چین روسیه نیست. تایوان هم اوکراین نیست – اخبار


تایوان برای منافع ایالات متحده مهمتر از اوکراین است و هرگونه حمله چین به تایوان احتمالاً منجر به پاسخ نظامی مستقیم واشنگتن خواهد شد. حداقل، تحریم های اقتصادی در صورت وقوع جنگ بر سر تنگه تایوان یک احتمال قوی خواهد بود. در صورت تحریم های اقتصادی، چین بیش از روسیه از تحریم های آمریکا و متحدانش ضرر خواهد کرد.

به گزارش «ناباخبر»، تیجون ژانگ، یکی از اعضای مؤسسه جهانی شانگهای در مقاله ای برای دیپلمات نوشت: حمله روسیه به اوکراین بحث هایی را درباره پیامدهای آن برای تایوان به راه انداخت. گفته می شود چین باید از شکست های متجاوزان روسی درس بگیرد و قبل از شروع جنگ علیه تایوان بیشتر فکر کند. من فکر نمی‌کنم خطر آغاز جنگ بین تنگه‌ای توسط پکن زیاد باشد، بنابراین «درس» فایده چندانی ندارد.

تاریخ ممکن است تکرار شود، اما نه همیشه. برای نشان دادن تفاوت ها، باید دو چهره موازی ترسیم کنیم: چین در مقابل روسیه و تایوان در مقابل اوکراین.

چین روسیه نیست
با مقایسه چین و روسیه می توان دریافت که دو کشور اولویت های استراتژیک بسیار متفاوتی دارند. اولاً، تفاوت فاحشی در توانایی ها و پتانسیل های اقتصادی و نظامی آنها وجود دارد.

از نظر اقتصادی، چین دومین تولید ناخالص داخلی در جهان است. در سال ۲۰۲۱، تولید ناخالص داخلی چین ۷۶ درصد از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده خواهد بود. در مقابل، تولید ناخالص داخلی روسیه کمتر از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده بود. علاوه بر این، رشد اقتصادی چین پایدارتر از روسیه است. دلایل آن ساده است. رشد اقتصادی چین برای چندین دهه مبتنی بر توسعه همه جانبه در بخش‌های مختلف بوده است: کشاورزی، تولید نیروی کار، صنعت فناوری پیشرفته و غیره. تقاضا برای واردات مواد خام چین را بیش از روسیه با اقتصاد جهانی مرتبط کرده است. به نوبه خود، توسعه اقتصادی روسیه عمدتاً به بخش انرژی بستگی دارد.

از نظر نظامی، روسیه دارای بزرگترین زرادخانه هسته ای جهان از نظر تعداد کلاهک های هسته ای و قدرت متعارف هولناک، به ویژه در بخش زمینی است. اوکراین اساسا یک میدان جنگ برای نیروهای زمینی است، جایی که روسیه می تواند قدرت بیشتری نسبت به عرصه دریایی نشان دهد. در مقام مقایسه، ارتش چین، اگرچه به سرعت در حال مدرن شدن است، هنوز چندین دهه از ارتش ایالات متحده عقب است. تنها در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود که چین پس از بحران تنگه تایوان در سال ۱۹۹۶، نوسازی نیروی دریایی و هوایی خود را آغاز کرد و مانند روسیه، نیروهای زمینی چین به طور سنتی قوی تر از نیروی دریایی و هوایی خود بودند.

علاوه بر این، تایوان هدف پیچیده تری برای تهاجم است. درست است که تنگه تایوان باریک است، کمتر از ۱۰۰ مایل عرض در باریک ترین نقطه آن دارد، و چین تعداد زیادی موشک در امتداد سواحل خود رو به تایوان مستقر کرده است، اما حتی اگر هیچ مداخله نظامی مستقیم ایالات متحده وجود نداشته باشد، نمی توانیم مطمئن باشیم. از آن. با توجه به فراوانی سیستم های تسلیحاتی پیشرفته ای که تایوان از ایالات متحده وارد می کند، تسلط چین بر تایوان آسان نخواهد بود.

