شهید حسینعلی نوری فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر ویژه شهدا – نبأ نیوز.


به دستور او جنگجویان توانستند پادگان کاخ و شهر «دویگی» را تصرف کنند. نبرد بسیار سختی بود و رژیم بعث برای حفظ موقعیت خود سخت جنگید. سردار حسینعلی نوری و سردار علی اصغر حسینی محراب فرمانده تیپ ۸۸ استان خراسان وظیفه هدایت رزمندگان را بر عهده داشتند و در محور عملیات در حال حرکت بودند.

به گزارش خبر خبر، حسینعلی نوری در ۱۸ آبان ماه سال ۱۳۴۲ در روستای دق دق آباد از توابع شهرستان کبودرآهنگ استان همدان به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود و به عنوان فرزند کشاورز از کودکی سخت کوش و شجاع بود.
زهرا بیات شهرنجوز – حسینعلی نوری در ۱۸ آبان ۱۳۴۲ در روستای دق دوق آباد استان کپودرآهنگ استان همدان به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود و به عنوان فرزند کشاورز از کودکی سخت کوش و شجاع بود. او سعی می کرد در کارهای کشاورزی به پدر و سایر اعضای خانواده کمک کند. او در هفت سالگی وارد دبستان شد، اما به دلیل کمبود امکانات و وضعیت بد مالی خانواده مجبور به ترک تحصیل شد.

سال های نوجوانی حسین با مبارزات انقلابی مردم ایران علیه رژیم استبدادی همراه بود و او نیز مانند دیگر جوانان در تظاهرات و راهپیمایی ها در کنار مردم شرکت می کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی برای خدمت به مستضعفین به عضویت کمیته های مردمی درآمد. بعدها در سال ۶۰ با تأسیس سپاه پاسداران به این سازمان نوظهور پیوست و از همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی به جمع رزمندگان مشهد پیوست و یاران محمود در جبهه های حق علیه باطل به مبارزه پرداختند.

حسین قدرت بدنی خوبی داشت و در عین حال بسیار باهوش و بااستعداد بود که باعث شد آموزش های اولیه و تکمیلی را یکی یکی پشت سر بگذارد و پس از مدت کوتاهی جزو مربیان زبده رزمی و عملیاتی شود.

تواضع، اخلاص و استعداد کم نظیر حسین(ع) باعث شد که مسئولیت های اطلاعاتی و عملیاتی مختلف را برعهده بگیرد و در نهایت به عنوان رئیس اطلاعات و عملیات لشکر ویژه شهدا منصوب شد. گروهی به نام «اخلاص» نقش مهمی در نبردهای چریکی از سرکوب ضدانقلاب تا مقابله با دشمن بعثی داشتند. وظیفه این اداره شکستن خطوط موانع، پشتیبانی از دشمن، مکان یابی مواضع، نیروها و تجهیزات دشمن بود تا بر اساس اطلاعات جمع آوری شده، امکان طرح ریزی عملیاتی مناسب برای بیرون راندن دشمن از خاک ایران فراهم شود. ایران. یا او را در خاک عراق تعقیب کنید.

مدت طولانی خدمت خود در کردستان در لشکر ویژه شهیدان کاوه و محراب بود و طی ۶ سال در چندین عملیات شرکت کرد و چندین بار مجروح شد. این فرمانده رشید در نهم دی ماه سال ۶۵ در عملیات کربلای پنجم در جبهه شلمچه پس از تصرف پادگان قصر که مقر دشمن در شهرک دویجی عراق بود به شهادت رسید و در زادگاهش به خاک سپرده شد.

شهید حسینعلی نوری در سال ۱۳۹۷ به همراه ۱۲ تن از رهبران ارشد شهید در استانداری همدان از دست رهبر معظم انقلاب مفتخر به دریافت درجه سرتیپی شد. توضیحات بیشتر درباره این شهید عزیز را می توانید در کتاب «شهید می شوم» نوشته رضا الانباری یا کتاب «سربازان به خانه بر نمی گردند» نوشته اصغر فکور که بر اساس خاطرات وی نوشته شده است، بخوانید. دوستان. خانواده و هم رزمان

گمنام در همدان معروف در خراسان
لشکر ویژه شهدا در شمال غرب استان های خراسان، کرمانشاه و همدان به همت سردار شهید بروجردی تشکیل شد. شهید نوری وارد این یگان رزمی شد که برای مبارزه تخصصی و چریکی علیه ضدانقلاب در جنگ های پارتیزانی (نبردهای چریکی) تشکیل شده بود. در نقش فعال شهید حسینعلی نوری همین بس که شهید محمود قفا از رهبران دوران دفاع مقدس که رهبر معظم انقلاب او را معلم خود می نامیدند در وصف شهید نوری فرمودند: بیان این جمله کافه سردار که خود از توان رزمی بسیار خوبی برخوردار بوده و فردی سرسخت بود نشان از نقش موثر سردار شهید نوری در جبهه نبرد دارد. این شهید بزرگوار رهبر رام نشدنی و هر جا وارد شد رزمندگان تشویق می شوند اما متاسفانه در استان همدان شهرت کمتری دارد و شهرتش در خراسان بزرگ بیشتر از زادگاهش است .
سردار حمید عسکری از مدیران استانداری همدان

