۵ راه برای اقتصاد ایران – خبری نیست


اقتصاد

در حال حاضر تعدادی از روحانیون و فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق(ع) به کار بر روی نظریه اقتصاد اسلامی ادامه می دهند. مهمترین مراکز آموزشی و پژوهشی اقتصاد اسلامی، مؤسساتی مانند پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی و دانشگاه هستند. در حوزه سیاست گذاری، هیأت فقهی بورس و کمیسیون اوراق بهادار از جمله نهادهایی هستند که مستقیماً در راستای اسلامی سازی بازار سرمایه فعالیت می کنند و سرمایه بر اساس شرع اسلامی عمل می کند.

به گزارش نبأخبر، در ایران پس از انقلاب، همواره جریان های اقتصادی در عرصه اجتماعی و ساختار حاکمیتی حضور داشته اند – برخی برجسته تر، برخی کمتر. وجود نظریه های مختلف اقتصادی در خارج از ایران، به ویژه در کشورهای آمریکایی و اروپایی، موجب مطرح شدن این نظریه ها در ایران توسط علاقه مندان به آن شد و در این راستا کتاب ها و مقالات زیادی با توجه به طیف فکری ترجمه و تدریس شده است. .

در این مقاله قصد داریم به بررسی مهم ترین روندهای اقتصادی ایران بپردازیم که همواره در جامعه و ساختار حکومتی حضور پررنگی داشته است. این جریان های اقتصادی در دو طیف کلی چپ و راست هستند، اما حتی در این دو طیف نیز تفاوت هایی وجود دارد. البته طیف ایدئولوژیک-اقتصادی دیگری نیز طی سال های اخیر در ایران به وجود آمده است که در پایان این مقاله به اختصار به ارائه آن می پردازیم. این جریان ها یا رویکردهای اقتصادی در ایران به شرح زیر است:

طیف اول: سمت راست. نئولیبرال ها

اقتصاددانان نئولیبرال از ابتدای انقلاب تاکنون در دولت‌ها حضور مستمر و پایدار داشته‌اند و اتفاقاً دولت‌های اصلاح‌طلب رابطه خوبی با این طیف دارند و به همین دلیل از زمان انقلاب تاکنون نقش بسیار مهمی در سیاست‌گذاری اقتصادی داشته‌اند. آغاز انقلاب انقلاب

شاید شاخص ترین چهره های رسانه ای جریان اقتصادی کنونی البته مسعود نیلی، موسی غنی نژاد و البته شخصیت های مطرح دیگری چون محمد طبیبیان، حسین عبده تبریزی، علی نقی مشایخی، عباس آخوندی و محمد نهاوندیان باشند. و مسعود کرباسیان، محمود سریع القلم (بازوی سیاسی این هجوم) و برخی دیگر از چهره های همین حوزه. نسل جوان این اقتصاددانان، مانند سیدعلی مدنی زاده، دانشجوی دکترای اقتصاد از دانشگاه شیکاگو و استاد اقتصاد در دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف، به عنوان مشاور معاونت برنامه ایفای نقش می کرد.

مبنای نظری این جنبش اقتصادی را دو متفکر مهم نئولیبرالیسم یعنی «فریدریش فون هایک» و «میلتون فریدمن» و دیگر اقتصاددانان نئولیبرال تشکیل می دهند و برنامه های آنها برای اصلاح ساختار اقتصادی ایران در دوران هاشمی، خاتمی و … بعد روحانی مبتنی بر این نظریه است.

از نظر آنها تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور قرار گرفتن در مسیر اقتصاد آزاد و اعتماد به دست نامرئی بازار است. اتخاذ سیاست درهای بازار، جریان آزاد سرمایه و نیروی کار، خصوصی سازی و سرمایه گذاری خارجی و شناور بودن نرخ ارز از مهم ترین مولفه های این جریان فکری است و معتقدند بدون تصویب این بندها ساختار اقتصادی اصلاح نمی شود.

مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی که با نام مؤسسه نیاوران یا مدرسه نیاوران نیز شناخته می شود، مهم ترین مؤسسه پژوهشی این گروه از اقتصاددانان است. بودجه با کمک بزرگان «علی نقی» تنظیم شد و قرار بود بازوی پژوهشی سازماندهی برنامه در آن زمان باشد، برنامه پنج ساله اول و دوم دولت هاشمی و سوم از پنج سال. -برنامه سالانه دولت خاتمی با محوریت تعدیل ساختار اقتصادی با همکاری این گروه از اقتصاددانان نئولیبرال نوشته شده است در واقع قاعده اصلی آنها در دولت ها همیشه تنظیم برنامه ها و بودجه و از طریق بودجه و برنامه های پنج ساله بوده است. ، مسیر تعدیل ساختاری را در پیش گرفته اند.