در شرایط جنگ احتمالی بر سر تنگه تایوان، تعامل چین با اقتصاد جهانی یک شمشیر دولبه برای این کشور است. از یک سو وابستگی متقابل چین با اقتصاد جهانی یکی از مهم ترین عوامل رشد اقتصادی چین طی دهه ها بوده است و از سوی دیگر وابستگی عمیق متقابل اقتصادی آن، اقتصاد چین را در مواقع بحران آسیب پذیر می کند. چین در حال حاضر بزرگترین کشور تجاری جهان بر اساس کل واردات و صادرات است. این بیشتر به این دلیل است که چین با ایالات متحده و متحدان اصلی آن تجارت می کند. ایالات متحده و متحدانش هشت شریک تجاری از ده شریک تجاری چین را تشکیل می دهند. در سناریویی که چین از زور برای اتحاد مجدد با تایوان استفاده می کند، ایالات متحده و متحدانش تحریم های شدیدی را علیه چین اعمال خواهند کرد. اگر این اتفاق بیفتد برای اقتصاد چین بسیار پرهزینه خواهد بود. چین دچار کندی شدید اقتصادی خواهد شد که پیامدهای اجتماعی و سیاسی عمیقی در داخل خواهد داشت. در عین حال روسیه کمتر از رکود اقتصادی در روابط با آمریکا و اتحادیه اروپا می ترسد.

چین و روسیه در اولویت های استراتژیک خود نیز متفاوت هستند. تهاجم روسیه به اوکراین تلاش رئیس جمهور ولادیمیر پوتین برای ایمن سازی حیاط خلوت کشور در برابر گسترش ناتو به سمت شرق است. بنابراین، اولویت استراتژیک روسیه حفاظت از حیاط خلوت خود در برابر گسترش ناتو است.

در مقابل، اولویت استراتژیک چین حفظ محیطی آرام برای رشد اقتصادی چین است. دلیلش هم ساده است. “رویای چین” رئیس جمهور شی جین پینگ اساساً جوان سازی ملت چین است که به معنای تبدیل مجدد چین به مرکز آسیای شرقی است. در نتیجه، ظهور چین منجر به عجله به سمت توسعه منطقه ای نمی شود، بلکه به تلاش برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ تمام عیار منجر می شود.

تایوان اوکراین نیست
شباهت دوم مقایسه بین تایوان و اوکراین است. اوکراین ۴۸ میلیون نفر جمعیت دارد و جمعیت تایوان تقریباً نصف این تعداد (حدود ۲۴ میلیون) است. از نظر قومیت، جمعیت اوکراین حدود ۷۷ درصد اوکراینی و ۲۰ درصد روسی هستند. در تایوان، بیش از ۹۰ درصد جمعیت چینی هان و کمتر از ۱۰ درصد بومی هستند. بر اساس ترکیب قومی، می توان فرض کرد که اتحاد چین با تایوان آسان تر از تصاحب سرزمین اوکراین برای روسیه است. اما به این سادگی نیست.

از اواخر دهه ۱۹۸۰، دولت چین با اشتیاق روابط فرهنگی، اجتماعی و خویشاوندی را با مردم تایوان ترویج داده است. هدف اصلی این جنبش این بود که با پیوندهای فرهنگی و اجتماعی بیشتر، مردم تایوان بیشتر شبیه مردم سرزمین اصلی چین شوند و به طور فزاینده ای تعلق خود را به سرزمین مادری احساس کنند. اما این سیاست ها اثرات معکوس از خود نشان داده است. با ارتباطات و تماس بیشتر، تایوانی ها به طور فزاینده ای تفاوت های خود را با سرزمین اصلی مشاهده کردند.

