نگاهی به قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین در اولین سالگرد آن


هیچ پروژه بزرگ نفت و گاز تحت حمایت این قرارداد راه اندازی نشده است. این ممکن است به دلیل ناتوانی ایران و چین در اجرای توافق از طریق پروژه های ملموس باشد. تهران و پکن ممکن است تلاش های خود را برای جلوگیری از توجه ناخواسته آمریکا پنهان کنند. با این حال، داده های رسمی ایران و تحلیل های کارشناسان ایرانی نشان می دهد که تحریم احتمالی آمریکا تنها دلیل تاخیر در اجرای توافق ۲۵ ساله نیست.

به گزارش نبأخبر، تقریباً یک سال از امضای برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین در اسفند ۱۳۹۰ می گذرد که هیچ گزارش رسمی از اولین سال اجرای این برنامه وجود ندارد، اما نشانه هایی وجود دارد. نتایج در هر دو سطح اقتصادی و سیاسی. بارزترین زمینه برای همکاری نزدیکتر و مهمتر، افزایش صادرات نفت ایران به چین است. مشخص نیست که آیا عوامل دیگری در این افزایش تجارت نقش دارند یا خیر. آخرین گزارش های رسمی نشان می دهد که پکن واردات روزانه نفت خام خود از ایران را به ۸۷۰۰۰ بشکه در روز در سه ماهه اول سال ۲۰۲۲ افزایش داده است.

از آنجایی که ایران بیشتر داده های صادرات نفت خود را مخفی نگه می دارد، تعداد واقعی صادرات به چین احتمالا بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، ایران نفت را از طریق سایر کشورهای ثبت نشده مانند عمان و مالزی به چین صادر می کند. ایران نیز مشتری عمده نفتی ندارد و افزایش صادرات باید به دلیل افزایش محموله ها به چین باشد. دیگر مشتریان نفت ایران سوریه و ونزوئلا هستند که مقادیر بسیار کمتری دارند. دو عامل دیگر ممکن است مسئول این افزایش باشند. اول اینکه چینی ها واردات نفت خود از روسیه را به دلیل حمله روسیه به اوکراین کاهش دادند و مسکو را تحریم کردند. یک منبع آمریکایی مدعی است که چین واردات نفت خود از روسیه را ۱۴ درصد در سه ماهه اول سال ۲۰۲۲ کاهش داده است. چینی ها برای خرید نفت از ایران از ژانویه ۲۰۲۱، دولت بایدن می خواهد ایران را برای ماندن در مذاکرات هسته ای تشویق کند. در نهایت، ایران احتمالاً برای نفت خود حریفی را به چین پیشنهاد می کند، اگرچه مشخص نیست که این تخفیف چقدر اهمیت دارد. از زمان حمله به اوکراین، روسیه شروع به ارائه ۲۰ تا ۳۰ دلار در هر بشکه نفت کمتر از ایران کرده است. حمله روسیه به اوکراین به ایران کمک کرد تا نفت بیشتری به چین بفروشد.

دلایل همکاری

توافق راهبردی ایران و چین مدت هاست که از منظر تجاری یک علامت سوال بوده است. دو عامل سیاسی بسیار مهم در ایجاد این معامله وجود داشت. اول، پس از اینکه ایالات متحده شروع به فشار بر ایران از طریق تحریم کرد و با کاهش شدید تجارت ایران با کشورهای غربی از اوایل سال ۲۰۱۰، ایرانی ها به یک ناجی اقتصادی نیاز داشتند. دوم، تنش بین چین و ایالات متحده، ایران را در خط مقدم بین ایالات متحده و چین قرار داده است. با وجود این توافق، بزرگترین آزمون این است که آیا چینی ها به وعده های خود عمل خواهند کرد و آیا در حدود ۱۰۰ پروژه مختلف ذکر شده در توافقنامه سرمایه گذاری خواهند کرد که جزئیات آن در اواسط سال ۲۰۲۰ فاش شد یا خیر. مقدار ثابتی روغن در طول ۲۵ سال. در مقابل، پکن حدود ۴۰۰ میلیارد دلار در پروژه های مختلف در ایران سرمایه گذاری خواهد کرد. مقامات تهران اشاره ای نکردند که این قرارداد دیگر شرکای چینی در خاورمیانه را هدف قرار می دهد. بسته به ماهیت پروژه‌هایی که چین در آن سرمایه‌گذاری خواهد کرد، این توافق می‌تواند موهبتی برای ایران برای تبدیل شدن به هاب انرژی و مناطق ترانزیتی باشد. باید دید که آیا چین به پروژه های زیرساختی بزرگ در ایران پایبند خواهد ماند که تهران را در طراحی جاده کمربند چینی نقشی محوری خواهد بخشید.

