نصیحتی که به مادلین آلبرایت کردم وقتی فهمیدم یهودی است


واشنگتن دی سی: وزیر امور خارجه ایالات متحده مادلین آلبرایت (راست) به استوارت آیزنشتات (چپ)، معاون وزیر امور خارجه در امور اقتصادی، تجارت و کشاورزی که در ۱ دسامبر در جلسه عمومی افتتاحیه کنفرانس واشنگتن درباره هولوکاست سخنرانی می کرد، نگاه می کند. ریشه های یک دوره در وزارت امور خارجه ایالات متحده در واشنگتن، دی سی. این کنفرانس به مسائل مربوط به دارایی های مصادره شده توسط نازی ها، به ویژه هنر و بیمه می پردازد. AFP PHOTO / Tim SLOAN (منبع تصویر باید TIM SLOAN / AFP را از طریق Getty Images بخوانید)

نوشته شده توسط Stuart E. Eisenstadt

“چند وقت است که مرا میشناسی، استو؟” مادلین آلبرایت این سوال را با احساس اضطراری که قبلاً از آن نشنیده بودم پرسید.

اواسط ژانویه ۱۹۹۶ بود و من در اتاق هتل خود در داووس، سوئیس، در مجمع جهانی اقتصاد بودم. او در طول دوره انتقال پس از انتخاب مجدد بیل کلینتون در سال ۱۹۹۶، قبل از تایید سنا به عنوان اولین وزیر امور خارجه زن در تاریخ آمریکا، از طریق یک خط امن از دفترش در وزارت خارجه با من تماس گرفت. قرار بود من توسط رئیس جمهور برای سمتی که به عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور اقتصادی، بازرگانی و کشاورزی به من پیشنهاد کرده بود، معرفی شوم.

خوب، من ۲۰ سال بعد پاسخ دادم، از زمانی که من و شما در جناح غربی کاخ سفید کارتر، و شما به عنوان رابط کنگره با شورای امنیت ملی تحت رهبری زبیگ برژینسکی، و من به عنوان مشاور ارشد سیاست داخلی پرزیدنت کارتر، با هم کار کرده ایم.

https://www.washingtonjewishweek.com/enewsletter/

سوال بعدی حتی عجیب تر بود: “من کدام دین هستم؟”

“مادلین، البته، شما یک چک کاتولیک هستید. چرا این همه؟”

خبرنامه ایمیل هفته یهودی واشنگتن را دریافت کنید و اخبار برتر ما را از دست ندهید
ما داده ها را با فروشندگان خارجی به اشتراک نمی گذاریم.

ثبت نام رایگان

او توضیح داد که مایکل دابز، خبرنگار واشنگتن پست در حالی که منتظر تایید سنا بود، در حال انجام یک قطعه تحقیقی درباره سوابق او بود و به طرز شگفت انگیزی به این نتیجه رسید که او یهودی است نه کاتولیک. او می‌دانست که والدینش دو بار از چکسلواکی گریخته‌اند: ابتدا به لندن، جایی که هیتلر و نازی‌ها در شرف تصرف قدرت بودند، و سپس دوباره در سال ۱۹۴۸، این بار به ایالات متحده، پس از بازگشت پدر دیپلمات چکش پس از جنگ، در مواجهه با استالین. و کمونیست ها او نمی دانست که پدر و مادرش یهودی به دنیا آمده بودند و در طول جنگ به کاتولیک گرویدند، که باعث شد او و خواهران و برادرانش به عنوان کاتولیک بزرگ شوند.

“باید چکار کنم؟” او پرسید. او به من گفت که می ترسد جامعه یهودیان آمریکا با نامزدی او مخالفت کنند، زیرا معتقد بود که از گذشته یهودی خود خجالت زده است و آن را سرپوش می گذارد و این ممکن است ادعای او را خدشه دار کند. علاوه بر این، او گفت: “به سه دخترم چه بگویم؟ آیا باید به آنها بگویم که اکنون باید یهودیت شوند؟”
توصیه فوری من این بود که حقیقت را بگوید، که او هرگز از تغییر دین پدر و مادرش اطلاعی نداشت. با افتخار گذشته یهودی جدید خود را در آغوش می کشد. و البته نه او و نه سه فرزندش نباید احساس کنند که باید به یهودیت روی آورند. من همچنین به صراحت اعلام کرده‌ام که به دلیل کارم در مورد عدالت هولوکاست در دولت کلینتون، و تعاملات مکرر با بازماندگان هولوکاست، جامعه یهودی متوجه شد که در طول جنگ جهانی دوم، انواع روش‌ها برای محافظت از کودکان یهودی از جمله کودکان یهودی مورد استفاده قرار گرفت. استقرار در صومعه های کاتولیک یا در خانه های مسیحی، جایی که آنها توسط مشرکان عادل بزرگ شده بودند.

