پایان تاریخ معاصر، جهان در معرض تهدید بحران های غیرقابل کنترل است – خبر


در میان تلاقی بی رحمانه شوک های امروزی، جهان شاهد شکست Pax Americana (اصطلاح مفهوم صلح نسبی در نیمکره غربی و سپس در جهان در نتیجه برتری ایالات متحده آمریکا است. با شروع از اواسط قرن بیستم)، پس از بیش از ۷۰ سال جنگ، جنگ جهانی دوم اساس امور جهانی شدن بود. این احتمالاً آغاز دوره ای از بحران های جهانی غیرقابل برگشت و بالقوه غیرقابل کنترل است.

به گزارش «نبخبر»، یوشکا فیشر از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ وزیر امور خارجه آلمان و معاون «گرهارد شرودر» صدراعظم وقت آلمان بود. فیشر از دهه ۱۹۷۰ یکی از چهره های برجسته حزب سبز آلمان بوده و بر اساس نظرسنجی ها، محبوب ترین سیاستمدار آلمانی در دوران دولت شرودر بوده است.

طبق گفته The Syndication Project، نمی توانم زمانی را در ۷۵ سال گذشته به خاطر بیاورم که چنین انبوهی از شوک های خرد و کلان وجود داشته باشد. امروزه جهان با تشدید تغییرات آب و هوایی، بیماری همه گیر (کووید-۱۹)، جنگ های بزرگ، افزایش تورم، اختلال در تجارت بین المللی و زنجیره تامین، و کمبود شدید مواد غذایی و انرژی مواجه است.

بیشتر این آشفتگی از رقابت‌های جدید (و تجدید شده) بین قدرت‌های بزرگ ناشی می‌شود. این وضعیت پیامدهای آشفته بسیار واضحی داشت که نمونه بارز آن جنگ تهاجمی روسیه علیه اوکراین است. لازم نیست پیشگو باشیم تا پیش بینی کنیم که درگیری در واقع یک تراژدی طولانی تر خواهد بود. در شرق آسیا، ادعای چین بر تایوان نیز تنش نظامی را تشدید می کند. در خاورمیانه، برنامه هسته ای ادامه دار ایران به راحتی می تواند به یک درگیری نظامی بزرگ منجر شود.

به طور خلاصه، ما شاهد فروپاشی Pax Americana هستیم که بیش از ۷۰ سال پس از جنگ جهانی دوم اساس روابط بین الملل بود. پس از پیروزی ایالات متحده در هر دو جنگ جهانی در قرن بیستم، در جنگ سرد بعدی پیروز شد.

در آن زمان، Pax Americana صلح و ثبات را در اروپا، قاره‌ای که در سال ۱۹۴۵ عمدتاً ویران شد، تضمین کرد و پایه‌های رژیم‌های تجاری چندجانبه جدید و قوانین بین‌المللی را که زیر چتر سازمان ملل ایجاد شد، پایه‌گذاری کرد. با این حال، ظهور چین و دیگر قدرت‌ها باعث شد که صلح آمریکا جای خود را به واقعیت چندقطبی بدهد.

به ویژه از آغاز این قرن، اقتصاد جهانی دستخوش یک تحول اساسی فناوری شده است. دیجیتالی شدن و هوش مصنوعی اساساً اقتصادهای پیشرفته را تغییر می دهند و قدرت سیاسی را در سطح جهانی متعادل می کنند. از زمان بحران مالی ۲۰۰۸، شرایط جهانی هرج‌ومرج‌تر شده و نقص‌های مهلکی را در مفروضات غربی آشکار کرده است. اروپا تسلیم این توهم شده است که همکاری با روسیه در زمینه انرژی صلح و ثبات را در این قاره تضمین می کند.

رهبران ایالات متحده به اشتباه معتقد بودند که پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی و دیگر ترتیبات چندجانبه، ناگزیر به دموکراتیک شدن چین می‌شود. در هر دو مورد، رهبران غربی نیات و اهداف استراتژیک رهبران روسیه و چین را نادیده گرفتند. آنها چنان به جذابیت جهانی الگوهای تمدن خود اطمینان داشتند که نمی توانستند پیامدهای سیاسی وابستگی اقتصادی را که پذیرفته بودند پیش بینی کنند. لایحه این ساده لوحی اکنون آمده است و عواقب آن وخیم خواهد بود.

چین به سرعت در حال تبدیل شدن به یک رقیب تکنولوژیک برای غرب و به ویژه ایالات متحده است، موقعیتی که اتحاد جماهیر شوروی حتی در اوج شوک اسپوتنیک نمی توانست ادعای دستیابی به آن را داشته باشد. باید دید این مرحله جدید رقابت سیستمی جهانی به کجا خواهد انجامید. با این حال، به جرات می توان گفت که شکستن چین سخت خواهد بود. علاوه بر این، رقابت جدیدی از قدرت های بزرگ در شرایط کاملاً جدید در حال وقوع است. کووید-۱۹ و تغییرات آب و هوایی اساسا محاسبات اقتصادی و سیاسی جهانی را تغییر داده اند و این تغییر را ادامه خواهند داد.

اگر بشریت نتواند انتشار گازهای گلخانه ای را به میزان لازم برای کنترل گرمایش جهانی کاهش دهد، وارد عصر بحران های جهانی غیرقابل برگشت و بالقوه غیرقابل کنترل خواهد شد. بدتر از آن، با توجه به پویایی رقابتی جدید جهانی، قدرت‌های بزرگ به سمت تشدید تقابل حرکت خواهند کرد، حتی زمانی که چالش‌هایی که ما با آن مواجه هستیم نیازمند همکاری نزدیک‌تر باشد. این تراژدی واقعی جنگ ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه است: بحران اوکراین، فراتر از ویرانی های ناخواسته و رنج های ناگفته انسانی، از دست دادن زمان گرانبها برای بشریت است.

در اینجا باید به آخرین بحران اشاره کرد. در میان همه هرج و مرج جهانی، ایالات متحده مشکلات داخلی عمیقی دارد که آینده آن را به عنوان یک دموکراسی باثبات و فعال زیر سوال می برد. این کشور در ۶ ژانویه ۲۰۲۱ اولین کودتای خود را تجربه کرد.

همانطور که تحقیقات مجلس نمایندگان در ۶ ژانویه نشان داد، “دونالد ترامپ” با ارعاب مقامات انتخابات ایالتی و تحریک باندهای خشونت آمیز برای هجوم به ساختمان کنگره ایالات متحده، به دنبال بی اعتبار کردن انتخابات ۲۰۲۰ بود. آیا دموکراسی آمریکایی به اندازه کافی انعطاف پذیر خواهد بود تا از تکرار این اتفاق جلوگیری کند، یا ترامپ یا فردی مانند او در جایی که «محاکمه محاکمه» ۶ ژانویه شکست خورد، موفق خواهند شد؟

این سوال نه تنها برای ایالات متحده و دموکراسی آن، بلکه برای متحدانش، و به طور گسترده تر، برای آینده بشریت حیاتی خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ ممکن است اولین انتخابات با پیامدهای تمدنی و سیاره ای مستقیم باشد. تصادفی نیست که سرنوشت جهان در قرن بیست و یکم در قدیمی ترین دموکراسی های آن و در کشوری که نظام بین الملل را در ۷۵ سال گذشته پایه گذاری کرده است رقم خواهد خورد.