی که اسناد و مقالات مربوط به سرهنگ سخاوتمند را در همان روز از طریق پست به دفتر مجله فرستاد!

در جریان وقوع چنین جنایاتی در هیچ شهر دیگری و ربطی به مردم آن منطقه ندارد. کرمان را به مهربانی و خونگرمی می شناسند، اما این نقطه دوست نداشت در دامان سرزمینی که دوست دارد بنشیند.

اینکه صبح با دقت زیادی شماره یک مجله تخصصی فرهنگی و هنری را می خواند نشان می داد که چقدر اهل مطالعه و پیگیری تحولات فرهنگی بوده است.

موضوع متفاوت دیگر این است که روزنامه العالم از انبوه پیام هایی که در زیر آگهی عزاداری یک شخصیت سیاسی و فرهنگی خشمگین گذاشته شده بود خجالت نمی کشید و دکتر مصدق به دلیل ذکر نامش در روزنامه در خیابان نفت نشسته است. تیتر هر روز زمانی که به مصدق علاقه داشت، می توان حدس زد که چقدر طالقانی را دوست داشت و نمی توان تصور کرد که الگوی مدارا و ارتباط با همه را از طالقانی گرفته باشد.

سید محمود دایی.  با دوستان ماروت، با دشمنان مدارا

و در آخر: داشتم فکر می کردم کدام شعر در انتهای این یادداشت می گنجد؟

خاطره دوستی با فضیلت – سید مهدی حسینی درود – را به یاد دارم که از او پرسید: چگونه با این همه تناقض و تفاوت به همه سایه ها احترام می گذاری و احترام می گذاری در حالی که گاهی ممکن است به خودت آسیب بزنی؟

پاسخ او شعر ملکه بهار از شاعران بود:

غصه بخور تا بتوانی غم را از خود دور کنی
در دنیا گریه کردن آسان است، اشک ها را پاک کن

سخنان سعدی نیز مناسب است:

نتیجه زندگی دو چیز است: حسن شهرت و ثواب

وزن دو هجا “همه من مخالفم”

ثروت و موقعیت در دنیا همین است

در میان اهل مروه که «چیزی را یاد می کنند».

————————————–

* آقای رضا شاهملکی – نویسنده و مورخ – به نقل از استاد قدیمی در پاریس گفت: درخواست های خود را از مقامات عالی رتبه از طریق روحانی سخاوتمند دریافت کرده ام و بسیاری از آنها پاسخ مثبت داده اند. اینم متن این شعر:

به جز روز رحمت

آهسته برای فقرا دعا کنید

کلمه نماز در خط نیز مانند بالا مشخص شده است.