به او گفتم که بسیاری از دوستان یهودی که در زمان سفیر ایالات متحده در اتحادیه اروپا در بلژیک پیدا کرده بودم، دقیقاً به همین شکل نجات پیدا کردند. توماس کراوز، رئیس فدراسیون جوامع یهودی چک، بعداً اظهار داشت که “[i]برای یهودیان در این قسمت از جهان رایج است که از ریشه یهودی خود بی اطلاع باشند.»

صادقانه بگویم، مطمئن بودم که هیچ واکنش منفی نه از سوی جامعه یهودی و نه از جانب سنا وجود نخواهد داشت. علاوه بر این، او به عنوان سفیر سازمان ملل در چهار سال اول حکومت کلینتون به او یادآوری کرد که خود را به عنوان حامی قوی و سرسخت اسرائیل در برابر حملات اعراب معرفی کرده است.

شما توصیه من را دنبال کردید و با رای فوق العاده ۹۹-۰ تایید شد. در اولین سفر خارجی‌اش به‌عنوان وزیر امور خارجه، در حالی که برای یک جلسه توجیهی در آخرین لحظه در دفترش بودم، نگاهی به کیفش انداخت و با ذکاوت مشخصش گفت: «خب، با پیشینه یهودی‌ای که تازه پیدا کردم، فکر می‌کنم باید. بگو من می روم چمدانم را بردارم!» همه در خنده.

اما مادلین آلبرایت فراتر از امید صادقانه من برای آگاهی از گذشته یهودی خود عمل کرد. به عنوان وزیر امور خارجه، در اولین سفر خود به زادگاهش پراگ در ژوئیه ۱۹۹۷، او مستقیماً به کنیسه پینکاس رفت تا نام اجداد خود را در میان بیش از ۷۷۰۰۰ قربانی هولوکاست چک و اسلواکی که با عشق توسط بازماندگان چک نوشته شده بود جستجو کند. دیوار کنیسه او نام پدربزرگ و مادربزرگ پدری‌اش، آرنست و اولگا کوربل را که در اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها مرده‌اند پیدا کرد – آرنست در ترزین اشتات در سال ۱۹۴۲ و مادربزرگ آنها در آشویتس در سال ۱۹۴۴. او در کنیسه به طور عمومی گفت: “امشب … حک شده است. در قلب من برای همیشه.”

بعداً در طول تور خوشامدگویی خود به جمهوری چک و دو کشور دیگر از بلوک شوروی سابق در ناتو – موضوعی که امروز با تهاجم روسیه به اوکراین شعله ور شده است – او از دیگر مکان های یهودی در پراگ بازدید کرد و به شکلی لمس کننده با گذشته خود روبرو شد: “هولوکاست شیطانی” به وقوع پیوست. به معنای شخصی اکبر» از زمانی که از سرنوشت اجدادش مطلع شدم.» به ارزش های بسیار و جنبه های بسیاری که شخصیت من را می سازد، اکنون این آگاهی را اضافه می کنم که پدربزرگ و مادربزرگ و اعضای خانواده ام در بدترین فاجعه جان باختند. در تاریخ بشر بنابراین امشب اینجا را ترک می‌کنم با این اطمینان که این بخش جدید هویت من چیزی قوی‌تر، غم‌انگیزتر و غنی‌تر به زندگی من اضافه می‌کند.”

او یک قدم فراتر رفت و در یک سفر بعدی به روستاهای کوچکی رفت که پدربزرگ و مادربزرگ پدری و مادری‌اش در آن زندگی می‌کردند تا تاریخ خود را بازیابی کند.

به عنوان معاون وزیر او، من از نزدیک دیدم که چگونه پیشینه او به عنوان یک پناهنده فاشیست دیدگاه های او را در مورد سیاست خارجی و بزرگترین پیروزی هایش در جنگ های بالکان در بوسنی و کوزوو شکل داد. به عنوان سفیر در سازمان ملل متحد، او به تونی لیک مشاور امنیت ملی ملحق شد و با موفقیت از رئیس جمهور کلینتون، در مخالفت پنتاگون و وزارت امور خارجه، خواست که رهبری تهاجمی ایالات متحده را به ناتو ببرد و حملات نظامی مستقیم علیه صرب‌های بوسنی را پس از وحشیگری علیه مسلمانان بوسنیایی تشویق کند. رئیس جمهور قدرتمند صربستان اسلوبودان میلوسویچ

قتل عام بیش از ۷۰۰۰ مرد و پسر بوسنیایی در ژوئیه ۱۹۹۵ در سربرنیتسا، که در یک گور دسته جمعی ریخته شدند، جرقه هولوکاست را زد که والدین او از آن فرار کردند. او با رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال کالین پاول، روبرو شد و گفت: “اگر نتوانیم از آن استفاده کنیم، داشتن این ارتش شگفت انگیز که همیشه درباره آن صحبت می کنید، چه فایده ای دارد؟” این اقدام نظامی راه را برای توافقنامه دیتون که توسط ریچارد هالبروک مورد مذاکره قرار گرفت، توافق نامه صلحی که به جنگ پایان داد، هموار کرد.

