هشدار اقتصادی هر کاری که در این راه انجام می دهید محکوم به شکست است


از سال ۱۳۹۶ تا ابتدای سال ۱۴۰۱، بودجه دولت ۴۳۰ درصد، دلار آزاد ۶۴۰ درصد و نرخ دلار رسمی ۶۷۰ درصد رشد داشته است. در همین مدت قیمت مسکن ۷۴۰ درصد، برنج ۷۴۰ درصد، روغن خوراکی ۱۷۴۰ درصد و حبوبات ۱۳۰۰ درصد افزایش داشته است. برای مشاهده اوج این نارضایتی، به این معناست که دولت قادر به تامین کالاهای عمومی خود نیست و نمی تواند بر اساس قانون اساسی به امور آموزشی، تغذیه، بهداشت و… برای مردم رسیدگی کند. بدتر از همه، روند تغییرات دستمزد حقوق بگیران است که رشد آن در مدت مشابه کمتر از ۴۰۰ درصد بوده است.

بر اساس این خبر، فرشاد مومنی، یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه و اقتصاددان در ابتدای این نشست گفت: شناخت گلوگاه اصلی یکی از مهم ترین موضوعاتی است که نظام تصمیم گیری باید به آن دست یابد، بنابراین در سطح توسعه گفته می شود که برای رسیدن به این درک باید به این سوال پاسخ داد که کمبود اصلی ما در زمینه منابع مادی است یا در زمینه کیفیت تصمیمات؟ بیش از ۵۰ سال است که دانش توسعه ای در این حوزه که کانون اصلی مشکلات کشورهای در حال توسعه است، خلاصه شده و حلقه باطل توسعه نیافتگی را بازتولید می کند. نقطه ضعف سیستم تصمیمات اساسی است. از اواسط دهه ۱۹۷۰، این نتیجه به قطعیت قطعی رسیده است. زمانی که جهان با شوک قیمت نفت و مواد خام مواجه شد، در مدت کمتر از ده سال، درآمد ارزی کشورهای صادرکننده مواد خام بیش از ده برابر شد، اما بخش بزرگی از کشورهای در حال توسعه با سقوط این درآمد را تجربه کردند. . نظام های سیاسی، با خود مواجه شده اند. بعداً این مشکل به صورت مفهومی تحت عنوان Curse of Resources فرموله شد. نفرین منابع به این معنی است که وقتی قادر به تصمیم گیری عاقلانه نیستید، فراوانی منابع نه تنها مشکل را حل می کند، بلکه به قدرتی برای تشدید روابط رانتی و بلایای انسانی و زیست محیطی تبدیل می شود. در حال حاضر حداقل ۴۵ کتاب به زبان فارسی وجود دارد که به تجربه شوک نفتی در دوران پهلوی در ایران می پردازد، یعنی ظرفیت دانش در کشور وجود دارد.
سراب شوک درمانی اقتصاد را فرا گرفته است
یکی از عناصر بازی کثیف برنامه تعدیل ساختاری ایران این است که می گوید مشکل ما ارز و ریال است.
مومنی افزود: از سال ۶۹ تا امروز یکی از ارکان بازی کثیفی که برنامه تعدیل ساختاری در ایران راه اندازی کرد این است که می گوید مشکل ما ارز و ریال است. در فاصله سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۴ با وجود افزایش قیمت نفت نسبت به دوران جنگ، حدود ۴۰ میلیارد دلار بدهی خارجی برای کشور ایجاد کردند و از اوایل دهه ۷۰ با پدیده آشوب های شهری مواجه هستیم. در آن زمان که کارشناسان کشور ستمدیده و منزوی خود را در معرض خطر قرار دادند و از عواقب وخیم این شرایط هشدار دادند، سیاستمداران ترجیح دادند وقوع آن خطرات را انکار کنند و هشدار دهندگان آن خطرات را مجازات کنند. در آن دوره منکر وجود بدهی خارجی در ایران شدند که نتیجه آن این بود که از سال ۷۲ به بعد که رسوایی معوقات خارجی پیش آمد، چک های چند هزار تومانی به کشوری با ده ها میلیارد دلار خارجی صادر کرد. تبادل. درآمدش را در اروپا پس داد و خورد. پس از آن رسوایی، رئیس وقت بانک مرکزی مجبور شد یک حسابدار را به عنوان معاون ارزی منصوب کند. چون خودشان معتقد بودند که بدهی خارجی ندارند، لذا ستاد حاکمه امور ارزی از بدهی خبر نداشت. خوب به یاد دارم که یکی دو سال بعد، وقتی این حسابدار حساب های ارزی را به عهده گرفت، با افتخار اعلام کرد که امروز می دانیم چقدر بدهی داریم و سررسید هر کدام چه زمانی است.
یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه با بیان اینکه سراب شوک درمانی دامنگیر اقتصاد شده است، گفت: اساس شوک درمانی این است که حاکمان کم تجربه را متقاعد کنند که اگر ارز و ریال دارید نگران نباشید. در حالی که اولویت با کسانی است که در تخصیص منابع عاقل هستند، اما برای کشوری با سابقه استعماری ۴۰۰ ساله، تحت عنوان بیماری هلندی یادگیری برای نسل های آینده فراهم می کند و می گوید که اگر منابع مادی خود را افزایش دهید اما انجام دهید. چارچوب نهادی لازم را نداشته باشید، شما واقعاً فقیر هستید چه عواقب بدی با خرد و ترتیبات نهادی مناسب جلوگیری نشد. این پیامدها شامل به حاشیه راندن تولید، افزایش وابستگی تحقیرآمیز به دنیای خارج، گسترش و تعمیق فساد، گسترش و تعمیق نابرابری های ناموجه و غیره است. وجه تمایز همه این عناصر این است که روابط بین دولت و مردم را مختل می کنند و به جای اعتماد و تحریک همکاری، جای تعارض، طرد و ستم را می گیرند. همه اینها در ادبیات زبان فارسی یافت می شود. چرا همه متفکران بزرگ توسعه می گویند مهم ترین متغیر کنترل کننده تصمیمات در سطح توسعه، سنجش تأثیر هر سیاست بر دولت و مردم است؟
ببینید چه آرایی در دفاع از واردات مطرح شد
وی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت: در چند ماه گذشته که صحبت هایی درباره کاهش فشار بر فروش نفت ایران شده است، به صداهایی که در دفاع از واردات بلند شد نگاه کنید. حرف هایی می شنوید که در تاریخ اقتصاد ایران می ماند. مسئولان تولید کشور می گویند از اهرم واردات برای رگولاتوری استفاده می کنیم و حرف های کلیشه ای زیادی در این زمینه زده اند، هر چقدر هم که این حرف ها را بررسی کنید، می بینید که خیلی سخت و غیرممکن است. . در اینجا مفهوم تسخیر مطرح می شود: در بیشتر قرن بیستم، بحث نظری بر تکیه بیشتر بر دولت یا بازار متمرکز بود. تجربه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این ایده را به وجود آورد که در غیاب پایه‌های نهادی، هم دولت و هم بازار فاجعه‌ساز هستند و کلید فاجعه این است که مدل دولت و بخش خصوصی مدل‌سازی شود. در چنین راهی. راهی است که سیستم تصمیم گیری اساسی کشور آزاد است. به پدیده مافیا در روسیه در دوره یلتسین نگاه کنید و توجه کنید که وقتی سیستم تصمیم گیری اساسی در هر سطحی در اختیار مافیا قرار می گیرد، مشکل تنها به حاشیه راندن منافع ملت و منافع ملی نیست، بلکه مشکل این است که تصمیمات رژیمی که او دارد حتی منافع و آبروی او را در نظر نمی گیرد.

شاخص فلاکت در دولت آن فرد عدالت خواه در سال های آخر مسئولیتش دو برابر شد!