محتوای فاش شده این توافق نشان می دهد که محورهای اصلی همکاری بر روی صنعت نفت و گاز و پروژه های زیرساختی مانند ساخت فرودگاه، بنادر، راه آهن و ارتباطات جدید متمرکز خواهد بود. علاوه بر این، چین به طور مشترک چندین منطقه آزاد تجاری با تهران ایجاد خواهد کرد. به عبارت دیگر، جزئیات کافی در مورد پروژه های برنامه ریزی شده خارج از محدوده سال وجود ندارد. به عنوان مثال، منابع ایرانی ارقام متناقضی در مورد میزان سرمایه گذاری چینی ها در پروژه های ایران در مقابل ۴۰۰ میلیارد دلار تجارت با ایران در ۲۵ سال منتشر کرده اند. سرمایه گذاری در پروژه هایی با این اندازه بسیار زیاد خواهد بود. به گفته منابع ایرانی، چین بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، ۱۸ میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری کرده است. تجارت دوجانبه، از جمله خرید نفت و گاز ایران طی ۲۵ سال، تأثیر کمتری بر اقتصاد ایران خواهد داشت. به عنوان مثال، تجارت ایران و چین با وجود تحریم های آمریکا تنها در سال ۲۰۲۱ به ۱۵ میلیارد دلار رسید. در واقع، طی سال ۲۰۱۰، تجارت بین ایران و چین سالانه حدود ۳۰ میلیارد دلار ثبت شد. با توجه به این اعداد، تجارت ۴۰۰ میلیارد دلاری در ۲۵ سال دستاورد بزرگی نیست.

ایرانیان هنوز مشتاق سرمایه گذاری چینی ها در پروژه های حیاتی در خاک خود هستند. تهران مایل است خود را به عنوان مرکز جاه طلبی های انرژی چین در خاورمیانه و آسیای مرکزی در بخش نفت و گاز به پکن معرفی کند. انتظار می رود چین برای دستیابی به این هدف در کالاهای سرمایه ای مانند پایانه ها و پالایشگاه های نفت و گاز طبیعی (LNG) سرمایه گذاری کند. پروژه های سرمایه ای بزرگ نیازمند تعهد بلندمدت چین به بازار انرژی ایران است. با دور شدن شرکت ها و سرمایه گذاران غربی از ایران، چین نیز مزیت آشکاری در بازار ایران دارد. یکی از رایج‌ترین نگرانی‌هایی که ایران بیان می‌کند این است که آیا چین می‌تواند و می‌خواهد فناوری‌های پیشرفته را به عنوان بخشی از سرمایه‌گذاری‌های خود منتقل کند. باز هم، داده ها و جزئیات بسیار کمی در دسترس است. با این حال، جای تعجب نیست که دولت ابراهیم رئیسی از احتمال قریب الوقوع سرمایه گذاری میلیاردها دلاری چین در پروژه های اکتشاف (اکتشاف) نفت و گاز صحبت کرد. جواد اوجی، وزیر نفت ایران، گفت که پکن به عنوان بخشی از یک توافق ۲۵ ساله بین ایران و چین، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در پروژه های نفت و گاز طی ۸ سال آینده سرمایه گذاری خواهد کرد. اوجی مدعی است که این امر پس از تصدی این وزارتخانه و تغییر شرایط قراردادهای نفت و گاز منعقد شده به شرکت های چینی امکان پذیر شد.

