ورمندرمانی در بورس اوراق بهادار تهران – نبأ نیوز


بر اساس بررسی‌های انجام‌شده در بورس طی سال‌های گذشته، ریشه همه مشکلات کنونی بازار مذکور در مشکلات حاکمیت ساختاری و اقتصاد کلان دولت نهفته است. ریشه ای که در سال های اخیر منجر به پیدایش حباب قیمتی و سپس رکود عمیق در بورس به عموم مردم شده است.

بر اساس اخبار منتشر شده، آیا رکود بورس پایان می یابد؟ این سوالی است که بسیاری از سرمایه گذاران حرفه ای یا افراد عادی که هنوز در بورس سرمایه دارند از خود می پرسند. البته بررسی ها نشان می دهد با توجه به ابهام بالای این روزهای بورس نمی توان پاسخ دقیقی برای این سوال پیدا کرد. این بلاتکلیفی زمانی بیشتر می شود که متوجه می شویم آخرین بسته حمایتی بورس که روز گذشته اعلام شد، افق روشنی را برای فعالان بورس فراهم نمی کند. از آنجایی که بسیاری از موارد تکراری و یا در مواردی مانند کاهش نیم ساعتی زمان معاملات در فرابورس است، تاثیر محسوسی در تغییر رویکرد بورس ها نخواهد داشت. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده در بورس طی سال‌های گذشته، ریشه همه مشکلات کنونی بازار مذکور در مشکلات حاکمیت ساختاری و اقتصاد کلان دولت نهفته است. ریشه ای که در سال های اخیر منجر به پیدایش حباب قیمتی و سپس رکود عمیق در بورس به عموم مردم شده است. از سوی دیگر شاخص کل شادی در روز گذشته نشان نداد و ۳۲۲۰ واحد افت کرد.
وارماندرمانی در بورس اوراق بهادار تهران
بورس دیروز شاهد معرفی و اجرای بسته حمایتی ۱۰ بندی بود که بسیاری از آنها به شکل های مختلف برای بورس تکرار می شود. از حمایت با سپرده گذاری در صندوق ثبات بازار گرفته تا محدود کردن معاملات در آن و موارد دیگر به ویژه تلاش وزارت اقتصاد برای کنترل نرخ سود، همگی به صورت عینی یا ضمنی تاکنون تکرار شده است. به نظر می رسد مسئولان در مواجهه با واقعیت فشار فروش در بورس، باز هم به وعده های مختلف در این بازار روی آورده اند و این بار به جای حل ریشه ای مشکلات اقتصاد و بورس ایران، قصد دارند تا از درمان «اجباری» استفاده کنید «با کمک فعالان بیایید بورس. .

از هدایت نادرست تورم تا یارانه های ناموفق
شاخص اصلی بورس در اولین روز هفته بالاخره پس از ۶ روز متوالی آرام گرفت و در اوج بدبینی سبز شد. شاید پس از افت ۵.۲۸ درصدی شاخص اصلی بورس، کمتر کسی انتظار افزایش قیمت در این بازار را داشت، با این حال این افزایش به هر نحوی محقق شد تا در نهایت میانگین موزون قیمت ها پس از یک دوره تلخ بهبود یابد. هفته اجازه بدید ببینم

اکنون با بررسی نظر کارشناسان مختلف نشان می‌دهد که علیرغم رشد ۰.۲۹ درصدی شاخص مذکور در پایان معاملات روز شنبه، چرا که این شاخص نتوانست به حرکت صعودی خود مانند ساعت اول امروز ادامه دهد. بازار مذکور همچنان برای عموم مردم جذاب نیست، زیرا شاخص مذکور به مرز یک میلیون و ۲۴۴ هزار واحد رسید، در حالی که سطح آن در نیمه اول معاملات به یک میلیون و ۲۴۷ هزار واحد رسید. با این حال، تحلیل اخبار و داده های روزهای اخیر نشان می دهد که چه رشد و چه کاهش شاخص کل، فعالان بازار خرد همچنان تمایل زیادی برای خرید در این بازار ندارند، اما این تردید از کجا و چرا؟ ادامه هید؟

اگر بخواهیم نگاهی به گذشته بیندازیم، بهتر است بحث را از سال ۹۹ آغاز کنیم تا تصویر دقیقی از بورس این روزها داشته باشیم. بررسی ها نشان می دهد که عوامل اجتماعی و اقتصادی زیادی در شکل گیری حباب بورس در سال ۲۰۱۹ نقش داشته اند که در بررسی این وضعیت اشتباه نیست اگر بگوییم مهم ترین عامل در شکل گیری این حباب افزایش مستمر حباب بوده است. پایه پولی و سطح نقدینگی که در نهایت منجر به تورم افسارگسیخته در سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ شد. تورم البته امروز هم ادامه دارد. در ابتدا بسیاری بر این باور بودند که قطار تورم می تواند بازار سهام را برای همیشه به جلو ببرد و با توجه به اینکه این بازار دو سال و نیم تا اواسط سال ۲۰۱۹ در راه است، در سال های بعد با کمی تاخیر جبران خواهد کرد. اما در نیمه اول سال ۱۴۰۰ دیدیم که این خوش بینی چندان مناسب نیست.