گروه دیگری از اقتصاددانان در کشور هستند که به انتقاد از نئولیبرال ها می پردازند و معتقدند روند نئولیبرال و تعدیل ساختاری مبتنی بر آن نمی تواند عدالت اجتماعی را در کشور برقرار کند و از این رو حضور دولت و نهادها در اتخاذ سیاست های اقتصادی و عدالت اجتماعی مورد توجه است. ضروری است. اگر نئولیبرال ها بر آزادی فردی و فردگرایی تکیه می کنند و از نظر آنها آزادی فردی اساس مدرنیزاسیون اقتصادی است، این طیف به طور معکوس بر نقش نهادها در شکل دادن به رفتار اقتصادی تأکید می کند و فرض اساسی آنها این است که «اقتصاد جدایی ناپذیر است. از سیستم های سیاسی و اجتماعی در آن. به همین دلیل است که بر نقش دولت تأکید می‌کنند و معتقدند دولت‌های مؤثر می‌توانند نقش مهمی در سیاست‌های بازتوزیعی و عدالت اجتماعی ایفا کنند.

در ایران این طیف چه از نظر فکری و چه از نظر عملی حضور مستمری دارد و از جمله مهمترین چهره های این جریان در ایران می توان به محسن رینانی، فرشاد مومنی، حسین راغفر، احمد میدری، عباس چاکری، محمود تفسلی و علی التیبونیه اشاره کرد. زیربنای نظری این متفکران اقتصاددانان معروف ها یونگ چانگ، آمارتیا سن، گونار میردال، سیمون کوزنتس و لارس پالسون هستند و از نظریات افرادی مانند جوزف استیگلیتز و پل کروگمن نیز استفاده می کنند.

اشاره عملی این گروه از اقتصاددانان به دولت رفاه به جنگ جهانی دوم در ایالات متحده برمی گردد، دوره ای که از سال ۱۹۴۵ آغاز شد و تا اواسط دهه ۱۹۷۰ ادامه داشت و به عنوان عصر طلایی سرمایه داری شناخته می شود. به همین دلیل است که می خواهند قلبی مانند دولت رفاه ایجاد کنند که نقش مهمی در کنترل تبعیض اقتصادی و کاهش شکاف طبقاتی ایفا کند.

برخی از اعضای این جریان اقتصادی در دولت های مختلف حضور داشتند از جمله احمد میدری، معاون وزیر تعاون در دولت اول روحانی و محمود توسلی، مشاور وزیر اقتصاد در دولت اول هاشمی. علی التیبونیا بنیانگذار اولین دولت روحانی نیز به عنوان بنیانگذار بود و توانست با افزایش شدید نرخ سود بانکی تورم را از سال ۹۰ تا ۹۲ کنترل کند.

رابطه این دو گروه با دولت ها در ایران خوب و دوستانه است و دولت ها از ایده های خود در راستای سیاست گذاری اقتصادی استفاده کرده اند. اما دو جریان دیگر بر خلاف دو جریان قبلی کاملاً خارج از ساختار دولتی هستند و به شدت به سیاست‌های اقتصادی دولت به‌ویژه نئولیبرال‌ها انتقاد داشتند، زیرا معتقد بودند این سیاست‌ها منجر به طبقه‌بندی عمیق می‌شود. تقسیم بندی در جامعه این گروه از اقتصاددانان به اقتصاددانان چپ معروف هستند.

طیف سوم: چپ رادیکال. سوسیالیست ها

اقتصاددانان سوسیالیست تحت تأثیر افکار کارل مارکس و فردریش انگلس هستند و نظریه های اقتصادی آنها به عنوان نظریه های اقتصاد مارکسیستی شناخته می شود. این گروه از اقتصاددانان بر این باورند که شکاف طبقاتی به وجود آمده در کشور و تبعیض های ساختاری نتیجه اجرای سیاست های نئولیبرالی در ایران است و از این رو خواهان تغییرات انقلابی در اقتصاد هستند.

در حالی که نئولیبرال ها سیاست های اقتصادی دولت ایران را ریشه سوسیالیستی می دانند، این گروه از اقتصاددانان نیز به نوبه خود سیاست های دولت را در حوزه اقتصاد سرمایه داری و انباشت سرمایه تعریف می کنند و معتقدند که نظام حمایتی در ایران یک نظام نئولیبرالی است. خط مشی. این جریان فکری رادیکال که البته در سیاستگذاری دولتی جایی ندارد، به دنبال الغای مالکیت خصوصی و اشتراک تولید است و مبارزه طبقاتی را موتور محرک تاریخ و عامل تحقق عدالت اجتماعی می داند.

شاید مبارزه با سیاست‌های امپریالیستی آمریکا با محوریت نئولیبرالیسم نیز کلید تفکر این گروه از اقتصاددانان باشد که بر این باورند که گذار به سوسیالیسم در نهایت تنها راه نجات بشریت و محیط زیست از تهاجم سرمایه‌داری است. ایده های کارل مارکس.

