قدرت نرم، استراتژی چین برای تایوان – اخبار


بر اساس قانون روابط تایوان در سال ۱۹۷۹، آمریکایی ها موظف به دفاع از تایوان در صورت حمله چین هستند. با این حال، اگر تایوان استقلال خود را از چین اعلام کند، که چین ممکن است آن را یک اقدام جنگی تلقی کند، ایالات متحده موظف به کمک نیست، زیرا اعلام استقلال یک اقدام تحریک آمیز تلقی می شود. دو دولت به دنبال کسب مشروعیت برای خود و بی اعتبار کردن دیگری هستند و پکن اغلب موفق می شود. چین با ۱.۴ میلیارد جمعیت در مقایسه با ۲۳ میلیون تایوان، از قدرت متقاعد کننده و ژئوپلیتیکی بیشتری نسبت به تایوان برخوردار است.

به گزارش «ناباخبر»، تایوان با نام رسمی جمهوری چین که با نام‌های تایپه، چین ملی و فورموسا نیز شناخته می‌شود، منطقه‌ای در شرق آسیا است که از جزایر تایوان، پنگو، کینمن و ماتسو و تعدادی جزایر دیگر تشکیل شده است. جزایر کوچک تمامی این جزایر در سواحل شرقی چین قرار دارند. این جزیره از غرب با جمهوری خلق چین، از شمال شرقی با ژاپن و از جنوب با فیلیپین همسایه است. تایوان در زیر اوکیناوا و در سواحل چین در دریای چین جنوبی قرار دارد.

به گفته مقامات پکن، تایوان بیست و سومین استان چین است. اما اکنون متحد آمریکاست و نیروی دریایی و هوایی آن به سلاح های آمریکایی مسلح شده اند. تایوان در قرن هفدهم تحت مالکیت چینی ها قرار گرفت، اما در قرن گذشته، تنها حدود پنج سال از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ تحت سلطه چین بود. طبق قانون روابط تایوان در سال ۱۹۷۹، آمریکایی ها موظف به دفاع از تایوان در این رویداد هستند. از حمله چینی ها با این حال، اگر تایوان استقلال خود را از چین اعلام کند، که چین ممکن است آن را یک اقدام جنگی تلقی کند، ایالات متحده موظف به کمک نیست، زیرا اعلام استقلال یک اقدام تحریک آمیز تلقی می شود.

جو ژئواستراتژیک دریای چین به دلیل حضور ناوگان نظامی آمریکا و چین در سواحل تایوان به دلیل سفر نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به این جزیره متشنج شده است. این حادثه باعث شد که موضوع محاصره دریایی چین و نیاز پکن به تنگه های راهبردی در شرق آسیا که عموماً در اختیار متحدان سنتی آمریکا مانند ژاپن، فیلیپین و اندونزی است مورد توجه قرار گیرد. بنادر چین در سواحل شرقی و شمال شرقی به مسیرهایی از طریق دریای ژاپن و دریای چین شرقی (که از آب های سرزمینی ژاپن می گذرد) محدود می شود. در جنوب و جنوب شرقی، کشتی های چینی باید از تنگه مالاکا و سوندا در فیلیپین و اندونزی عبور کنند تا به آب های آزاد برسند. به این ترتیب تسهیل در عبور و مرور کشتی های چینی در استراتژی پکن از اهمیت بالایی برخوردار است و احتمال تشدید تنش چین با این کشورها و متحدانشان بر سر مسیرهای کشتیرانی موضوعی است که در گذشته موضوع بحث کارشناسان ژئوپلیتیک بوده است. دو دهه.

بن بست ژاپنی ها در مسیر کشتی های چینی

در مناطق آبی بین چین و اقیانوس آرام، مجمع الجزایری وجود دارد که پکن آن را زنجیره جزیره اول می نامد. خطی که چین می گوید مرز قلمروش است. اختلاف بر سر مالکیت بیش از دویست جزیره کوچک و صخره های مرجانی روابط چین با همسایگانش را تیره کرده است. این گذرگاه ها دسترسی به مهم ترین خطوط دریایی جهان در دریای چین جنوبی را فراهم می کند. چین قصد دارد تمامی معابر بین جزایر را تحت کنترل داشته باشد، زیرا در مواقع تنش و بحران، دسترسی چین قطع می شود. دسترسی آزاد چین به اقیانوس آرام در ابتدا با حضور ژاپن محدود می شود.

طبق مسیرهای دریایی فعلی، کشتی های چینی که از دریای زرد می آیند و شبه جزیره کره را دور می زنند باید از دریای ژاپن و از تنگه لابروس بر فراز هوکایدو عبور کنند تا به اقیانوس آرام برسند. بیشتر این منطقه از قلمرو آبی ژاپن یا روسیه است و ممکن است در مواقع تنش بالا به روی چین بسته شود. حتی اگر چینی‌ها از این تنگه عبور می‌کردند، باز هم باید از جزایر کوریل، در شمال شرقی هوکایدو که کاملاً تحت کنترل روسیه هستند، اما ژاپن ادعای مالکیت آن را دارد، عبور کنند. اگرچه اختلافات مرزی زیادی بین چین و ژاپن وجود دارد، اما اختلاف بر سر تنگه لابروس مهمترین منطقه مناقشه مرزی بین دو کشور در حوزه دریایی است و این موضوع قدرت کشتیرانی چین را در شمال و شرق محدود می کند.

چین به دنبال جذب تایوان است

تایوان که نام رسمی آن جمهوری چین است که با نام‌های چین تایپه، چین ملی و فورموسا نیز شناخته می‌شود، منطقه‌ای در شرق آسیا است که از جزایر تایوان، پنگو، کینمن و ماتسو و تعدادی جزایر کوچک دیگر تشکیل شده است. تمامی این جزایر در سواحل شرقی چین قرار دارند. این جزیره از غرب با جمهوری خلق چین، از شمال شرقی با ژاپن و از جنوب با فیلیپین همسایه است.