حتی اگر درست باشد، این رقم بسیار کمتر از آن چیزی است که مقامات ایرانی در سال های اخیر به عنوان نیاز به سرمایه گذاری خارجی عنوان کرده اند. محسن خجسته مهر، رئیس شرکت ملی نفت ایران اخیراً گفته است که ایران به سرمایه گذاری حداقل ۱۶۰ میلیارد دلاری نیاز دارد که ۹۰ میلیارد آن برای بخش نفت و ۷۰ میلیارد برای بخش گاز است. ایران با این سرمایه گذاری می تواند تولید نفت را به ۵.۷ میلیون بشکه در روز و تولید گاز را از ۱ میلیارد مترمکعب به ۱.۵ میلیارد متر مکعب در چهار سال برساند. با توجه به این مبالغ و عدم تمایل غربی ها به سرمایه گذاری در ایران، چین تنها گزینه واقع بینانه برای ایران است. نکته جالب در مورد اظهارات وزیر نفت ایران در مقایسه با سایر سیاست گذاران محافظه کار این است که وی به راحتی اعتراف می کند که ایران برای حفظ تولید نفت در سطح فعلی نیاز به سرمایه گذاری خارجی و دسترسی به بانک های خارجی دارد. باید برای افزایش تولید نفت و گاز سرمایه گذاری های قابل توجهی انجام دهد. اوجی بارها به لزوم همکاری ایران با کنسرسیوم های خارجی اشاره کرده است، اظهاراتی که مقامات جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ تا حد زیادی آن را رد کرده اند. اکنون به نظر می رسد که مقامات جمهوری اسلامی می خواهند مبانی ایدئولوژیکی خود را برای جذب سرمایه گذاری قابل توجه چینی تغییر دهند.

ملاحظات سیاسی

در تهران، برخی خواستار شفافیت بیشتر چینی ها در مورد شرایط و ضوابط سرمایه گذاری در ایران هستند. حقیقت این است که تحریم های آمریکا علیه ایران دغدغه اصلی پکن نیست. چینی ها باید اطمینان حاصل کنند که سیاست های اقتصادی ملی مورد حمایت رهبر جمهوری اسلامی – بر اساس مفهوم خودکفایی – آزادی چین در سرمایه گذاری و بهره مندی از منافع مالی این گونه سرمایه گذاری ها را به خطر نیندازد. به عنوان مثال، رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۴ از مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی خواست تا در یک چارچوب ۲۰ ساله (۲۰۲۵-۲۰۰۵) برنامه توسعه ایران را طراحی کنند. خودکفایی در تولید، پژوهش و مدیریت در بخش‌های مختلف محور این طرح توسعه است. این طرح همچنین در خصوص تنوع بخشی به اقتصاد، کاهش وابستگی به صادرات نفت خام و تاکید بر تولید پتروشیمی است. انحراف ایران از صادرات نفت خام و گاز در بهترین حالت بعید است. همچنین غیرممکن است که چین بیش از استخراج نفت خام و گاز از ایران در تولید پتروشیمی ایران مشارکت داشته باشد. با این حال، مفهوم خودکفایی و روند سیاست‌های آشفته در تهران به این معناست که سرمایه‌گذاران چینی به شفافیت و اطمینان بیشتری نسبت به امنیت سرمایه‌گذاری‌های خود در ایران نیاز دارند.

یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های چینی‌ها در مورد سرمایه‌گذاری در ایران، ممکن است مخالفت داخلی آنها از سوی افکار عمومی و اردوگاه سیاسی معتدل و اصلاح‌طلب در جمهوری اسلامی باشد. بر این اساس، اردوگاه اصولگرا باید برای دفاع از منطق توافق ۲۵ ساله تلاش زیادی کند، چرا که این جناح سیاسی در سال های اخیر صدای خود را درباره لزوم خودکفایی اقتصادی بلند کرده است. اردوگاه محافظه‌کار استدلال می‌کند که این توافق هم برای تهران و هم برای پکن یک برد-برد است. از زمانی که تحریم‌ها علیه ایران اعمال شده است، این کشور بستری طبیعی برای همکاری با چین در بخش نفت و گاز فراهم می‌کند. این اردوگاه بار دیگر تاکید می‌کند که ایران می‌تواند دسترسی چین به مقادیر زیادی نفت و گاز را تضمین کند، حتی اگر آمریکایی‌ها در مقطعی تصمیم بگیرند دسترسی چین به بازارهای جهانی نفت و گاز را از طریق تحریم‌ها و ابزارهای دیگر محدود کنند. استدلال بیش از حد خوش بینانه آنها این است که چین در نهایت ایران را به عنوان یک قطب طبیعی برای پروژه های انرژی و حمل و نقل در خاورمیانه و آسیای مرکزی، از خلیج فارس تا آسیای مرکزی و قفقاز خواهد دید.