این اقتصاددان نهادی با تاکید بر اینکه در یک چارچوب نهادی غیرشفاف باید به همه کسانی که می گویند مشکلات ارزی و ریالی حل می شود با شک و تردید نگاه کنیم، افزود: در زمان انعقاد برجام هشدار دادیم که باید تجربه را دنبال کنیم. وضعیت از سال ۱۳۷۰ به بعد، به ویژه در دوره احمدی نژاد را ببینید. در ۸ سال حکومت احمدی نژاد کسری بودجه خانوار ایران ۴.۵ برابر شد. چرا دستگاه تصمیم گیری اساسی به این نکته توجه نمی کند که شاخص خلوص برای اولین بار در تاریخ ایران در دوره احمدی نژاد ۸۰ واحد کاهش یافت؟ نرخ ارز به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی در دوره احمدی نژاد نسبت به دولت خاتمی در آن دوره ۵ برابر شد و من از توضیحات سوال برانگیز دولت ایران استفاده کردم زیرا این مرد سختگیر و معطوف به امپریالیسم و ​​صهیونیسم بود اما در عین حال وابستگی های توهین آمیزی داشت. با جهان و افزایش وابستگی های خارجی. شاخص بدبختی در دولت آن فرد عدالت خواه در سال های آخر مسئولیتش دو برابر شد که امیدواریم درس عبرتی برای دولت فعلی شود. از احمدی نژاد درس عبرتی بسازید که نیت خیر در نبود علم به نتیجه نمی رسد.
سیاست های تورمی پاشنه آشیل دولت و جامعه ماست
ساختارهای ذهنی تصمیم گیرندگان باید مورد بهره برداری قرار گیرد، نه معیشت افراد درمانده
وی افزود: باید از منظر سیاست های تورمی که پاشنه آشیل دولت و جامعه ماست به مسائل نگاه کنیم. در دوره روحانی که ترامپ از برجام خارج شد، از سر دلسوزی به او توصیه هایی می کردیم، اما متأسفانه او هم به اظهارات کارشناسان بی توجه بود. خیلی ناراحت کننده است، اما باز هم می گوییم اگر قرار است اصلاح یا جراحی انجام شود، باید ساختارهای ذهنی تصمیم گیرندگان را عملیاتی کرد، نه معیشت افراد بی پناهی که تحمل فقر را ندارند. این که تصمیمات سختی در پیش داریم یعنی چه؟ معنی این لغات جیست؟ شنیدن این سخنان از یک دولت زیبا خوب نیست. خوبی این است که شما طرحی ارائه می دهید و اجازه می دهید دانشگاه ها و حوزه های تخصصی قبل از اعلام ناگهانی آن را بررسی و ارزیابی کنند. به صراحت می گویم که هر کاری تحت این عنوان و در این راه انجام می دهید محکوم به شکست است. چرا به اعتماد مردم اهمیت نمی دهید؟ چرا فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع را شفاف نمی کنیم؟ یک بار می گویند می خواهیم جراحی کنیم، یک بار می گویند می خواهیم تصمیم سختی بگیریم. هانا آرنت می گوید که هرگاه یک سیاستمدار از توضیحات فیزیولوژیکی یا بیولوژیکی برای تنظیم معیشت مردمش استفاده می کند، از شوک فاجعه آمیز می ترسد. تصمیم گیرندگان لطفا به جای این توضیحات طرح خود را ارائه دهید و آن را به صورت کودتا اجرا نکنید تا اینکه بعدا یکی از آنها بگوید خوابیدم و دیگری بگوید نمی دانم.
بازگشت از یک تصمیم اشتباه اعتماد بین مردم را باز می گرداند
مومنی افزود: شما اشتباهات بزرگی مرتکب شده اید و یک شوک چندلایه که باعث تضعیف ارزش پول ملی شد در سند بودجه سال ۱۴۰۱ گنجانده اید و در عین حال گفتیم که بزرگترین بازنده ریالی این ماجراجویی ها خواهید بود. چه اتفاقی افتاد که در روزهای اولیه که به نظر می‌رسید بخش‌هایی از اثرات شوک ارزی حمایت پولی را چند برابر کرد؟ من صادقانه و متواضعانه خواهش می کنم که اگر برای شما روشن شد که هر روز باید سربازی خود را آماده کنید یا هر روز به خدمات جدیدی فکر می کنید که بار مالی بر دوش شما خواهد داشت، تصمیمات اشتباه خود را پس بگیرید. بازگشت از یک تصمیم اشتباه اعتماد بین مردم را باز می گرداند.
