چرا در «اقتصاد» مدام ضرر می کنیم؟! – خبری نیست


اقتصاد

اجرای سیاستی که یکی از مولفه های اساسی اقتصاد آزاد در اقتصاد یک کشور است، هیچ تفاوتی با پیوند قلب یک حیوان خون گرم به حیوان خونسرد ندارد و شکست آن قطعی است. مشکلات مالی روزمره» و بیم آن می رود که دومینوی عواقب و پیامدهایی داشته باشد که مدیران اقتصادی را نیز سردرگم کند و شاید به همین دلیل است که تنها مجریان و موافقان این طرح به تیم اقتصادی دولت محدود شده و فاقد آن هستند. اقتصاد معاصر از اجرای این طرح حمایت نکرده است.

به گزارش نبأخبر، برخی از مدیران و تصمیم گیران دولتی، اقتصاد مقاومتی را معادل اقتصاد پیله ای دانسته و معتقدند که بدون ارتباط با دنیای کارآمد امروز، می توانند درجاتی از موفقیت در اقتصاد داشته باشند.
اگر به چهار دهه گذشته نگاه کنیم، شاهد رشد نامنظم خواهیم بود.

یعنی در برخی از مسائل علمی و نظامی و سیاست گذاری در حوزه های مختلف آموزشی و پژوهشی جهش مثبتی داشته ایم و در برخی زمینه ها پیشرفت اندک و در برخی موارد پیشرفت جیبی داشته ایم، اما در حوزه اقتصاد، رفاه عمومی، ثبات پول ملی و معیشت مردم هر سال رو به وخامت می رود و تقریباً به هیچ هدفی برای اقتصاد نرسیده ایم و این گرایش باید دلیل علمی داشته باشد. این مقاله سعی دارد این سوال را مطرح کند که چرا ما دائماً در حال از دست دادن اقتصاد به زبان کمتر تخصصی هستیم.

باید صادقانه بپذیریم که عامل اصلی اکثر حوادث تلخ، شرایط بد معیشتی و غم نان است.

در نگاه شهروندان عادی و مردم عادی، «تورم» و «تورم» ممکن است دو نام برای پدیده شومی باشد که زندگی و معیشت آنها را در برگرفته است، اما حقیقت عمیق و علمی این است که «تورم» یک پدیده است اگر رابطه منطقی بین عرضه و تقاضا به گونه ای برقرار می شود که هر چه تقاضا برای کالا و خدمات بیشتر باشد اما عرضه ثابت بماند، قیمت آن کالا یا خدمت افزایش می یابد، اما «تورم» شرایطی است که ناشی از اجرای سیاست های نادرست است. و قانون گذاری غیرضروری و در کل کنترل اقتصاد ایجاد می شود اصولا تورم تاثیری بر ارزش پول ملی ندارد اما تورم می تواند در عرض چند ساعت چند ده درصد ارزش پول ملی را کاهش دهد.

در پنج دهه گذشته، تورم رو به افزایش بوده و سایر شاخص‌های مهم اقتصاد کلان مانند جذب سرمایه‌گذاری خارجی، تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه رو به کاهش بوده است و همه این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که در این سال‌ها، اقتصاد وام دهی اغلب نبوده است. به اهلش سپرده شد، در حالی که دستور صریح قرآن این است:

امروز هم که طرح جراحی اقتصادی اجرا می شود، همین نگرانی وجود دارد که افرادی که پشت صحنه به آن رای داده اند، نه اقتصادی بوده اند و نه اقتصادی، حتی اعداد و ارقام در سطح کلان.

واقعیت این است که طرح اصلاح اقتصادی یا جراحی که نام اصلی آن «آزادسازی قیمت» است در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی نیز اجرا شد و قیمت بسیاری از کالاها و خدمات افزایش یافت و یکی از برگ برنده ها در دست کاندیدای ریاست جمهوری در سال ۷۲ به انتقاد از هاشمی پرداخت و با کسب حدود چهار میلیون رای در جایگاه دوم قرار گرفت.

امروز که سخنگوی دولت سیزدهم مدعی است جراحی اقتصادی باید یکبار برای همیشه انجام شود و حتی در برخی تریبون ها از شجاعت و شجاعت مدیران اقتصادی و رئیس دولت به ویژه تقدیر می شود، باید گفت. انصافاً افکار عمومی که سیاست آزادسازی قیمت ها در آن زمان اعمال شد، اما نتیجه نداد، چرا؟

علاوه بر دلیل فوق، اجرای تصمیمات تخصصی اقتصادی توسط افرادی که هیچ شناختی از اقتصاد ندارند و با پیچیدگی های روابط بین الملل در هزاره سوم آشنایی ندارند، دلیل علمی دیگری نیز دارد که در ادامه به آن می پردازیم.

سیاست آزادسازی اقتصادی یکی از طرح های مربوط به اقتصاد آزاد و لیبرال است، اقتصاد «آدام اسمیت» که از اول انقلاب تاکنون جایگاهی در بین انقلابیون نداشت و بر نوعی از اقتصاد به نام «اقتصاد اسلامی» تاکید داشتند. “. اما بیشتر از آن، اقتصاد سوسیالیستی تحت کنترل و نظارت دائمی دولت عمل می کند و بی دلیل نیست که بگوییم ما از ابتدا مدل مشخصی از توسعه اقتصادی نداشتیم و اکنون دولت بخشی از دستورات خود را صادر می کند. در مورد مدل اقتصادی سوسیالیستی کره شمالی، ونزوئلا و بلاروس که در هزاره سوم قرار دارد و برخی از برنامه های او مانند سیاست آزادسازی قیمت ها با اقتصاد آزاد مرتبط است و این اوج آشفتگی است که اثرات نامطلوبی داشته و خواهد داشت.

به عنوان مثال، برای نزدیک کردن عقل، اجرای سیاستی که جزء ضروری اقتصاد آزاد در اقتصاد دولتی است، با انتقال قلب یک حیوان خونگرم به یک حیوان خونسرد تفاوتی ندارد. شکست. البته. اقتصاد کلان و معیشت مردم تنها باید «بر مشکلات مالی روزمره غلبه کند» و بیم آن می رود که دومینو عواقب و آثاری داشته باشد که مدیران اقتصادی را نیز سردرگم کند، شاید به همین دلیل است که مجریان و حامیان این طرح تنها تیم اقتصادی دولت محدود است و هیچ نظریه‌پرداز اقتصادی معاصری خواستار اجرای آن نشده است.

آخرین نکته این است که در دهه سوم هزاره سوم، با تسلط اشراف بر مراکز اصلی قدرت جهانی بر بسیاری از امور و امور اقتصاد جهانی، بعید است که بدون ارتباطات شایسته و آبرومندانه بتوان انتظار شکوفایی و شکوفایی را داشت. تولید و تجارت دولتی در حالی که برخی از تصمیم گیران دولتی در این زمینه اقتصاد مقاومتی را معادل اقتصاد پیله ای دانستند و معتقد بودند که بدون ارتباط با دنیای کارآمد امروز می توانند به درجه ای از موفقیت در اقتصاد دست یابند و این موضع موید این نکته است. اعتماد هنوز اقتصاد را به مردمش واگذار نکرده است.