در این مدت هر چه به عنوان حمایت از فعالان بورس مطرح شد، جواب نداد، هرچند برخی اقدامات توانست قیمت ها را در بورس و بورس سبز کند، اما هرگز نتوانست. او یک رونق همیشگی یا حداقل فضای خوش بینانه برای فعالان ایجاد کرد و این بازار را به ارمگان آورد. به عبارت ساده تر، بازار سهام در تمام این سال ها بیشتر اسیر برنامه های شعاری و کاغذی شده است تا سقف محکمی که بی اعتمادی هرگز از آن خارج نخواهد شد. گردانندگان این بازار هنوز مطمئن نیستند.

با روی کار آمدن دولت ابراهیم رئیسی، هرج و مرج در بورس ادامه یافت. بررسی‌ها نشان می‌دهد اگرچه بخش قابل‌توجهی از نفوذ سال‌های اخیر بر بورس در دوران حاکمیت دولت قبل به این بازار وارد شد، اما آنچه دولت فعلی به عنوان حمایت از این بازار ارائه کرد، چندان مؤثر نبود. در ماه های ابتدایی سال ۱۴۰۰ دولت حسن روحانی طرحی ۱۰ ماده ای ارائه کرد که نکات مهمی در آن گنجانده شده بود. در ابتدا بسیاری از فعالان بورس به اثربخشی این طرح امیدوار بودند، اما به زودی مشخص شد که با وجود جذابیت عناصر موجود در آن از جمله حذف قیمت گذاری دستوری و ایجاد شفافیت، چندان موثر نبوده است، به ویژه تزریق منابع از صندوق توسعه ملی: بورس از ابتدا با مخالفت های بسیاری مواجه شد و به عنوان طرحی که منابع بین نسلی را در اختیار بخشی از ذینفعان اقتصادی کشور قرار می دهد، مورد انتقاد اقتصاددانان قرار گرفت.

بر اساس آن طرح که با مخالفت احسان خاندوزی نماینده وقت مجلس و وزیر فعلی اقتصاد مواجه شد، قرار بود معادل ۲۰۰ میلیون ریال به تدریج از محل منابع صندوق توسعه به صندوق توسعه کشور منتقل شود. بازار. صندوق تثبیت برای جلوگیری از کاهش قیمت خود با خرید سهام. البته با تزریق بخشی از وجوه مذکور مشخص شد که ایده تزریق پول به بورس به نتیجه نرسیده است زیرا در این مدت هم منابع صندوق تثبیت و هم پول بسیاری از سهام که در بورس اوراق بهادار وی گفت: بازار برای خرید سهام گران شد اما نتیجه ای حاصل نشد و مندج از رونق بورس استفاده نکرد.

از آن زمان خواسته های زیادی برای حمایت از بورس مطرح شد که بدون شک بسیاری از آنها درست است.

کمتر فرد عاقلی را در ایران می توان یافت که مخالف قیمت گذاری اجباری نباشد یا بخواهد طرح های افزایش اجاره بها و تصمیمات مردم برای حمایت از بورس را توجیه کند. وعده های خوب قبلی که هنوز محقق نشده است، به گفته بسیاری از فعالان بازار، برای اجرا نیاز به تمرین بیشتری دارد و انجام ندادن اقدامات اضافی، که از قبل مشخص است، از حد شعار فراتر نمی رود، اما به نظر می رسد که اکنون در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ است و در مقابل تشدید نزول بورس در هفته اول آبان، نگهبانان بازار سرمایه هنوز متوجه این مسائل نشده اند. بررسی ها نشان می دهد در ۱۰ مورد جدید حمایت از بازار سرمایه نکات قابل تاملی وجود دارد.

اما و اینکه آیا این یک بسته پشتیبانی است
* نگاهی به بسته جدید حمایتی جامع حکایت از آن دارد که بورس این بار به نام حمایت مزین می شود اما آیا این حمایت به جایی می رسد؟

بسته جامع حمایت از بازار سرمایه که هفته گذشته طراحی و در جلسات عالی دستگاه های اقتصادی کشور ارائه شد، ابلاغ شد و از صبح شنبه اجرا می شود.