شاید «شهادت» را نمی دانستم.
دستگاه! گرچه لیاقتش را ندارم، اما آرزوی تو را که در قلب و جانم جای گرفته و تنها خواسته ام از توست برآورده می کنم. شاید من کلمه شهادت را نمی دانستم که با آن بی ادبانه و بی ادبانه از شما می پرسم. از شما خانواده عزیزم که حقوق زیادی نسبت به من دارید می خواهم جشن مرگ مرا بگیرید و نگذارید دشمن از گریه شما شاد شود. وقتی به من فکر می کنی، در ذهنت به یاد حضرت ابابدا…حسین (علیه السلام) می افتی. اگر می خواهی گریه کنی برای امام حسین علیه السلام گریه کن.
بخشی از وصیت نامه شهید

سردار سیدامد ایافات، شهید
جنگجوی زرق و برق
حسینعلی با لباس رزم معمولی وارد جبهه شده بود، اما چنان شجاعت و قدرتی از خود نشان داد که پس از چند ماه از سوی (شهید) محمود کاوه، فرمانده ۱۵۵ شهید ویژه فرآیندها، به عنوان «فرمانده گروهان» انتخاب شد.

(شهید) علی قمی کردی جانشین تیپ شهدای ویژه گفت: ارتفاع الفتان دژ نفوذ ناپذیر دشمن در منطقه بین پیرانشهر و سردشت بود که از زمان انقلاب در دست ضدانقلاب بود. اوایل انقلاب جنگ تحمیلی آغاز شد و تلاش رزمندگان اسلام موفق به اشغال این ارتفاع نشد مهریه سال ۶۱ بود که تیپ ویژه شهدا پس از پاکسازی مناطق غرب از حضور ضدانقلاب به فتان رسید. حسینعلی نوری به عنوان فرمانده و رزمنده تازه وارد گروه را همراهی می کرد.

صعود به ارتفاعات به قدری سخت بود که حتی یک بطری آب هم نیاوردیم تا بتوانیم مهمات بیشتری با خود حمل کنیم و حسینعلی که یک چهره ورزشی و رزمنده بود بیشترین مهمات را با خود آورد. برای او. از ارتفاعات پرتگاهی که جنگلی انبوه احاطه شده بود گذشتیم. نبرد سختی بود و ما تا آخرین مهمات جنگیدیم و برای زنده ماندن منتظر آمدن نیروهای کمکی بودیم. لب های همه رزمندگان از شدت تشنگی خشک و ترک خورده بود.

لحظه ها به سختی گذشت و در حالی که حتی یک قطره آب برای نوشیدن نداشتیم حسینعلی نوری هندوانه ای از کیفش درآورد و وسط سنگر گذاشت. همه با ناباوری به او نگاه کردند که چطور توانسته است هندوانه ای به این سنگینی را با آن همه مهمات حمل کند. این به رزمندگان جان داد و توانستند در مقابل ورود نیروهای کمکی بایستند و الواتان را فتح کنند. این عملیات به گفته (شهید) بروجردی، ستون فقرات ضدانقلاب را در کردستان شکست».

حفظ ایران در اولویت بود
حسینعلی، رزمنده ای دلیر و وفادار بود که برای خدمت به مردم و تامین امنیت آنان از هیچ کاری دریغ نمی کرد و به ندرت به دیدار خانواده می رفت. او مهارت های زیادی داشت و می توان گفت آچار فرانسه لشکر خصوصی شهدا بود و هر جا که نیاز بود از توانایی خود برای خدمت به میهن استفاده می کرد. علاقه او به حضور در خط مقدم به حدی بود که وقتی در سال ۶۴ خبر رسید سیل به روستای دق دق آباد زادگاه حسینعلی (ع) آسیب زده است، به کمک خانواده نرفت و در منطقه ماندگار شد.

زیر آب از طریق بهمنشیر
یگان اطلاعات عملیات ویژه شهدا قبل از عملیات دیوار فجر ۸ آموزشگاه ویژه عملیات غواصی و دوزیستان را در رودخانه بهمنشیر راه اندازی کرده بود و فرمانده آن حسینعلی نوری بود. کار سختی بود. بچه ها باید در زمستان سرد شبه جزیره آبادان و همچنین در آب تمرین می کردند. بسیاری از افراد به دلیل سرما و سختی کار از مطالعه منصرف می شوند. یک روز برای بازدید از مدرسه رفتم.

