چگونه انصارالله یمن معادلات جنگ را تغییر داد؟ – خبری نیست


ما می توانیم یمن را در ۳ بازه زمانی تعریف کنیم. مرحله اول حمله ناگهانی سعودی ها حمایت از دولت قانونی دولت آقای منصور هادی، بازگشت مشروعیت به دولت یمن و مبارزه با یک گروه نظامی و شورشی بود که آنها آن را وابسته به ایران می دانستند. آنها این عناوین را به عنوان پوشش قابل قبولی برای افکار عمومی جهان مطرح کردند که هدف آنها این است که آقای منصور هادی رئیس جمهور درستی است و حوثی ها کودتا کردند و می خواستند او را ترور کنند و ما او را نجات دادیم و اکنون او مشروعیت دارد و ما هستیم. دفاع از آنها

بر اساس این خبر، سید هادی سید فکیحی کارشناس مسائل منطقه تایید کرد که ارتش یمن و انصارالله به مرور زمان موقعیت خود را تقویت کردند و توانستند معادلات جنگ را تغییر دهند. معکوس کردن معادله بازدارندگی به نفع یمنی ها با موشک و پهپاد و حمله به مناطق حساس آرامکو و داخل خاک عربستان با پهپاد و حملات هوایی.
۷ سال از آغاز جنگ نابرابر عربستان با یمن می گذرد و ۷ سال است که عربستان سعودی با همه مزدوران بین المللی و منطقه ای خود سعی در تسلط بر یمن دارد. اما امروز به جز حمله یمنی ها به تاسیسات آرامکو در جده عربستان، چیزی جز تسلط عربستان بر یمن نمی بینیم. در همین راستا با سیدهادی سید فکی، تحلیلگر مسائل غرب آسیا گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

* آقای آویگی! پس از گذشت هفت سال از جنگ یمن، ارزیابی شما از این دوران چیست؟ به خصوص قدرت یمن
حمله به آرامکو را چگونه تحلیل می کنید؟

ما می توانیم یمن را در ۳ بازه زمانی تعریف کنیم. مرحله اول حمله ناگهانی سعودی ها حمایت از دولت قانونی دولت آقای منصور هادی، بازگشت مشروعیت به دولت یمن و مبارزه با یک گروه نظامی و شورشی بود که آنها آن را وابسته به ایران می دانستند. آنها این عناوین را به عنوان پوشش قابل قبولی برای افکار عمومی جهان مطرح کردند که هدف آنها این است که آقای منصور هادی رئیس جمهور درستی است و حوثی ها کودتا کردند و می خواستند او را ترور کنند و ما او را نجات دادیم و اکنون او مشروعیت دارد و ما هستیم. دفاع از آنها

این ظاهر قضیه است اما پشت صحنه افتضاح بود. من خوانندگان را به اظهارات آقای انور العشقی، ژنرال بازنشسته سعودی که در اوایل یمن با یک هیئت اسرائیلی-آمریکایی در ایالات متحده ملاقات کرد، ارجاع می دهم. دولت با چندین هدف عمدتاً بر یمن متمرکز بود. مطالب تکمیلی به عنوان سبد پروژه های منطقه ای برای تغییر موازنه امنیتی در منطقه، جایی که آقای انور العشقی می گوید یمن باید به شورای همکاری خلیج فارس بپیوندد و اعراب باید با اسرائیل آشتی کنند، سپس می گوید کشورهای عربی باید با آنها همکاری کنند. اسرائیل، و یک نیروی متحد برای خطرات تشکیل دهید. از سوی دیگر می گوید باید بازار مشترک منطقه ای شکل بگیرد و کردستان که شامل بخش های ایرانی، ترکی، عراقی و سوریه است، به کردستان بزرگ تبدیل شود. اینجاست که پروژه تکمیلی باید عملی شود تا سد قابل توجهی برای تسلیحات ایران در منطقه ایجاد شود و ایران در طول زمان محاصره شود.

می بینید که یمن از کجا شروع شد و به کجا ختم شد. به همین دلیل هرگونه پیشرفت و توسعه در یمن از نظر معادلات نظامی و هوایی و توان بازدارندگی برای همسان سازی طرف مورد بحث مطرح می شود و فتوحات میدانی ارتش یمن و انصارالله به ایران نسبت داده می شود.