با توجه به آنچه در اختیار رسانه ها قرار گرفته است، به نظر می رسد بند اول بسته ده ماده ای کمیسیون بورس و اوراق بهادار منطقی نباشد. طبق اعلام متولیان بورس، قرار است از طریق انتشار عمومی سهام سبد اشخاص حقیقی تا سقف ۱۰۰ میلیون تومان به ازای هر نفر (که حدود ۹۶ درصد از تعداد توکن های واقعی فعال در بازار را تشکیل می دهد) تامین شود. اوراق ثانویه و خرید آنها توسط سرمایه گذاران سررسید این اوراق یک ساله، مبلغ تعهد خرید ۲۰ درصد بیشتر از ارزش پرتفوی افراد در آخرین روز معاملاتی چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ می باشد و اعمال خواهد شد. و بر اساس تمهیدات اعلام شده از سوی بورس اجرا می شود. بر این اساس به نظر می رسد انتشار اوراق فروش ثانویه در سطحی نباشد که بتواند در مقیاس بزرگ به سرمایه گذاران خرد کمک کند، زیرا انتشار آن به صورت کلان مقادیر می تواند ریسک های جدی برای شرکت ها داشته باشد و ریسک های زیادی را از لحاظ عدم اطمینان نسبت به رویدادهای آتی به آنها تحمیل کند، به این معنی که ابهامات زیادی در اقتصاد ایران وجود دارد و می تواند ریسک های قابل توجهی برای بازار سهام داشته باشد. یک کل، بنابراین به نظر می رسد

کافی است این اوراق در سطح محدودی منتشر شود و توسط متخصصان حقوقی قابل ارزیابی و خرید بیشتر باشد.

* اما قسمت دوم بسته حمایتی مذکور با هدف پیگیری انتشار سهام در صندوق های با درآمد ثابت تا سقف ۴۰۰ هزار میلیارد ریال است.

در این طرح قرار است با تضمین ارزش پایه سبد اوراق بهادار در ابتدای دوره، بر اساس تمهیدات اعلام شده از سوی بورس، به کنترل ریسک وجوه کمک کند، اما در عین حال منابع است. وی با بیان اینکه در زمان سررسید اوراق مذکور برای انجام تعهدات ضروری است، گفت: قرار است از محل بودجه ارائه شده در سال ۱۴۰۲ تامین شود.

چنین چیزی بسیار عجیب به نظر می رسد زیرا تامین منابع برای چنین کاری از طریق بودجه عمومی به معنای تامین منافع بخشی از جامعه (به ویژه مدیران و سرمایه گذاران این صندوق ها) از جیب تمام ملت ایران است و این نیز در یک وضعیتی که سال هاست کسری بودجه ساختاری ایران دچار مشکل شده و هر ساله تورم بالایی را بر کشور تحمیل می کند.

معلوم نیست چرا عقل گرایان و مراجع اقتصادی کشور قصد دارند بار مضاعفی را بر کل نظام اقتصادی ایران تحمیل کنند.

* مورد سوم این طرح حمایتی جدید و تقریبا مشابه مورد قبلی نیست، با این تفاوت که نه تنها شهروندان فعلی ایران، بلکه شهروندان آینده نیز هزینه آن را پرداخت خواهند کرد.

تزریق منابع جدید توسط صندوق های دولتی برای خرید سهام در بازار سرمایه و افزایش تدریجی مبلغ مذکور سومین مورد ذکر شده در این طرح است و معنایی جز گرفتن پول از نسل ها برای حل مشکلات فعلی کشور ندارد. ; این در حالی است که صندوق های دولتی اگر منابعی دارند باید به خاطر آینده ایران و بهبود شرایط اقتصادی کشور آن را کنار بگذارند و به دنبال رانت و امتیاز بخشی از اقتصاد و همه مشکلات آن نباشند. امروز ناشی از سوء مدیریت مقامات دولتی در سال های اخیر است. در حال حاضر کمتر کسی است که فکر کند منشأ مشکلات بورس ایران خود مردم هستند، زیرا اگر دولت راه رونق بورس را فراهم نمی کرد، بازاری را فراهم نمی کرد که نیاز داشته باشد. برای توسعه زیرساخت ها و به جای دعوت از مردم به بورس اوراق بهادار، سعی در اجرای سیاست های پولی به نحو احسن داشت. کندی کنترل، شاید امروز شاهد چنین وضعیتی در بازار سرمایه نبودیم، زیرا رفتار مردم با توجه به شرایط اقتصادی سال ۱۳۹۸ امری عادی بود که تنها در واکنش به سیاست های غلط اقتصادی و کاهش ارزش ارز بود. آیا می توان کشوری را یافت که مردم آن از ترس از دست دادن ارزش دارایی های خود را از دارایی های بی ارزش به دارایی های دائمی تبدیل نکنند؟

