لحظه پوتین و برژنف – اخبار


جهان اکنون لحظه ای بسیار خطرناک و نامطمئن را پشت سر می گذارد. آنچه پس از این جنگ اتفاق می افتد به همان اندازه که چگونه، کی و کجا به پایان رسید، معما است.

به گزارش سدانیوز، پیش بینی ابهامات پیرامون این جنگ گام مهمی برای غلبه بر پیامدهای آن است. اگرچه وضعیت اوکراین بسیار متزلزل است، اما چهار سناریو برای پایان احتمالی این جنگ قابل تصور است.

سناریو ۱: معجزه دنیپرو – سربازان و شهروندان اوکراینی با حمایت دفاعی اعضای ناتو، پیشروی مسکو را متوقف کرده و از سرنگونی دولت دموکراتیک کیف و ایجاد یک رژیم دست نشانده توسط پوتین جلوگیری می کنند. عزم و مهارت نیروهای مقاومت اوکراین به بن بست در میدان نبرد منجر می شود که به نفع مدافعان است. در این صورت، برای کرملین و روسیه مشخص خواهد شد که بهای سنگینی را برای این جنجال پرداخت خواهند کرد، از جمله احتمال وقوع جنگ پرهزینه در اوکراین همراه با فروپاشی اقتصادی و انزوای دیپلماتیک. پوتین دستور عقب نشینی را صادر می کند. اوکراین یک دموکراسی مستقل باقی می ماند، شکست مسکو نارضایتی داخلی را تشدید می کند و پوتین بر تهدیدات داخلی علیه قدرت خود تمرکز می کند. ناتو با بهبود وضعیت امنیتی مواجه است و اوکراین بار دیگر به غرب نزدیکتر شده است.

سناریوی دوم: باتلاق – پس از هفته‌ها درگیری شدید در کیف و شهرهای بزرگ، روسیه موفق می‌شود دولت اوکراین را سرنگون کند و یک رژیم دست نشانده ایجاد کند. با این حال، نه نیروهای مسلح اوکراین و نه مردم آن حاضر به تسلیم نیستند. برعکس، جمعیت اوکراین یک شورش در مقیاس وسیع، کاملا مسلح و هماهنگ علیه مهاجمان به راه انداخته است. اگرچه نیروهای منظم اوکراین در طول زمان با اشغال شهرهای مهمی مانند کیف خسته شده اند، اما پیروزی روسیه به پیروزی پرهزینه و بی ارزش تبدیل می شود. قیام اوکراین هزینه های انسانی و مالی قابل توجه و پایداری را برای روسیه به همراه دارد و کشورهای ناتو به ارائه کمک های پنهان اما بسیار مؤثر به مقاومت اوکراین ادامه می دهند. در نهایت روسیه پس از خشونت و کشتار فراوان مجبور به عقب نشینی شد.

در این صورت پوتین و دیگر رهبران روسیه متوجه خواهند شد که به “لحظه برژنف” رسیده اند و در تعقیب اهداف نهایی خود در اوکراین افراط کرده اند. روسیه این بار مانند افغانستان تسلیم جنگی تسلیم ناپذیر شد و در همان باتلاقی افتاد که بسیاری از کشورهای قدرتمند را در طول تاریخ محاصره کرده است. روسیه نیز در چشم جهانیان به کشوری شرور تبدیل شده است.

سناریوی سوم: پرده آهنین جدید – اوکراین در نهایت زیر بار سنگین تجاوز روسیه فرو خواهد ریخت. با وجود مخالفت های شدید، نیروهای روسیه با استفاده از سلاح های سنگین و تاکتیک های جنگی کشور را کنترل می کنند. مقاومت در برابر روسیه و دولت دست نشانده آن شدید است، اما با زور سرکوب شده است، و آنقدر قوی نیست که بتواند چالش بزرگی برای نیروهای باقی مانده روسیه در اوکراین ایجاد کند. یک پرده آهنی جدید در شرق اروپا در امتداد مرز بالتیک در شمال و پس از آن لهستان، اسلواکی، مجارستان و رومانی در جنوب در حال شکل گیری است. پوتین در حال تثبیت قدرت خود در داخل و سرکوب مخالفان است. ناتو در مواجهه با روسیه متجاوز متحدتر می شود، اما ناگزیر می پذیرد که چاره ای جز جبران از دست دادن اوکراین ندارد. سوئد و فنلاند سپس به ناتو ملحق خواهند شد تا امنیت خود را در برابر برنامه های توسعه طلبانه مسکو افزایش دهند.

سناریوی چهارم: جنگ بین ناتو و روسیه – خطرناک ترین سناریو برای آینده اروپا و نظم جهانی این است که جنگ اوکراین راه را برای درگیری نظامی بین ناتو و روسیه هموار می کند.

میانبرهای متعددی برای این نتیجه وجود دارد. اول، اینکه آیا ناتو تصمیم گرفته است که مشارکت خود را در اوکراین در تلاش برای اجرای منطقه پرواز ممنوع یا هر شکل دیگری از مداخله مستقیم افزایش دهد. اگر روسیه عقب نشینی نکند و مستقیماً مشارکت نکند، خطر جنگ بین ناتو و روسیه به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت. ثانیاً، روسیه بی پروا به قلمرو یکی از کشورهای عضو ناتو حمله خواهد کرد و واکنش متقابل اتحاد را برانگیخت. سوم، این احتمال جدی وجود دارد که پوتین اهدافی در خارج از اوکراین داشته باشد. اگر نیروهای روسی در اوکراین به سرعت پیشروی کنند و کشور را به طور مؤثر کنترل کنند، پوتین ممکن است توجه خود را به کشورهایی معطوف کند که او آنها را بخشی از حوزه نفوذ شوروی سابق می داند. واضح ترین اهداف برای آزمایش طرح های ناتو و همچنین آزمایش طرح ناتو، کشورهای بالتیک هستند که همگی اعضای ناتو هستند.

نشانه های اولیه نشان می دهد که جنگ به نفع غرب خواهد چرخید، به سه دلیل: تهاجم خام روسیه و مقاومت الهام گرفته از اوکراین، حمایت مردمی از اوکراین را در سراسر اروپا برانگیخته است. همچنین به نظر می رسد که روسیه و پوتین عزم اوکراینی ها و خشم جهانی آنها علیه مسکو را بسیار دست کم گرفته اند. سوم، دولت های دموکراتیک در دو سوی اقیانوس اطلس تصمیمات سیاسی بسیار بالایی در زمینه های اقتصادی، مالی، دیپلماتیک و امنیتی گرفته اند که نشان دهنده عظمت هدف و همبستگی رو به رشد است.

با این حال، جهان اکنون لحظه ای بسیار خطرناک و نامطمئن را پشت سر می گذارد. آنچه پس از این جنگ اتفاق می افتد به همان اندازه که چگونه، کی و کجا به پایان رسید، معما است. این چهار سناریو همچنین پیامدهای محتمل‌تری را منعکس می‌کنند و همه احتمالات را شامل نمی‌شوند. جنگی که شروع می شود، به سختی یک نسخه آن را دنبال می کند، و به مسیرهای غیرمنتظره ای منتهی می شود که گاهی کل جهان را تغییر می دهد. به نظر می رسد که حمله روسیه به اوکراین بذر چنین درگیری باشد.