در ژانویه ۱۹۹۹، پس از کشتار مجدد صرب‌ها علیه آلبانیایی‌های کوزوو در روستای کوچک کوزوو راچاک، آلبرایت، وزیر امور خارجه، به طرز ماهرانه‌ای دیپلماسی را با قدرت نظامی ناتو ترکیب کرد و بار دیگر بر خلاف مخالفت‌های وزارت دفاع، صلح را تضمین کرد. این روز.

او در مذاکرات من با بانک‌های سوئیس و فرانسه، کارگران اوراق قرضه آلمان و اتریش و شرکت‌های بیمه اروپایی، حامی قوی و مداوم کار من در مورد عدالت هولوکاست بوده است. او با ارائه سخنرانی اصلی در کنفرانس واشنگتن، که به اصول واشنگتن در مورد هنر مصادره شده نازی منتهی شد، پیشینه هولوکاست خود را در چالش معاصر بازگرداندن هنر غارت شده قرار داد. او از من خواست که رهبری هیئت ایالات متحده را در کنفرانس کیوتو در مورد تغییرات اقلیمی برعهده بگیرم، که از من حمایت قوی از پروتکل های کیوتو کرد.

تصمیم گرفتم مقر وزارت امور خارجه را به نام رئیس جمهور هری اس. ترومن، به عنوان نماد رهبری که او برای ساختن دنیای جدید و صلح آمیز پس از جنگ به رهبری ایالات متحده بر عهده گرفت، نامگذاری کنم. وقتی فهمیدیم حرف اول حرف وسط او مخفف هیچ اسمی نیست، فقط حرفی است که مادرش به نامش اضافه کرده، خنده‌مان گرفت.

ما فجایع را هم پشت سر گذاشتیم. من او را تا پایگاه نیروی هوایی دوور همراهی کردم، جایی که با تابوت‌های پرچم‌دار دیپلمات‌های آمریکایی که در حملات تروریستی به سفارت‌های ایالات متحده در کنیا و تانزانیا کشته شدند، ملاقات کردیم و او یک سخنرانی پرشور در مورد فداکاری‌هایی که دیپلمات‌های آمریکایی برای تلاش می‌کنند ایراد کرد. دنیای بهتری بساز

مادلین آلبرایت، جثه کوچک اما بسیار تأثیرگذار، دارای جذابیت، درخشندگی، درخشندگی و تسلط به زبان های چک، فرانسوی، لهستانی و روسی است. سیاست خارجی او با پرزیدنت کلینتون به زندگی مردم عادی در سراسر جهان متصل شد.

همه این ویژگی ها او را بزرگتر از زندگی می کرد. یکی از علائم تجاری او برای تأکید بر پیام‌های سیاسی و دیپلماتیک خود، انواع سنجاق‌ها را روی یقه لباس‌هایش می‌بست. وقتی پرسیدم چرا، چون او در سال‌های اولیه زندگی مشترکمان این کار را نکرده بود، زمانی را به یاد آوردم که صدام حسین، دیکتاتور عراق، پس از حمله به کویت، او را با “ماری شبیه به هیچ‌کس دیگر” مقایسه کرد. او در پاسخ یک سنجاق مار پوشید و یک سنت متولد شد.

ایالات متحده یک کارمند دولتی بزرگ، یک الگو برای زنان به عنوان اولین وزیر امور خارجه، یک استاد دانشگاه جورج تاون، یک نویسنده، یک حامی مادام العمر برای دموکراسی و حقوق بشر، یک دوست دائمی اسرائیل، و کسی که از دست داده است. پیشینه یهودی او من یک دوست عزیز را از دست داده ام.

استوارت آیزنشتات در زمانی که مادلین آلبرایت در کاخ سفید کارتر بودند و در دوران دولت کلینتون که وزیر امور خارجه بود و معاون وزیر امور خارجه در امور اقتصادی و کشاورزی و نماینده ویژه رئیس جمهور کلینتون برای آلبرایت وزیر امور خارجه در مورد دوران هولوکاست بود، کار کرد. مسائل

آژانس تلگراف یهود