در اواخر دهه ۱۹۹۰، تحت رهبری لی تنگ هو، دولت تایوان هویت تایوانی را ترویج کرد. در نتیجه، تلاش های چینی ها برای ترویج هویت چینی در تایوان تا حد زیادی شکست خورده است. این یکی از بزرگترین مشکلات چین در تلاش برای اتحاد مجدد چین و تایوان است.

از نظر اقتصادی، تولید ناخالص داخلی تایوان بیش از سه برابر اوکراین است و از نظر فناوری، جایگاه تایوان در منطقه و جهان به عنوان یک مرکز فناوری اطلاعات، به ویژه به عنوان یک تولیدکننده بزرگ تراشه، بسیار مهمتر از اوکراین است. در واقع، ایالات متحده اخیراً از تایوان خواسته است تا سهم بیشتری در کمبود جهانی نیمه هادی ها داشته باشد.

همانطور که رابرت راس در آغاز قرن بیست و یکم نوشت، از نظر ژئوپلیتیک، شرق آسیا دو قطبی است. بخشی با ایالات متحده به عنوان قدرت دریایی غالب و بخشی با چین به عنوان قدرت غالب قاره ای. تایوان دقیقاً بین این دو منطقه قرار دارد. از این نظر، هر کسی که تایوان را کنترل کند نسبت به دیگری برتری خواهد داشت. مطمئناً برای ایالات متحده، تایوان از نظر اقتصادی و استراتژیک مهمتر از اوکراین است.

یکی از مهم ترین عوامل جنگ اوکراین و جنگ احتمالی در تنگه تایوان، احتمال مداخله نظامی مستقیم آمریکاست. در مورد اوکراین، دولت ایالات متحده به صراحت اعلام کرده است که مستقیماً به این مبارزه نخواهد پیوست. تصویر بسیار متفاوتی در مورد موضوع تایوان وجود دارد. از زمان برقراری روابط دیپلماتیک بین ایالات متحده و جمهوری خلق چین در سال ۱۹۷۹، مطابق با قانون روابط تایوان، دولت ایالات متحده عمداً موضع مبهم در مورد مداخله نظامی مستقیم را حفظ کرده است. این ابهام در بازدارندگی چین از توسل به زور برای اتحاد و جلوگیری از اعلام استقلال رسمی تایوان مؤثر بود.

نتیجه
تایوان برای منافع ایالات متحده مهمتر از اوکراین است و هرگونه حمله چین به تایوان احتمالاً منجر به پاسخ نظامی مستقیم واشنگتن خواهد شد. حداقل، تحریم های اقتصادی در صورت وقوع جنگ بر سر تنگه تایوان یک احتمال قوی خواهد بود. در صورت تحریم های اقتصادی، چین بیش از روسیه از تحریم های آمریکا و متحدانش ضرر خواهد کرد.

بنابراین، استفاده از زور برای بازگرداندن تایوان به سرزمین مادری اکنون گزینه ای برای چین نیست و تا زمانی که فاصله زیادی بین ارتش چین و ایالات متحده وجود داشته باشد، روی میز چین نخواهد بود. پکن درک می کند که چین از نظر اقتصادی و نظامی به پیشرفت خود ادامه خواهد داد و با قدرتمندتر شدن چین، در نهایت قادر خواهد بود بدون جنگ پیروز شود.

همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد، برخی استدلال کرده‌اند که یکی از درس‌هایی که چین می‌تواند از جنگ اوکراین بیاموزد این است که چین باید قبل از شروع جنگ به طور جدی اتحاد مجدد با تایوان را در نظر بگیرد. این توصیه در حال حاضر جواب نمی دهد و برای آینده ای دور است. چین هیچ عجله ای برای اتحاد مجدد ندارد، نه به صورت مسالمت آمیز و نه با زور. چین امیدوار است به جایی برسد که مداخله نظامی مستقیم برای ایالات متحده و تایوان برای توافق با چین بسیار پرهزینه باشد و بدون جنگ پیروز شود.