این استاد دانشگاه به موضوع مقررات نیز اشاره کرد و گفت: برای مشاهده وضعیت معیشتی مردم که از سال ۱۳۸۳ به طور مستمر در حال کاهش است، به نامه دوم اقتصاددانان به حسن روحانی نگاه کنید. در آن نامه با استناد به داده های رسمی مشخص شد که در سال ۱۳۹۵ حجم موجودی انبار شرکت های صنعتی ایران به اوج تولید رسیده است. یعنی بخش قابل توجهی از مردم نمی توانند نیاز خود را با قیمت تمام شده محصول با پایه ۳ هزار تومان خریداری کنند. ما با پدیده رکود تورمی روبرو هستیم، یعنی این سیاست های تورمی همزمان با افزایش قیمت مایحتاج ضروری برای بقای مردم، بخش زیادی از نان آور را از کار محروم می کند. اکنون، نرخ تعامل ما در سطح بحرانی است. نزدیک به دو سوم جمعیت در سن کار هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. چقدر ناراحت کننده است که رسانه هایی که مسئولیت ملی بیشتری دارند در این زمینه سهل انگاری کنند.
قدرت های شریف کم نیستند. آنها را برای تعریف و تمجید ترجیح دهید
وی در پایان سخنان خود گفت: بودجه دولت از سال ۱۳۹۶ تا ابتدای سال ۱۴۰۱ رشد ۴۳۰ درصدی، نرخ دلار آزاد ۶۴۰ درصد و دلار رسمی ۶۷۰ درصد رشد داشته است. در همین مدت قیمت مسکن ۷۴۰ درصد، برنج ۷۴۰ درصد، روغن خوراکی ۱۷۴۰ درصد و حبوبات ۱۳۰۰ درصد افزایش یافت. برای اینکه اوج این نارضایتی را ببینیم به این معناست که دولت از تامین کالاهای عمومی خود ناتوان است و نمی تواند بر اساس قانون اساسی به امور آموزشی، تغذیه، بهداشت مردم و غیره رسیدگی کند. بدتر از همه روند تغییرات دستمزد حقوق بگیران است که رشد آن در مدت مشابه کمتر از ۴۰۰ درصد بوده است. در رفتار مربوط به بورس نیز در این مدت ارزش سهام شرکت های شیمیایی ۱۷۰۰ درصد و ارزش سهام شرکت های فلزات و معدنی ۳۲۵۰ درصد رشد کرد. آیا نمی خواهید یک کارشناس محترم بیاورید تا پیامدهای سیاسی و اقتصادی این وضعیت را توضیح دهد؟ وقتی رانت معدنی رشد می کند، فریب بزرگتری هم وجود دارد و آن این است که فروپاشی و ورشکستگی بخش بزرگی از واحدهای صنعتی کوچک و متوسط ​​در این چارچوب پنهان می شود، زیرا می گویند صنعت رشد کرده است و تمام واقعیت را نمی گویند. . … اینها حوزه هایی هستند که باید تنظیم شوند. مالیات ها نسبت به سال ۱۴۰۰ در قانون ۱۴۰۱ بیش از دو برابر شد، اما سهم ثروتمندان کاهش یافت و مالیات بر درآمد و مصرف بر مردم در سال های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱ به ترتیب ۴۶۰ و ۴۱۰ درصد افزایش یافت، اما مالیات بر املاک ۱۸۰ درصد رشد کرد. موضوع تصرف از این دریچه ها قابل بررسی است. کارشناسان و مشاوران به احترام مسئولین اقتصادی کشور گزارشی از کتاب فروپاشی هدی صابر را به اطلاع این عزیزان برسانند چرا که این کتاب نشان می دهد که طبق اسناد رژیم پهلوی در اواسط دهه ۱۳۵۰ ، یک خبره. هشدارهایی که تصمیم گیرندگان می خواستند از منافع شخصی خود محافظت کنند و بقای رژیم حاکم را قربانی کنند، کارساز نبود. در حال حاضر چه در سطح دانشگاه و چه در سطح لیسانس، هیچ کمبودی در قوای بزرگوار وجود ندارد، لذا خاضعانه خواهش می کنم که آنها را بر چاپلوسان ترجیح دهید.

کد خبر: ۱۸۹۴۲۷