با این سناریو آنها به یمن حمله کردند و پشت پرده چیز دیگری است، اما پشت پرده بحث دفاع از مشروعیت رژیم است. از آنجایی که مردم یمن آماده نبودند و درگیر امور داخلی خود نبودند، این اقدام در این مرحله شگفت‌انگیز بود. پیشروی نیروهای ائتلاف که عربستان در حال رژه رفتن است اما در پشت صحنه آمریکا، اسرائیل، فرانسه، ناتو و…

مرحله دوم ارتش یمن و انصارالله به مرور زمان خود را پیدا کردند و بعد از حدود سه سال آرام آرام شنیدیم که ارتش یمن در حال آزادسازی تعدادی از مناطق از جمله الجوف، البیضاء و حتی نزدیک عدن است. سپس عقب نشینی تاکتیکی.. چرا از این می ترسیدند که نتوانند از دستاوردهای خود در این سرزمین های آزاد شده دفاع و محافظت کنند؟ مرحله دوم مرحله توقف پیشرفت و تهاجم معکوس برای بازگرداندن سرزمین های اشغالی توسط عربستان و امارات و نیروهای متفق بود و نزدیک به دو سال طول کشید و اکنون در مرحله سوم هستیم که یک تحول بود. . و یک پرش هوایی در نبرد هوایی که سعودی ها در آن پیشرفت کامل داشتند، F-16 بود که خود آمریکایی ها گاهی بمباران می کردند اما به آن اشاره ای نمی کردند.

موضوع جهشی که در زمینه موشک و پهپاد ذکر کردم در طول جنگ زمینی به شدت تغییر کرد به طوری که یمنی ها توانستند به استان مأرب که یک استان مهم و حیاتی است برسند. مارب یک چهارراه استراتژیک، مرکز انرژی و سد مهم مغرب و آب های مغرب است و گروهی از اقوام و مذاهب مختلف در مارب وجود دارد. انصارالله قیام کرد و مأرب را محاصره کرد، اما متأسفانه در اینجا آمریکا مستقیماً وارد عمل شد و اجازه آزادسازی کامل و افتادن آن به دست کمیته‌های مردمی و انقلابی را نداد، هرچند که مأرب همچنان در محاصره است.

در شرایط کنونی شاهد عملیات هوایی موفق انصارالله، کمیته‌های مردمی و ارتش یمن بوده‌ایم که توانستند با موشک و پهپاد معادله بازدارندگی را به نفع یمنی‌ها برگردانند و به مناطق حساس آرامکو حمله کردند. و در داخل عربستان سعودی. با پهپاد و هوا.

عربستان سعودی بارها دروغ گفته و ریاکارانه گفته است که می خواهیم از طریق مذاکرات سیاسی جلو برویم. یمن از نظر زمینی، هوایی، دریایی، فرودگاهی، غذایی و دارویی، در این شرایط و حملات ناجوانمردانه سعودی ها به تمامی زیرساخت ها و مراکز حیاتی یمن و کشتار مردم و کودکان یمن، باید امنیتی وجود داشته باشد که بتواند مذاکره کنند. طرفی که می خواهد مذاکره کند باید بستر یا مقدمه ای ارائه کند که متاسفانه اینطور نیست. با وجود این، نماینده دولت مردمی یمن آقای محمد عبدالصالح دو سال پیش به استکهلم رفت تا بهانه مذاکره را از عربستان بردارد. این که آتش بس باشد و همه پایبند باشند و قرارداد را امضا کنند و آن شب امضای قرارداد عربستان توسط الهدی بمباران شد، اگر قرار بود آتش بگیرد و مجبور شدند. برداشت می کند.

تلاش های زیادی انجام شد حتی در چهار دور حضور ایران در عربستان سعودی ها در موضوع یمن حرف اول را بر سر میز مذاکره داشتند. آنها با پاسخ قاطع ایران مواجه شدند و عصبانی شدند و گفتند شما حاضر نیستید به انصارالله فشار بیاورید که اول اسلحه را زمین بگذارند و آتش بس را رعایت کنند و می دانیم که می خواهند جلاد و مقتول را جایگزین کنند. در حالی که انصارالله تحت فشار است و خواهان آتش بس است، عربستان سعودی آن را نمی پذیرد.

حتی زمانی که انصارالله به مأرب رسید، عربستان سعودی از ایران خواست که به دوستان شما فشار بیاورد تا انصارالله تا مأرب پیشروی نکند و شهر را اشغال کند. گفتیم ما شغل نیستیم و چنین حقی نداریم که برای مردم یمن تعیین تکلیف کنیم و شما چنین حقی ندارید در حالی که شما در اشغال هستید و آنها رفتند، این منطق ایران بود. اکنون برنامه پنج ماده ای آنها این است که ابتدا شلیک کنند و سپس محاصره را رفع کنند، سپس گذرگاه های کمک های بشردوستانه را بازگشایی کنند، فرودگاه صنعا را باز کنند و اجساد و اسرا را مبادله کنند تا بستری مسالمت آمیز برای مذاکره فراهم شود.

بنابراین، در سطح میدانی، سعودی ها تاکنون هیچ نشانه مثبتی از خود نشان نداده اند و اعتماد و اراده واقعی ایجاد نکرده اند، همه دروغ، فریب، فرصت طلبی، نفس های جدید و تاکتیک های جدید.