مهمترین چهره در این روند اقتصادی در ایران مرحوم فریبرز رایس دانا است. او از منتقدان سرسخت نظام یارانه کشور بود و در سال ۲۰۱۰ به دلیل انتقاد از همین سیاست دستگیر شد و یک سال را در زندان گذراند. او پس از فارغ التحصیلی از مدرسه اقتصاد لندن معتقد بود که آزادسازی اقتصادی و نظام یارانه ها در نهایت نظام پولی و بانکی کشور را ورشکست می کند و در عین حال بیشترین فشار را بر طبقات پایین جامعه وارد می کند. وی بیش از ۱۵ جلد کتاب از خود به جای گذاشت و در ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ بر اثر ویروس کرونا درگذشت.

طیف چهارم مرکز چپ؛ سوسیالیست های دموکرات

اقتصاددانان چپ دیگری در ایران هستند که اگرچه تحت تأثیر افکار کارل مارکس و فردریش انگلس هستند، اما از نظر سیاسی به اندازه سوسیالیست ها رادیکال نیستند و راه معتدل تری برای خروج از این وضعیت اقتصادی ارائه می دهند.

این گروه از اقتصاددانان نیز از منتقدان اصلی نئولیبرالیسم هستند و مانند طیف قبلی معتقدند که یکی از عوامل اصلی شکاف طبقاتی در ایران، سیاست های نئولیبرال بوده است. آنها همچنین بر ساختار حکومت تمرکز می کنند که لزوماً با پروژه نئولیبرال در ایران سازگار نیست و بنابراین از دیدگاه آنها نئولیبرالیسمی که در ایران به وجود آمد بسیار متفاوت و البته تندتر از نسخه های غربی است.

منبع فکری این گروه از اقتصاددانان غیر از کارل مارکس متفکرانی مانند دیوید هاروی آمریکایی، کارل پولانی و ریچارد وولف است. شاید برجسته ترین چهره این جنبش اقتصادی در ایران، محمد مالجو، استاد سابق اقتصاد دانشگاه علامه باشد. مالگو در تحلیل خود از اقتصاد ایران معتقد است که اقتصاد ایران نتیجه یک روند ساختاری طولانی مدت است که دستخوش یک بحران غیرقابل کنترل بوده است. او همچنین در یک مطالعه گسترده، چارچوبی تحلیلی برای درک مناسبات سرمایه داری در ایران ارائه کرد که به نظریه «شش رشته زنجیره انباشت سرمایه ایران» معروف است.

تفاوت بین این طیف فکری و چپ رادیکال در نحوه گذار به ساختار اقتصادی جدید مشهود است. طیف سوسیالیست رادیکال به قدرت طبقه کارگر به عنوان نیروی تغییر بستگی دارد، اما این طیف به اتحاد طبقه کارگر با گروه ها یا طبقات دیگر به عنوان عامل تغییر بستگی دارد و آلترناتیو سیاسی آنها به احتمال زیاد سوسیالیسم دموکراتیک است. اروپای شمالی

طیف پنجم: اقتصاددانان اسلامی

در سال های اخیر جریانی اقتصادی شکل گرفته است که به دنبال نظریه پردازی اقتصاد اسلامی و ارائه چارچوبی برای سیاست گذاری اقتصادی برای جوامع مسلمان است. این طیف در واقع با هدف تلفیق فقه اسلامی با روش علمی و اقتصادی در جهت نیل به هدف خود است.

شاید برجسته ترین چهره در این طیف فکری، حسن اگناظری، از اعضای هیات علمی گروه اقتصاد پژوهشکده حوزه های علمیه و دانشگاه ها باشد که با کتاب نظریه نظری اقتصاد اسلامی در این طرح مشارکت داشته است. البته صحبت از اقتصاد اسلامی از اول انقلاب با ترجمه کتاب «اقتصاد ما» نوشته محمدباقر صدر آغاز شد، اما در ابتدای راه ماند. حسن اگنصاری نیز از این کتاب معروف صدر در کتاب خود استفاده کرده که به چاپ سوم رسید.

نکته اصلی اقتصاد اسلامی بحث بهره و ربا در بانک ها است و شاید اشتباه نباشد که بگوییم این موضوع جوهره اقتصاد اسلامی است. حسن اگناظری نیز در کتاب خود این موضوع را مطرح کرده و جایگزینی برای نرخ سود سرمایه به جای نرخ سود پیشنهاد می کند.

در حال حاضر تعدادی از روحانیون و فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق(ع) به کار بر روی نظریه اقتصاد اسلامی ادامه می دهند. مهمترین مراکز آموزشی و پژوهشی اقتصاد اسلامی مؤسساتی مانند پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و دانشگاه هستند. در حوزه سیاست گذاری، هیأت فقهی بورس و کمیسیون اوراق بهادار از جمله نهادهایی هستند که مستقیماً در راستای اسلامی سازی بازار سرمایه فعالیت می کنند و سرمایه بر اساس شرع اسلامی عمل می کند.