و طبق معمول حسینعلی آماده آموزش نیروها بود. او برای تشویق بچه‌ها در آب فرو رفت و بدون کمک غواصی از رودخانه عبور کرد. پس از پرش او، چند قایق تندرو عاشورایی از آن سوی رودخانه در جهت حرکت آن به سمت ما آمدند. تیغه های فلزی موتور قایق می تواند هر موجودی را تکه تکه کند. اما حسینعلی برای ما از رودخانه بهمنشیر دست تکان داد.

آواز خواندن برای ضدانقلاب
در یکی از درگیری های تیپ شهید ویژه با ضدانقلاب در روستای غزلان محاصره شدیم. هر لحظه حلقه محاصره رهبری اطلاعات، نیروهای عملیاتی و تیپ امام حسن (ع) که شامل کاوه و حسینعلی بود، تنگتر می شد. حتی رادیو کاوه که بین او و حسینعلی بود مورد اصابت گلوله تک تیرانداز قرار گرفت. بچه ها حتی نمی توانستند برای پاسخ به آتش ضدانقلاب سرشان را بلند کنند.

در این شرایط بحرانی حسینعلی روبه روی دشمن روی زانو نشست و در حین تیراندازی شروع به شعار دادن کرد! با لهجه سنگین ترکی گفت: نامردها کجان؟ چرا ماندی و تیپ شهدای ویژه آمده است.» این کار با آداب و رسوم محلی خودشان انجام می شود، این اقدام باعث بالا رفتن روحیه رزمندگان شد و نه تنها با شکستن حلقه محاصره به دشمن حمله کرد، بلکه انقلابیون متخاصم را نیز وادار کرد. با به جا گذاشتن تعداد زیادی کشته و مجروح، پرواز را ترجیح می دهند.

دلیل طلاق از زوجه
زمستان سال ۶۵ بود و ما برای شرکت در عملیات کربلای چهارم آماده می شدیم که دوستان به ما اطلاع دادند که حسینعلی از همسرش طلاق گرفته است. سال ۶۱ ازدواج کرد، باورم نشد و برای اطمینان به داغدق آباد رفتم. وقتی رسید، همسر حسینعلی که «مجید» کوچکش را در آغوش گرفته بود، با ناراحتی گفت که او را مجبور به طلاق کرده اند و راضی به این کار نیست. اما همچنان با پدر و مادر حسین که فارسی نمی دانستند در یک خانه زندگی می کرد.

حسینعلی برای خودش اتاقی روی پشت بام ساخته بود و تنها زندگی می کرد. نزد او رفتم و ماجرا را از او پرسیدم. گفت: من به زودی شهید می شوم و نمی خواهم همسرم بعد از من مجرد بماند. چون فرهنگ روستای ما هیچکس نمی تواند از زنی که شوهرش را از دست داده است خواستگاری کند. ارادت و عشق حسینعلی به خانواده اش در حالی که تنها فرزندش مجید خیلی کوچک بود دلم را به درد آورد و برای این همه فداکاری و فداکاری «عفرین» گفتم.

شهید عملیات آینده
به همه بگویید در عملیات بعدی شهید می شود. عملیات کربلای چهارم و پنجم انجام شد و با حسینعلی در دو نبرد شرکت کردیم. وقتی در کربلا پنجمین مهندس شیمی شدم، حسینعلی که معاون اطلاعات لشکر ویژه شهدا بود جایگزین من شد و معاون اطلاعات ارتش شدم. به دستور او جنگجویان توانستند پادگان کاخ و شهر «دویگی» را تصرف کنند. نبرد بسیار سختی بود و رژیم بعث برای حفظ موقعیت خود سخت جنگید. سردار حسینعلی نوری و سردار علی اصغر حسینی محراب فرمانده تیپ ۸۸ استان خراسان وظیفه هدایت رزمندگان را بر عهده داشتند و در محور عملیات در حال حرکت بودند.

این دو سردار دلیر در چند قدمی پیروزی مورد هجوم جو دشمن قرار گرفتند و هر دو آسمانی شدند. آتش دشمن مستقیماً به (شهید) حسینی محراب که راکب موتورسیکلت بود اصابت کرد و او را غرق کرد به طوری که با جمع آوری جسدش فقط چند کیلوگرم دیگر پیدا شد. سردار حسینعلی نوری نیز پس از سالها مقاومت در راه پایداری اسلام و دفاع از میهن در خودروی دیگری بود که با حمله هوایی دشمن منهدم شد.