با این حال، بزرگ‌ترین خوش‌بین تهران موافق است که برای ورود سرمایه‌گذاری بزرگ چین به بخش‌های نفت و گاز ایران، تحریم‌ها علیه تهران باید کمتر مداخله جویانه باشد تا تجارت به طور منظم انجام شود. شرکت های انرژی چین کاملا مستقل نیستند و پیمانکاران غربی دارند که پشتیبانی لجستیکی و غیره را انجام می دهند. همچنین انتظار می رود که پکن بخواهد ایران را در گروه ویژه اقدام مالی (FATF) بازسازی کند. ایران در حال حاضر در لیست سیاه FATF قرار دارد. عوامل متعددی باعث تسریع توافق ۲۵ ساله ایران و چین شده است که احتمالاً بر روی پروژه های انرژی و زیرساخت متمرکز خواهد شد. بسیاری از این نقشه ها ممکن است پنهان باشد تا آمریکایی ها ندانند در این مناطق چه خبر است. در این میان، پیامدهای حمله روسیه به اوکراین، رقابت فزاینده آمریکا و چین و تعهد جمهوری اسلامی به روابط راهبردی نزدیکتر با پکن، همگی عوامل مهمی هستند که آخرین تحولات در پویایی روابط ایران و چین را تشکیل می دهند. .

نتیجه

قرارداد همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین شامل بخش مهم اقتصادی است و نفت و گاز نقش مهمی در موفقیت بلندمدت این توافق دارد. در حالی که انگیزه های سیاسی دلایل اصلی این توافق است، واقعیت این است که هیچ پروژه بزرگ نفت و گاز تحت پوشش این توافق راه اندازی نشده است. این ممکن است به دلیل ناتوانی ایران و چین در اجرای توافق از طریق پروژه های ملموس باشد. تهران و پکن ممکن است تلاش های خود را برای جلوگیری از توجه ناخواسته آمریکا پنهان کنند. با این حال، داده های رسمی ایران و تحلیل های کارشناسان ایرانی نشان می دهد که تحریم احتمالی آمریکا تنها دلیل تاخیر در اجرای توافق ۲۵ ساله نیست.

تحلیل هایی که در ایران در این زمینه یافت می شود به دو دسته تقسیم می شود. این اردوگاهی متشکل از مقامات و کارشناسان جناح محافظه کار جمهوری اسلامی است که به دنبال روابط نزدیکتر با چین است و آماده است برای پیشبرد توافق ۲۵ ساله امتیازات بزرگی به چین بدهد. این جناح با بدبینی عمیق مردم ایران نسبت به چین به عنوان ناجی اقتصادی ایران مواجه است. جناح دوم را میانه روها و اصلاح طلبان تشکیل می دهند که معتقدند نقش چین در اقتصاد ایران نباید بزرگ نمایی شود و چین همه مشکلات اقتصادی ایران را حل نخواهد کرد. این فراکسیون معتقد است دو شرط برای سرمایه گذاری چینی ها در ایران باید به طور جدی در نظر گرفته شود. اول، ایران برای بازسازی اعتبار خود در بین شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران بین‌المللی به یک توافق هسته‌ای جدید نیاز دارد. دوم، قانون ایران و سیاست سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذار خارجی باید هماهنگ باشد تا چینی‌ها برای سرمایه‌گذاری در ایران به اندازه کافی احساس امنیت کنند. یعنی توپ در زمین ایران است.