تایوان در زیر اوکیناوا و در سواحل چین در دریای چین جنوبی قرار دارد. به گفته مقامات پکن، تایوان بیست و سومین استان چین است. اما اکنون متحد آمریکاست و نیروی دریایی و هوایی آن به سلاح های آمریکایی مسلح شده اند. تایوان در قرن هفدهم تحت مالکیت چینی ها قرار گرفت، اما در قرن گذشته تنها حدود پنج سال از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ تحت سلطه چینی ها بود.

بر اساس قانون روابط تایوان در سال ۱۹۷۹، آمریکایی ها موظف به دفاع از تایوان در صورت حمله چین هستند. با این حال، اگر تایوان استقلال خود را از چین اعلام کند، که چین ممکن است آن را یک اقدام جنگی تلقی کند، ایالات متحده موظف به کمک نیست، زیرا اعلام استقلال یک اقدام تحریک آمیز تلقی می شود. دو دولت به دنبال کسب مشروعیت برای خود و بی اعتبار کردن دیگری هستند و پکن اغلب موفق می شود. چین با ۱.۴ میلیارد جمعیت در مقایسه با ۲۳ میلیون تایوان، از قدرت متقاعد کننده و ژئوپلیتیکی بیشتری نسبت به تایوان برخوردار است.

چینی ها نمی خواهند تایوان بتواند با پکن رقابت نظامی کند و در عوض با افزایش تجارت و گردشگری بین دو کشور از قدرت نرم استفاده می کنند. چین قصد دارد تایوان را به آغوش گرم خود دعوت کند. رویکرد قدرت نرم متقاعد کردن مردم تایوان است که دلیلی برای ترس از اتحاد مجدد با سرزمین مادری وجود ندارد.

سیاست کلی چین این است که سعی در حفظ روابط خوب با اکثر همسایگان خود داشته باشد تا اجازه ندهد هیچ جنبش استقلال طلبی سازماندهی شود یا خطوط حمایت و پناهگاه به سمت آن عقب نشینی کند.

آنچه مسلم است چین به دلایل ژئوپلیتیکی تایوان را دور نخواهد زد. زیرا تایوان یک مسیر ترانزیتی برای تجارت و انرژی است و منطقه حائل این کشور در مقابل اقیانوس آرام محسوب می شود. همچنین غیرقابل تصور نیست که شکست چین در کنترل تایوان باعث ناآرامی های داخلی گسترده ای شود که نفوذ حزب کمونیست و وحدت چین را تهدید می کند. زیرا اگر دولت چین استقلال تایوان را بپذیرد، این امکان وجود دارد که حومه ها و مناطق حاشیه ای با دولت مرکزی درگیر شوند. این به نوبه خود شامل مناطق حائل می شود.

با این حال، در صورت افزایش قدرت نظامی چین، تایوان و ایالات متحده تمایل کمتری برای درگیری نظامی نشان خواهند داد. برای پکن، تایوان یک تهدید کوچک و قابل کنترل است. اکنون که چین دومین اقتصاد بزرگ جهان است، از مزیت جهانی برخوردار است. پکن ابتکار عمل را در دست دارد و در صورت هرگونه تحریم یا جنگ، آمریکا بیش از هر کشور دیگری متضرر خواهد شد. در تحریم روسیه، اتحادیه اروپا قربانی اصلی بود، اما در مورد چین وضعیت کاملا متفاوت است. در عین حال، جامعه بین المللی انعطاف لازم برای مجازات چین را نخواهد داشت. نگاه چین به تایوان نیز از منظر امنیتی ژئوپلیتیکی است و آنها فقط می توانند تصور کنند که غربی ها سعی دارند امنیت چین را مخدوش کنند. با این حال، امنیت چین به خطر نخواهد افتاد. جغرافیای سیاسی و حقایق میدانی با استقلال تایوان ناسازگار است.

از نظر استراتژیک، تایوان برای چین بسیار مهم است که بتواند استقلال کامل و گرفتن قدرت خود را تحمل کند. لازم به ذکر است که چین در صورت بسته شدن مسیرهای دریایی فعلی مانند تنگه سوندا، تنگه تایوان و تنگه مالاکا که ۸۰ درصد منابع انرژی چین از آن عبور می کند، مقاومت بالایی از خود نشان نخواهد داد. در صورت اتخاذ چنین سیاست هایی، یک بحران تمام عیار در دریای چین جنوبی رخ خواهد داد. پکن قصد دارد نظر همسایگان خود را درباره نزدیک شدن به آمریکا تغییر دهد و نظر و رویکرد آمریکا را نیز تغییر دهد. چین قصد دارد به قدرت اقیانوس آرام و هند تبدیل شود، بنابراین در بنادر آب های عمیق در این مناطق سرمایه گذاری می کند. سرمایه‌گذاری که می‌تواند روابط با چین، روابط تجاری، و به طور بالقوه پایگاه‌های استقرار دریایی دوستانه ایجاد کند.

بنابراین در صورت تشدید اوضاع علیه چین، انتظار نمی رود که شاهد جنگی تمام عیار باشیم، اما احتمال مانور نظامی چین، یا درگیری کوتاه مدت در دریای جنوب و انتهای آب ها و خشکی ها وجود دارد. مرزهای این کشور برای هشدار به همسایگانش. البته اگر اوضاع چین به گونه ای پیش برود که خود را در انزوای ژئوپلیتیکی ببیند، احتمال هرگونه واکنشی دور از انتظار نیست. اما در شرایط کنونی چین همچنان سیاست قبلی خود را دنبال می کند.