س: آیا عربستان در نهایت به جنگ پایان خواهد داد؟

اخیرا شورای هماهنگی خلیج فارس اعلام کرد که باید کنفرانس یا نشست جامعی برگزار شود و همه طرف های ذیربط به ریاض آورده شوند و همه گروه ها، شخصیت ها، موافقان و مخالفان حضور داشته باشند تا ببینند چه می شود کرد. اما در پاسخ به این فریب سیاسی، آقای محمدعلی الحوثی، رئیس کمیته های مردمی گفت که عربستان خودش طرف جنگ است و چگونه می توانیم به ریاض بیاییم یا در این کنفرانس شرکت کنیم در حالی که خود ریاض است. . در ردیف جنگ.

انصارالله می گوید ما به عربستان اعتماد نداریم و اعتقادی به آن نداریم و اگر عربستان درست بگوید همان موضوعاتی را که در جلسات مختلف بر سر آن توافق کردیم اجرا می کند. بالاخره جنگ تمام شد، اما عربستان اکنون و در این مورد نمی تواند یمن را ترک کند، در حالی که محمد بن سلمان می خواهد تاج و تخت و تحت حکومت پدرش را به ارث ببرد و افکار عمومی می دانند که محمد بن سلمان در یک ۷ سال شکست خورد. جنگ و در باتلاق ماند، هنر نشد.

عربستان سعودی به چنین فضایی نیاز دارد زیرا اکنون گرفتار مشکلات داخلی است، شیعیان و غیرشیعیان را مانند ۸۱ نفری که اخیراً اعدام شده اند سلاخی می کند و ۴۱ نفر از آنها را فقط به این دلیل که فکر می کنند شیعه هستند سر بریده است.

آقای محمد بن سلمان می گوید من می خواهم در این جنگ پیروز شوم که بر تخت سلطنت بنشینم و بگویم که امروز پادشاه منطقه هستم.

دیگر اینکه آمریکایی ها می گویند اگر ما نتوانیم انصارالله را شکست دهیم، نمی توانیم ارتش حکومت ملی را سرنگون کنیم، اما در مقابل آنها نباید در جنگ پیروز شوند و نتیجه آن مانند تصمیم جنگ و صلح نخواهد بود. ۵۹۸ که می گفت ایران نه شکست خورد و نه پیروز شد. آمریکا به دنبال چنین معادله ای است.

و بحران اوکراین موضوع یمن و همچنین توافق هسته‌ای و مذاکرات وین را پیچیده‌تر کرده است، که عمیقاً بیم آن را دارند که در صورت امضای توافق توسط ایران، بسیاری از معادلات منطقه‌ای تغییر کند. یعنی شاهد تغییرات منطقه ای و تغییر در نظم جهانی، تغییر در نظام تک قطبی، کاهش قدرت آمریکا و ناتو خواهیم بود.

اکنون که این اتفاقات در منطقه اوکراین رخ داده است، همه زندگی ها در جعبه ای محبوس شده اند که در آن این جنگ به پایان می رسد و آیا به جنگ جهانی سوم می رسد و آیا اوکراین تسلیم می شود؟ آیا ناتو پیروز خواهد شد؟ آیا فریاد بنفش می تواند روس ها را از این محاصره ها و تحریم ها خارج کند؟ این حکم تعامل بین پرونده یمن را پیچیده تر کرد.

انتظار من با فرضیات فراوان این است که اگر بحران روسیه به نفع روسیه تمام شود، ناتو و ایالات متحده قطعا نخواهند توانست به راحتی در اوکراین سرمایه گذاری کنند.

موضوع توافق هسته ای در صورت اجرایی شدن قطعاً محدودیت جدی برای توسعه پایگاه های آمریکا یا موضوع عادی سازی با کشورهای عربی در بازگشت سوریه به اتحادیه عرب خواهد بود و تقویت خواهد شد. عربستان سعودی همچنین متوجه شد که وقایع افغانستان و اوکراین، و ایالات متحده به راحتی شرکای خود را رها کرده است، اکنون این موضوع را واقع بینانه تر می بیند. دشمنی و دشمنی با ما را رها نمی کنند، اما رک و راست و امیدوارانه به این فکر می کند که اگر آمریکا بیاید و محور مقاومت از هم بپاشد اگر شهید سلیمانی نشود و دیگر چنین نشود. . .

آنها باید متوجه شوند که ایران روز به روز قوی‌تر می‌شود و آرام آرام از گلوگاه تحریم‌ها خارج می‌شود و باید محاسبات و پارامترهای خود را بازتعریف کنند و ببینند آنچه امروز در تصورشان بود متفاوت است. بنابراین موضوع یمن و پایان جنگ به همین تحولات منطقه ای برمی گردد.