* در میان تمامی بندهای این بسته، بند پنجم نیز حاوی نکات جالبی است. آنچه در این بند تحت عنوان «هماهنگی، نظارت و کنترل مستقیم و مستمر بر فعالیت اشخاص حقوقی بازار سرمایه اعم از شرکت ها، موسسات مالی شبه دولتی، صندوق های بازنشستگی و موسسات نظامی و … از این موسسات گرفته تا سهام ناشران تحت مدیریت آنها و توقف فروش تا ثبات.» و در بازار و انجام اقدامات حمایتی مانند خرید سهام و انتشار اوراق بهادار پشتیبان «تذکر می کنند که تا چه حد برای آن مشکل دارد. آزادی عمل فعالان بازار، اما باید توجه داشت که اگر در عمل چنین اقدامی اثراتی مانند محدود کردن آزادی عمل سرمایه گذاران در خرید و فروش داشته باشد، مثلاً زمانی که می شود دامنه نوسان نامتقارن است، احتمالا رکود در بازار عمیق تر خواهد شد و این ایده مثبت اولیه اثرات منفی خواهد داشت.

* بند ششم حمایت فعلی عملا تازگی ندارد و بارها مورد توجه سرمایه گذاران و ذی نفعان بورس بوده است. آنچه در این بسته به عنوان «همکاری مشترک بانک مرکزی و وزارت اقتصاد برای مدیریت نرخ سود» عنوان شده است، وعده ای تکراری است که بدون توجه به تردید کارشناسان اقتصادی، وزیر اقتصاد بارها بر ضرورت آن تاکید کرده است. اقتصاد و رئیس سازمان بورس اما عملاً راه به جایی نبرد.

*با توجه به مطالبی که تاکنون مطرح شد، به نظر می رسد سایر موارد این بسته نتیجه چندان موثر و منطقی نداشته باشد. به عنوان مثال، «افزایش سپرده مستقیم سازمان بورس نزد صندوق تثبیت» پیشنهادی در این برنامه، مشابه تخصیص منابع صندوق های دولتی، چندان مفید نخواهد بود، زیرا البته سازمان این کار را انجام نمی دهد. به اندازه آن وجوه منابع داشته باشند، بنابراین، اگر کمک های صندوق تثبیت از این محل، لوکوموتیو باشد، ابتدا باید به اثربخشی کمک های صندوق تثبیت از طریق منابعی مانند صندوق توسعه نگاه کرد. از سوی دیگر «محدود کردن فروش بازارسازان تا اطلاع ثانوی» نیز عجیب است زیرا همین صندوق‌ها ناشی از عدم برنامه‌ریزی به موقع روسای سابق بورس برای شروع بازارسازی در بورس است. اجبار این صندوق ها به خرید سهام گران قیمت باعث شد او این کار را انجام دهد و شرایط او را مجبور به فروش سهام خود کرده است و به نظر می رسد جلوگیری از ادامه فعالیت او چیزی جز افزایش ریسک در بورس و بی اثر شدن این سرمایه ها نباشد. برای حفظ منابع در صورت نیاز مورد دیگر «تعلیق پذیره نویسی اوراق بهادار و عرضه اولیه تا بازگشت ثبات به بازار سرمایه» است که به دلیل کمبود منابع مورد نیاز، به نظر نمی رسد بازار را با مشکلات زیادی مواجه کرده باشد، بنابراین اپلیکیشن به نظر نمی رسد چنین محدودیتی در بازار سهام وجود داشته باشد، علاوه بر این مورد دوم، یعنی «برگرداندن زمان معاملات فرابورس به روال قبلی از ساعت ۱۳:۰۰ تا ۱۲:۳۰» چیزی جز یک راه حل در بازار سهام نیست. در پایان بهتر است این گزارش را با چند سوال به پایان برسانیم. آیا در بازارهای توسعه یافته که برخلاف بورس سه ساعت و نیم ایران حدود ۶ ساعت کار می کنند، هر روز شاهد کاهش قیمت هستیم؟ چرا این دیدگاه هنوز برای تصمیم گیران اقتصادی کشور نامرئی است که حل مشکلات بورس مستلزم حل مشکلات عمده دیگری در اقتصاد ایران است که سال هاست بر بورس سایه افکنده است؟ آیا زمان آن نرسیده است که با نگاه منطقی تر به مسائل کلان اقتصاد ایران به بازار سرمایه کمک کنیم؟